در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمد ارزنده از آن دسته قهرمانان کشورمان است که از نونهالی این ورزش را شروع کرده و توانسته در مدت کوتاهی رکوردهای خوبی از خود به جای بگذارد. او درباره مهمترین اتفاق زندگیاش میگوید: «در اولین پرشهایم، همیشه میترسیدم که یک موقع نتوانم تعادلم را حفظ کنم و روی تشک مسابقات پایین نیایم. اما هر دفعه با موفقیت پایین میآمدم. اما حدود 8 سال پیش که در مسابقات لیگ شرکت کرده بودم، اتفاقی را که از آن میترسیدم، به سرم آمد و در یکی از پرشها، وقتی که بین زمین و هوا بودم، چوب پرشم از وسط نصف شد؛ مشکلی که از اتفاقات نادر در این ورزش است.
به هر حال وقتی چوب شکست با وضعی باور نکردنی به زمین خوردم. در آن لحظه تمام بدنم درد میکرد و به هیچ عنوان نمیتوانستم تکان بخورم. تمام عوامل برگزاری مسابقه بالای سرم آمدند و هر کس که وضع مرا میدید فکر میکرد ضربه مغزی شدهام. تا چند دقیقه بدون حرکت بودم تا اینکه آمبولانس رسید و مرا به بیمارستان منتقل کرد.
حدود 6 ماه به علت آسیبدیدگی مهرههای کمرم، نمیتوانستم تکان بخورم و در بستر بیماری بودم. این 6 ماه از بدترین روزهای زندگیام بود. وقتی به دوومیدانی و پرش برگشتم، احساس بسیار خوبی داشتم و لذت میبردم و از اینکه دوباره میتوانستم بپرم، خوشحال بودم. حالا دیگر آن واقعه را فراموش کردهام، اما بعضی وقتها که به آن حادثه فکر میکنم، احساس کمر درد دارم. امیدوارم این اتفاق برای هیچ ورزشکاری پیش نیاید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: