در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رفتن به مجمع عمومی فدراسیون فوتبال ایران با ریاست وزیر ورزش و جوانان برای نوشتن این تحلیل دستمایه خوبی بود. شاید مهمترین ایراد بنای مثلا دموکراتیک فوتبال ایران همان راس هرم است، یعنی وجود یک وزیر که در تعریف سازمانی یک مقام دولتی است. پارادوکس معرکهای است، تشکیلات غیردولتی با ریاست یک مقام دولتی! در این نوشته، تلاش من نگاهی تحلیلی به دلایل عقبماندگی مدیریتی در فوتبال ایران است. اشکال را بیایید از ابتدا پیدا کنیم، سنگ اول را کج گذاشتیم، به امروز هم برنمیگردد.
بنای تصمیمگیری در فوتبال ما از ابتدا به جای اینکه بر پایه مبانی علمی و پذیرفته شده جهانی باشد بیشتر براساس رفاقت، احساسات و قدرت سیاسی بود. برای اثبات غیرعلمی بودن مدیریت فوتبال ایران دلایل زیاد است ولی یکی از ملموسترین آنها اینکه در فوتبال ایران هر مدیری کار مدیر قبلی را ادامه نمیدهد چون مبنای کار در مدیریت، فرد است نه برنامه.
بهطور مثال در آلمان از مدیران برنامه بیست ساله میخواهند ولی در ایران به قول فتحاللهزاده سرپرست باشگاه استقلال، شما نمیدانی تا پایان سال مدیر هستی یا نه!
در مجمع عمومی فوتبال ایران، فرصتی دست داد با یکی دو نفر از اعضای هیات رئیسه و رئیس فدراسیون در مورد نتایج این مجمع و اهداف آن صحبت کنم. جالب بود که هر کدام از پیروزی نظریه خودشان و مغلوب شدن نظرات حریف(!) صحبت میکردند.
این هم یکی دیگر از دلایل عقبماندگی مدیریتی در فوتبال است؛ یعنی مجموعه مدیریتی انسجام کارکردی ندارد و هر کسی ساز خودش را میزند و همین موضوع حرکت فدراسیون و فوتبال ایران را کند و گاهی بیحاصل میکند.
وزیر ورزش و جوانان هم در این جلسه برای دقایقی طولانی در مورد فوتبال صحبت کرد، جدای ضعف اطلاعاتی در حوزه فوتبال که در سخنرانی ایشان کاملا مشهود بود بیشتر از آنکه از ایشان به عنوان یک استراتژیست و رئیس مجمع، در مورد برنامههای راهبردی فوتبال بشنویم، بیشتر رویاهای(!) خود را به عنوان طرح و سند اعلام کرد که به نظرم خیلی قابلیت اجرایی ندارد.
از همین جا به این واقعیت تلخ میرسیم که در فوتبال ایران صاحبان آن یعنی ۷۴ عضو مجمع فدراسیون فوتبال که 9 نفر هیات رئیسه را انتخاب میکنند و در کنار آن اتاقهای فکر یعنی کمیتههای فدراسیون، که تصمیم سازی میکنند، خیلی در امور فوتبال ایران نقشی ندارند و تبدیل به مستاجر شدهاند و تسلیم دخالتهای بالا هستند! به عنوان یک علاقهمند ورزش و فوتبال این کشور معتقدم در فوتبال ایران مدیریت گلخانهای و روش one man one company مثل بقیه دنیا باید منسوخ شود چرا که سالهاست جواب نداده. نکته دیگر اصل تخصصگرایی است. الان مدیریت فوتبال در کشور ما درگیر یک فضای رانتی است و این موضوع از ابتدای شکلگیری فوتبال در ایران با شدت و ضعف دیده شده است.
امتیاز پستهای فوتبالی براحتی پیشکش میشود و در این بین طبیعی است که نگاه تخصصی قطعا گم خواهد شد. باید سمت و سوی خصوصیسازی منطقی و با برنامه و کاهش تصدیگری دولت در فوتبال ایران نهادینه شود. واقعا نمیشود این فوتبال را به این صورت که 6 یا 7 تیم لیگ برتری آن در اختیار یک وزارتخانه صنعتی باشد یا سازمان تربیت بدنی به تنهایی دو تیم پر طرفدار استقلال و پرسپولیس را در اختیار داشته باشد، به جلو برد. متاسفانه شیوه دولتی با روکش دموکراتیک را در انتخاب اعضای هیات مدیره همین دو باشگاه بخوبی میبینیم. در فوتبال ایران گفته میشود بالای 300 میلیارد تومان گردش مالی داریم ولی کار زیر بنایی ما کجاست؟
واقعا وقتی میتوانیم بخش استراتژیکی مانند حمل و نقل ریلی را بدون نگه داشتن حتی یک واگن برای بخش دولتی برونسپاری کنیم و بخش خصوصی در آن فعال شود چرا در فوتبال نتوانیم؟ در آخر به جد معتقدم همین مدیریتهای غیرتخصصی و ضعیف به بخشهای دیگر فوتبال هم صدمه زده است مثلا در بحث فرهنگی میبینید جای نقد و توهین عوض شده است. همه در مورد مسائل فرهنگی در ورزشی صحبت میکنند، همه معلم اخلاق هستند و ارزشی میشوند ولی در رسانهها حرکات و کلمات ناپسند از آنها دیده میشود چرا؟ جواب «چون اعتقادی ندارم بهدنبال شعاریم». به این امید که روزی این اعتقاد نزد برخی به وجود بیایید که ورزش هم امری تخصصی است.
منبع: مازیار ناظمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: