موتور سوار دستها بالا!

چهره هایی آفتاب سوخته، نگاههایی خیره، فضایی سرد و یخ زده، باتوم! آنها ایستاده اند سر چهارراه ولیعصر، با لباسهای نظامی پلنگی.
کد خبر: ۴۳۲۱۱
بسیار شبیه نیروهای ضدشورش، اما خودشان میگویند ما نیروی ضدشورش نیستیم. خیابانهای ولیعصر و جمهوری، روزهای عجیبی را میگذرانند. همکاری نیروی انتظامی و پلیس راهنمایی رانندگی، این بار در حضور و حمایت لباس پلنگیها از افسران راهنمایی رانندگی مستقر در خیابانها، نمود یافته و این، خود تجربه جدیدی است در برقراری نظم ترافیکی در تهران.
به نظر میرسد، از زمانی که سردار قالیباف، ریاست نیروی انتظامی را به عهده گرفته، اصلاحات در این سازمان روند رو به رشدی داشته و حالا سردار قالیباف، فرمانده نیروی انتظامی، بعد از الگانسهای سبزرنگ میلیونی و ماموران خوش لباس و تمیز سرچهارراهها، برگ برنده جدیدی رو کرده است:
استقرار نیروهای موسوم به گارد ویژه در کنار ماموران راهنمایی رانندگی.هرچند حضور این نیروها با شکل و شمایل خاص در روزهای ابتدایی، تعجب همه را برانگیخت، اما امروز اینطور به نظر میرسد که این تصمیم نیروی انتظامی باخره با پذیرش عمومی مردم مواجه شده است.
حداقل کسبه حوالی چهارراه ولیعصر، به دیدن آنها عادت کرده اند.


ساعت 2 بعدازظهر چهار راه ولیعصر
باز هم دیر میرسیم. میگویند صبح نیروهای یگان ویژه یک نفر را که قمه کشیده بود دستگیر کرده اند و این تنها برخورد آنها در این چند روز، با غیر موتوریها بوده و ما دیر میرسیم و این صحنه را از دست می دهیم.
خضری گروهبانی که با لباس مخصوص و آرم (police)، در ضلع جنوبی چهارراه ولیعصر ایستاده، میگوید:
درست است که ما فقط مسوول رسیدگی به تخلفات موتورسوارها هستیم، ولی اگر در این شرایط قرار بگیریم هم اجازه دخالت داریم. باخره یک نفر باید جلوی آن مرد را می گرفت.
ایستاده ایم که کم کم چند نفر دیگر جمع میشوند:آقا! راست میگویند که قرار است تا یک ساعت دیگر زلزله بیاید؛!
این را زن مسنی میگوید که بزحمت خود را از آن طرف خیابان به جمع ما رسانده، تا صحبت با یگان ویژه ای ها را تجربه کند.
گروهبان خضری میخندد: نه مادر! اینها همه شایعه است.
انگار آن هراس همیشگی از دیدن مامورانی با لباسهایی مخصوص، باتوم و کلاه، از بین رفته است. گروهبان میگوید: اوایل بعضی ها فحش میدادند و ناسزا می گفتند، ولی حالا وضع بهتر شده است.
شاید به خاطر لباسهایمان بود و ذهنیت مردم از این لباسها، گرچه الان شنیده ایم قرار است فرم لباسهای ما تغییر کند و ما هم لباسی شبیه بچه های راهنمایی رانندگی بپوشیم.
یکی از مغازه دارهای چهارراه میگوید: اوایل فکر میکردیم، ضد شورش ریخته داخل خیابان. روز اول همه کپ کرده بودیم.
مامور بازی ای بود که بیا و ببین. موتورها را یکی یکی می گرفتند و می خواباندند.
اینجاست که میرسیم به علت اصلی حضور نیروهای یگان ویژه در سطح شهر: رشد قارچ گونه تعداد موتورها و تردد همیشگی آنها در خط ویژه اتوبوسرانی!
به گفته سردار قالیباف، وظیفه این نیروها تنها برخورد و کنترل موتورسواران متخلف است.


موتور بی موتور!
کفی های معروف نیروی انتظامی، در این مدت با برخورد ضربتی یگان ویژه ناجا، آنقدر موتور بلعیده اند که امروز، چهارراه ولیعصر و خط ویژه اش، خلوت است
بدون حضور حتی یک موتور و فقط اتوبوسهای شرکت واحد می آیند و میروند. در هر حال، وقتی یگان ویژه کنترل خط ویژه را به عهده گرفت، هیچ کس فکر نمی کرد در کمتر از یک ماه، آمار تخلفات موتورسواران تا این اندازه کاهش یابد.
گروهبان پایرنج یکی دیگر از بچه های یگان ویژه، در این باره میگوید: این طور که شنیده ایم، آمار کیف قاپها هم در این چند روز کمتر شده است.


یگان ویژه ضدموتور!
ماجرای حضور یگان ویژه در خیابانها، به موضوع جذاب و شنیدنی این روزها تبدیل و شایعه حضور آنها، مدتی است به بحث داغ اتوبوس، تاکسی و مهمانی های خانوادگی تبدیل شده است
شایعهای که با توجه به نزدیکی تیرماه، موضوع امنیتی شدن پایتخت را بر سر زبانها انداخته است. باخره، وقتی پای باتوم و لباس پلنگی وسط باشد، قضیه بعد سیاسی هم پیدا می کند.
اما بچه های یگان ویژه از این موضوع کاملا اظهار بی اطلاعی می کنند. گروهبان جهانبخشی میگوید:
استقرار بچه های ما، اصلا جنبه سیاسی ندارد. تنها دلیل این حرکت، فقط برخورد با حرکات قانونشکنانه موتورسواران است.
سردار قالیباف نیز در مصاحبه ای با خبرگزاری سینا میگوید: من این موضوع را تکذیب میکنم. در برخی سایتها این گونه مطرح شده بود که این نیروها به خاطر نزدیکی به سالگرد حادثه کوی دانشگاه مستقر شده اند اما این موضوع اصلا درست نیست.
با تمام این تفاسیر، برخورد این نیروها با جوانان شهر نیز عامل دیگر نگرانی مردم است. در این زمینه سردار قالیباف معتقد است:
یگانهای مستقر در برخی نقاط شهر حق هیچگونه برخورد و تذکر به جوانان را ندارند. نیروهای یگان ویژه هم تاکید می کنند: ما از دستبند و باتوم، فقط برای دستگیری اراذل و اوباش استفاده می کنیم و تا جایی هم که امکان دارد، سعی می کنیم اول تذکر بدهیم و توجیه شان کنیم و اگر گوش نکردند، وارد عمل میشویم و با آنها برخورد می کنیم.


ساعت 4 بعدازظهر میدان ولیعصر
فولکس سفید رنگ و مدل جدید ناجا آمده است برای تعویض نیروها. شیفت بچه های صبح که از ساعت 8 آمده اند، تمام شده و حالا نوبت نیروهای تازه نفس است که تا آخر شب یکسره، کنار خیابان بایستند.
از گروهبان جهانبخشی می پرسیم مقصد این ماشین ها کجاست.میگوید یگان ویژه ناجا در افسریه.
هر روز ما را از همان جا به اینجا می آورند. صدای ترمز ماشین میآید: خسته نباشی جناب سروان! و راننده پراید سفید این گونه ارادات خود را به یگان ویژه ای ها نشان میدهد.
آماده می شویم برای خداحافظی که دختر جوانی به طرف ما می آید و رو به گروهبان خضری میپرسد:
آقا! یک نفر با لباس آبی هر روز مزاحم من میشود. هر روز این مسیر را با موتور رد میشود. این بار که آمد، دستگیرش کنید!
الان کجاست؛ کی مزاحم شما شده؛
دختر انگار پشیمان شده که می گوید: آستین کوتاه آبی میپوشد... اما نه! اصلا هیچی!
و بعد میرود. گروهبان نگاه میکند... خیره! اول به دختر و بعد به ما میگوید: باشد! اگر ببینمش حتما! و بعد نوبت موتورسواری است که بی خبر از همه جا، از اتوبوس شرکت واحد سبقت میگیرد، داخل خط ویژه! بچه های یگان ویژه دست به کار میشوند.
فیلم سینمایی تازه شروع شده است حالا دیگر، چهار راه ولیعصر است و ترافیک سنگین ماشینها، شلوغی مغازه های دو طرف خیابان، صدای دستفروشها و نیروهای یگان ویژه که دیگر غریبه نیستند.
آنها دیگر جزیی از شهر شده اند... جزیی از خیابانهای شلوغ مرکز شهر!

مینا مولایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها