در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گویا خیلی علاقهمند به تئاتر تجربی هستید؟
پیش از هر چیز به خود ِ تئاتر اعتقاد دارم. خودم را مکلف و موظف میدانم تئاتر تولید کنم؛ چه به عنوان کارگردان و چه بازیگر. در این راه کار با بازیگران حرفهای یا آماتور هم برایم فرقی نمیکند. طبیعی است وقتی در مقام معلم با هنرجو و دانشجویت روبهرو هستی، کار سمت و سویی متفاوت پیدا میکند و قصد و تصمیماتت تفاوت پیدا میکند. در چنین آثاری مثل همین نمایش دایی وانیا، من کارگردان که معلم هم هستم، بیشتر به استعداد، پشتکار، بینش و آمادگی اعضای گروه که همان دانشجویانم هستند، فکر میکنم.
پرسش من بیپاسخ ماند.
هر نمایشی میتواند به نوعی اثری تجربی باشد بویژه وقتی با گروهی جوان کار کنی.
نمایش دایی وانیا را یک تجربه میدانید یا یک اثر تجربی؟
این اثر را بالغ بر 26 سال پیش بازی میکردم. 2 سال پیش در رادیو با حضور هنرمندانی چون بهزاد فراهانی، مهین نثری، شمسی فضلاللهی، فریدون اسماعیلی و... آن را ضبط کردیم. اثر برایم دوست داشتنی و خاطرهانگیز است و در عین حال بستری بوده که توانسته سبب رسیدن به هدفهایم باشد.
یک جورهایی دارید از پاسخ صریح دادن به پرسشهای من در باره تئاتر تجربی طفره میروید. چرا؟
من با اصل این اصطلاح کمی مشکل دارم. اگر تئاتر تجربی به منزله بیاندیشه سراغ اثری رفتن باشد و عدهای جوان خام بیهیچ راهنمایی دست به کار بزنند، نه موافق نیستم. نهتنها راهگشا نیست، بلکه تنها هنرمند را سرگشته میکند و گاه دچار توهم راجع به خودش و کارش، اما اگر به معنای آشنایی، آموزش و شناخت از یک اثر و اندیشه صاحب اثر باشد و با سرپرستی یک معلم ادامه یابد، بیشک میتواند راهگشا باشد.
در نمایش دایی وانیا با کارگردانی شما، چند جوان هنرمند در واقع زندگی هنریشان را آغاز کردهاند. این وجه کار چقدر برای شما اهمیت داشت؟
برای من بعد از بازیگری و کارگردانی، تدریس و تربیت بازیگران جوان دغدغهای بزرگ و جدی است. بی شک از این کار مشعوف میشوم، هرچند طاقتفرسا و زمانبر است و در خیلی مواقع با آن چه آرزو و پیشبینی میکنی هم متاسفانه مطابقت ندارد.
چرا؟
چون بسیاری از آنان بعد از اولین و دومین تجربه، راهشان را گم میکنند و کسانی که میمانند و ماندگار میشوند، اندک و قلیل هستند.
همواره در کارهایتان از نویسندگان متفاوت و با نگاههای متنوع استفاده میکنید مثل بیضایی، رادی، لورکا، چخوف و... . این انتخابها بر اساس چه معیارهایی صورت میگیرد؟
شهرستانی: برای من بعد از بازیگری و کارگردانی، تدریس و تربیت بازیگران جوان دغدغهای بزرگ و جدی است. بی شک از این کار مشعوف میشوم، هرچند طاقتفرسا و زمانبر است و در خیلی مواقع با آن چه آرزو و پیشبینی میکنی هم متاسفانه مطابقت ندارد
این انتخابها به موجودی کار بستگی دارد. منظورم موجودیت سختافزاری و نرمافزاری است. تعداد هنرجویان، بضاعتشان و... امکاناتی که در اختیارم قرار میگیرند، بسیار حائز اهمیت است. سال گذشته 7 هنرجوی دختر در اختیار داشتم، پس خانه برناردا آلبا را انتخاب کردم و امسال با این فارغالتحصیلان، دایی وانیا کار شد. البته دلبستگی شخصی و همین طور شاخصههای دیگری که قبلا هم عرض کردم مزید بر علت میشود.
چرا تالار انتظامی خانه هنرمندان ایران را برای اجرای دایی وانیا مناسب دیدید؟
پس کجا؟... هر جا بگویند باید اجرا کنیم. هر چند دست و پایت بسته باشد، اما برای جوانانی که شوق و ذوق دارند و برای اولین بار (البته 90 درصد آنها) به صحنه میروند، این سالن مناسب است. هر چند من آماتور نیستم، اما اگر این روند و سیاستگذاری برای همه اعمال شود، پسندیده است.
سال گذشته در اجرای خانه برناردا آلبا اثر لورکا، متن را دراماتورژی (بازنویسی متن برای اجرا) کرده بودید، ولی امسال در اجرای دایی وانیا خیلی وفادار به متن چخوف ماندهاید. چرا؟
آن اثر و گروه ایجاب میکرد. البته دایی وانیا هم ویرایش و دراماتورژی شده است، اما کمتر. لزومی ندیدم در اثر زیاد دست ببرم. مهمتر از آن چخوف و دایی وانیا بستر مناسبی بود تا هنرمندان و شاگردان جوان گروه من در آن خود را بیازمایند. در واقع هر چه اثر سختتر باشد، تلاش برای فهم و ارائه آن بیشتر است.
به نظر میرسد 100 سال پیش هم دریافت خود چخوف در انتقاد از استانیسلاوسکی که متونش را به شیوه تراژیک کارگردانی میکرد، این بوده که متون کمدی هستند. چرا شما هم تراژیک کار کردهاید؟
تصور من این است که نویسنده خالق اولیه و کارگردان خالق ثانویه است. متن به گمانم تراژیک است، چرا که به جدایی، تنهایی و عدم تفاهم میپردازد و به بیعملی آدمها. به آدمهایی میپردازد که از بس دست روی دست گذاشتهاند، حالا باید شاهد ِ آن باشند که موجوداتی مجعول جایشان را بگیرند و به آنان امر و نهی کنند. کجای چنین نمایشنامهای خنده آور است. شاید طنز مخفی و خفیفی داشته باشد، ولی توان خنداندن ندارد.
احساس میشود ترجمهای از متن دایی وانیا را در دست گرفتهاید که همچنان در زمان اجرا به ویرایش نیاز دارد تا کلمات از حالت ترجمه و نوشتار بیرون بیاید و کاملا محاورهای به نظر برسد.
این ترجمه به گمان بنده روان تر از ترجمه دیگر موجود در کتابفروشیها بود، اما اگر در بعضی مواقع برخی شخصیتها کمی رسمیتر حرف میزنند، به گمانم از این موضوع برمیآید که به طبقهای تعلق دارند که اهل کتاب و فرهنگاند و رعایت مناسبات اجتماعی بیش از طبقات فرودست برایشان اهمیت دارد.
چرا موسیقی حضور چندانی در اجرای شما ندارد؟
موسیقی تنها در تکمیل اثر باید به کار گرفته شود. به گمان بنده کارایی عناصر و ابزاهای اینچنینی نباید بیش از اندازه باشد و در آنها افراط کرد تا کل اثر را تحت تاثیر خود قرار دهند.
رضا آشفته / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: