در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مطالعه و بررسی علل بروز جنگ ها و نزاع ها در طول حیات بشری نشان داده است که علت و انگیزه وقوع تمامی جنگ های بزرگ و کوچک در دو دسته خلاصه می شود:
الف) تسلط و دستیابی بر منابع مادی و حیاتی کمیاب و محدود رو زمینی و زیرزمینی.
ب) تحمیل نگرش، اراده و عقیده برطرف مقابل.
جنگ های مبتنی بر عقیده، غالبا بیان کننده نوعی تعارض و تخاصم دائمی بین دو جبهه حق و باطل، ایمان و کفر، خیر و شر، عدل و ظلم هستند. لذا با نگرش به تفاوت ماهوی بین مبانی فکری و عقیدتی نظام حق طلب، کفر ستیز و عدالت محور جمهوری اسلامی ایران با نظام های سلطه گر، جنایت پیشه، کفر بنیان و استکباری، وجود تعارض، تخاصم و جنگ بین این دو جبهه امری ذاتی و راهبردی می باشد.
در این راستا استراتژی نظام سلطه جهانی با محوریت آمریکا و صهیونیزم بین الملل در تقابل با نظام جمهوری اسلامی در دهه اول پیروزی انقلاب اسلامی مبتنی بر نبرد سخت طرح ریزی شده بود که می توان به نمونه هایی از مصادیق آن، از جمله طراحی کودتاهای نظامی علیه نظام نوپای انقلاب اسلامی، انجام ترورهای کور، حذف فیزیکی رهبران انقلاب توسط منافقین و عوامل خودفروخته و در نهایت تحمیل جنگ هشت ساله اشاره کرد.
هوشیاری و مقاومت دلیرانه و بی مانند ملت مسلمان و انقلابی ایران به دشمن ثابت کرد که با این شیوه نمی تواند راه به جایی ببرد لذا دشمن استراتژی خود را در تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایران از جنگ سخت به جنگ نرم تغییر داد.
بنابراین، اصل تعارض و تضاد ذاتی نظام استکباری با جمهوری اسلامی ایران از یک سوی و بروز تحولات عمیق سیاسی و موج بیداری اسلامی در کشورهای منطقه و جهان با الگوبرداری از انقلاب اسلامی ایران، نقطه عطفی است تا دشمن در طراحی جنگ نرم علیه نظام اسلامی از تمام فرصتها، بسترها و ظرفیتهای ممکن برای ضربه زدن به این نظام استفاده کند.
شواهد و قرائن متقن حاکی از آن است که دشمن برای رسیدن به اهداف خود روی آسیبهای اجتماعی جامعه حساب ویژهای باز نموده است. چرا که یکی از اصلیترین برآیند تهاجم فرهنگی دشمن در قالب آسیبهای اجتماعی بروز و ظهور یافته است. برای روشن شدن مساله لازم است نگاهی به مفهوم و ماهیت جنگ نرم دشمن و رابطه علت و معلولی آن با آسیبهای اجتماعی داشته باشیم.
در چیستی جنگ نرم دشمن، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، مطالعه ادبیات و پیشینه علمی جنگ نرم نشان میدهد، در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران هیچ شخصیت علمی دانشگاهی یا حوزوی را نمیتوان یافت، که به اندازه شخص رهبری معزز و معظم انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خامنهای، درخصوص معرفی ماهیت و اهداف جنگ نرم کار کرده باشد. معظم له طی یک دوره بیست ساله و به صورت کاملا فرایندی به تبیین جنگ نرم پرداختند.
ایشان تنها حدود چهار ماه پس ازآن که هدایت و رهبری انقلاب اسلامی را تقبل فرمودند، برای اولین بار مفهوم تهاجم فرهنگی را به صورت رسمی وارد ادبیات سیاسی اجتماعی جامعه کردند و از حرکت خزنده و نرم دشمنان پرده برداشتند.
ایشان برای شناساندن این ترفند دشمن در یک دوره بیست ساله را تعبیر و مفاهیمی استفاده نمودند که با رعایت توالی تاریخی آن عینا به آنها پرداخته میشود.
تهاجم تبلیغاتی: 24/7/1368 ـ تهاجم فرهنگی: 24/7/1368 ـ تهاجم عجیبی: 7/9/1368 ـ هجوم فرهنگی: 12/2/1369 ـ جنگ فرهنگی: 12/2/1369 ـ تهاجم مالی، تهاجم پولی، تهاجم نظامی: 7/6/1369 ـ حمله فرهنگی: 23/5/1370 ـ توطئه فرهنگی: 23/5/1370 ـ شبیخون فرهنگی: 22/4/1371 ـ غارت فرهنگی: 22/4/1371 ـ قتلعام فرهنگی: 22/4/1371 ـ تهاجم نو به نو و سازمان یافته از سوی دشمن: 1/5/1371 ـ ایجاد جبهه فرهنگی دشمن: 21/5/1371 ـ تهاجم پنهانی و زیرزیرکی دشمن: 21/5/1371 ـ تهاجم سیاسی: 30/8/1372 ـ نیرنگهای فرهنگی: 19/10/1375 ـ شبیخون نامردانه: 23/10/1378 ـ هجوم تبلیغات: 27/11/1379 ـ کارزار فرهنگی: 9/6/1383 ـ انحلال فرهنگی: 29/6/1383 ـ تهاجم خبری، تبلیغی، فرهنگی و اخلاقی: 11/9/1383 ـ اوج تهاجم فرهنگی: 11/9/1383 ـ ناتو فرهنگی: 18/8/1385 جنگهای روانی و تبلیغاتی: 13/10/1386 ـ تهاجم معنوی، تهاجم فرهنگی، تهاجم نرم: 22/2/1388 ـ جنگ نرم: 4/6/1388.
با نگاهی تحلیلی به آنچه رهبری بیبدیل نظام طی بیست سال بر آن تاکید فرمودهاند، نتیجه میگیریم، که اصلیترین و ملموسترین خروجی و برون داد تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن که با تعابیر گوناگون از آن یاد شده است، بروز تغییرات ناخواسته در سبک زندگی و قرار گرفتن در دام انواع آسیبهای فرهنگی و اجتماعی است.
با مروری بر نظرات و دیدگاههای نظریهپردازان و طراحان جنگ نرم دشمن در مییابیم که آنها در جنگ نرمی که علیه نظام اسلامی ما به راه انداختهاند، از هر ابزار و یا بهتر بگویم از تمام ابزارهایی که بتواند بر دین گرایی و اخلاق در جامعه جوانان ایران اثرگذار باشد، استفاده کرده و خواهند کرد. از این رو به درستی میتوان نتیجه گرفت که بستر آسیبهای اجتماعی با درگیر کردن قشر جوان، چه نقش و کارکردی ویژهای برای تهاجم و نفوذ نرم دشمن در پی خواهد داشت.
آسیبهای اجتماعی مسالهای مهم و چند وجهی است که در چیستی آن باید گفت: امروزه در گفتمانهای اجتماعی درباره آسیبهای اجتماعی مباحث زیادی بیان میشود، اما به سادگی نمیتوان از این فضای گفتمانی به تعریف واحدی از آسیبهای اجتماعی دست یافت. مثلا در بسیاری از منابع علمی و آکادمیک آسیبهای اجتماعی را معادل کجروی و یا انحرافات اجتماعی دانستهاند و یا تعدادی از صاحبنظران علوم اجتماعی آن را ناهمسازی، اختلاف و غیرطبیعی بودن امور در جامعه معرفی نمودهاند.
گروهی دیگر در تعریف آسیبهای اجتماعی از زاویه علم آسیبشناسی به آن نگریسته و آسیبشناسی اجتماعی را علم مطالعه و شناخت ریشههای بینظمیها اجتماعی در ارگانیسم جامعه دانستهاند. از این تعاریف چنین برداشت میشود که هر پدیدهای که باعث بروز اختلال در نظم و تعادل اجتماعی شود، در دایره آسیبهای اجتماعی قرار میگیرد.
با نگاهی به فهرست آسیبهای اجتماعی احصا شده در کتابها و منابع این حوزه اغلب با مصادیقی مانند سرقت و علل و عوامل آن،جرایم ضد اخلاقی و بیبندوباری جنسی، اعتیاد به الکل و مواد مخدر صنعتی و سنتی، خودکشی به شیوههای مختلف، طلاق و از هم گسیختگی خانواده، بیکاری و... رو به رو خواهیم شد. اما به نظر میرسد آنچه به عنوان یک آسیب اجتماعی جدی میتواند جوامع را با چالش جدی به ویژه در بحث امنیت اجتماعی مواجه نماید، مساله ایجاد تغییرات ناخواسته در سبک زندگی است. به عبارت دیگر انحراف از مدار، هنجارها، بایدها و نبایدها و قوانین و مقررات اجتماع بیشتر از تغییرات ناخواسته و نامطلوب در سبک زندگی نشات میگیرد.
حال اینکه چه چیز باعث بروز تغییر در سبک زندگی فردی و اجتماعی میشود، موضوع بسیار مهم و اساسی است که کلیت آن در تهاجم فرهنگی دشمن و در سطوح بالاتر آن در جنگ نرم دشمن خلاصه میشود.
واقعیت این است که رابطه آسیبهای اجتماعی با جنگ نرم دشمن یک رابطه دوطرفه است. یعنی تهاجم و جنگ نرم دشمن به صورت مستقیم و غیرمستقیم باعث افزایش و جهتگیری آسیبهای اجتماعی میشود و از طرف دیگر وجود آسیبهای اجتماعی بیشتر و متنوعتر باعث فراهم آمدن فرصت و بستر مناسبتر برای افزایش هجمه و تهاجم نرم دشمن میشود و این چرخه مدام تکرار خواهد شد.
بنابراین سرمایهگذاری وسیع و گسترده دشمن در رسانههای نوین، و تولید و پخش انواع فیلمها، سریالها، گزارشهای اجتماعی جهتدار در شبکههای تلویزیونی ماهوارهای فارسی زبان، میدانداری در فضای مجازی و اینترنت و شبکههای اجتماعی، نشان از هدفگذاری دقیق دشمن در استفاده از بستر آسیبهای اجتماعی برای نیات پلید خویش است زیرا یکی از راهبردهای دشمن در جنگ نرم علیه نظام اسلامی مهار و ضربه زدن به قدرت نرم جمهوری اسلامی است بنابراین دامن زدن به آسیبهای اجتماعی در کنار پرداختن به تاسیس و ترویج شبه عرفانهای نوپدید و فضاسازی برای جولاندهی فرقههای مختلف ضاله و منحرف از جمله بهائیت، وهابیت، شیطانپرستی، خرافهگرایی و شبهافکنی در مسلمات دینی و مذهبی، توهین و اهانت به مقدسات و ارزشها انقلاب و اسلام در لوای طنز، کاریکاتور و... همگی با هدف مخدوش نمودن چهره عرفان اصیل و ناب اسلامی و ناکارامد نشان دادن مذهب مترقی شیعه به عنوان یکی از کانونهای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران صورت میپذیرد.
شکی نیست که نظام جمهوری اسلامی ایران به برکت خون شهدای گرانقدر و گنجینه عظیم فرهنگ ایثار و شهادت و وفاداری بینظیر آحاد مردم به نظام و تبعیت از ولایت مطلقه فقیه، به حول و قوه الهی دشمن را در این عرصه نیزناکام خواهد گذاشت، اما نگاهی به تعداد کثیری پرونده مفتوح در محاکم دادگستری، بالا رفتن سن ازدواج، روند صعودی نرخ طلاق، وجود زمینههای فردی، خانوادگی و اجتماعی گرایش به اعتیاد به مواد مخدر و جرایم مرتبط با آن، سهولت ارتکاب به انواع جرم و بزه به ویژه در فضای مجازی، ضعف پایبندی بعضی از عناصر اجتماعی معلومالحال به موازین اخلاقی و ارزشهای دینی و ترویج بیبندوباری از جمله نشانهها و شاخصهایی است که باید به طور جدی مورد توجه مردم و مسئولین قرار گیرد، زیرا وعده نصرت الهی نیز بیقید و شرط نمیباشد.
جمعبندی و نتیجهگیری:
براین اساس نقش و رسالت تمامی عناصر، گروهها و نهادهای اجتماعی به ویژه نخبگان، دانشگاهیان، مسئولین و رسانهها در کنترل، مهار و پیشگیری از بروز آسیبهای اجتماعی یک رسالت تاریخی و منحصر به فرد است. بنابراین لازم است همه دلسوزان نظام با ایجاد یک عزم ملی و نهضت انقلابی و با بصیرت کامل در این مسیر همراه شوند، زیرا:
1ـ دشمن هرگز از بستر آماده و مناسب آسیبهای اجتماعی، برای ضربه زدن به حرکت رو به رشد نظام جمهوری اسلامی ایران چشمپوشی نخواهد کرد.
2ـ وجود آسیبهای اجتماعی برای دشمن یک کارکرد فرایندی و چرخه حیاتی دارد، به این معنا که آسیبهای اجتماعی فرصتی برای افزایش تهاجم نفوذ نرم است و افزایش تهاجم و نفوذ دشمن مولد آسیبهای اجتماعی جدیدتری خواهد شد و این چرخه به صورت مستمر تکرار میشود.
3ـ با توجه به موج بیداری اسلامی کشورهای منطقه و جهان با دامن زدن به آسیبها و ناامنیهای اجتماعی در ایران تلاش دارد چنین القاء نماید که جمهوری اسلامی ایران نمیتواند مدل و الگوی مناسبی برای آینده آن کشورها باشد.
معاون اجتماعی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
سرتیپ دوم پاسدار دکتر بهمن کارگر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: