در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با شروع مدارس همیشه یک سوال در ذهن والدین ایجاد میشود: آیا من میتوانم در تحصیل فرزندم به او کمک کنم یا باید تعلیم و تربیت او را به معلم واگذار کنم؟ تا چه حد دخالت کنم و چگونه در او انگیزه ایجاد کنم.
این کاملا به شیوه برخورد شما با ماجرا بستگی دارد.اگر میخواهید یک شیوه آموزشی متفاوت از مدرسه را پیش بگیرید و به کودک بفهمانید که معلمش اشتباه میکند بهتر است بدانید این شما هستید که دارید اشتباه میکنید.اما اگر همسو با مدرسه قرار است تسهیلکننده باشید بهتر است به کار خود ادامه دهید.
مدیریت برنامهها
والدین نقش آموزگار را بازی نمیکنند ولی در واقع کمکدهندهای در دسترس هستند که هرگاه لازم باشد کودک را راهنمایی میکنند.
این کمکها بیشتر در سالهای اول مدرسه اهمیت مییابد. والدین باید به برنامهریزی و مدیریت زمان بچهها نظارت و به آنان کمک کنند بین تفریح، ورزش، تماشای تلویزیون، کمک به کارهای خانه و انجام تکالیف مدرسه و زمان درست خواب تعادل برقرار کنند.
یکی از نتایج تحقیقات حاکی از این است که بیش از 86 درصد از دانشآموزان بویژه در مقطع دبستان و راهنمایی برای انجام تکالیف خود و موفقیتهای مطالعه از والدین کمک میگیرند.
مشخص شده دانشآموزان بیشترین درخواست کمک را در سنین 9 تا 12 سال دارند. 66 درصد از والدین در این مرحله به فرزندان دانشآموز خود کمک میکنند و 59 درصد آنها چندبار در هفته و هربار دستکم یک ساعت برای این کار زمان میگذارند.
بررسیها نشان میدهد در مقطع راهنمایی هفتهای 3ساعت برای کمک به انجام تکالیف دانشآموزان توسط والدین کافی است.
ایجاد علاقه از سالهای آغازین
بهتر است از وقتی که دانشآموزان به 9 سال میرسند و هنوز به دبستان میروند والدین آنها را به مطالعه و پیشرفتهای تحصیلی علاقهمند کنند و بتدریج مسوولیتهای درسی را به عهده خودشان بگذارند تا این که پا به پای آنها و در کنارشان درسها را مرور و تمرین حل کنند.
آموزش مهارتهای تقویت فکر و حافظه و مدیریت زمان نیز نقش قابلتوجهی در این میان ایفا میکند.
گفتمان علمی
سعی کنید کودک را عادت به خوراندن خوراک علمی نکنید. نادر افخمی پدر 4 فرزند است. او در مورد تحصیل فرزندانش میگوید: پسر بزرگم باهوش بود ولی دوست نداشت درس بخواند.تا جایی که من وقتی از سر کار میآمدم کتاب او را میخواندم و او در حال نیمه هشیار گوش میداد و البته جواب هم میگرفت. دختر بزرگم نیاز به هیچ چیز نداشت؛ خودش باهوش و درسخوان بود و به محض اینکه از مدرسه میآمد و خستگی در میکرد درسهایش را میخواند و مشقهایش را مینوشت و بعد به کارهای دیگر میرسید.
اما دختر دومم بازیگوش بود. او را با تهدید و دعوا باید پای درس مینشاندم.
نوبت به چهارمین فرزندم که شد مدرسهها پولی بود و با بچهها راه میآمدند. راستش را بخواهید همه سالها بانمرههای ناپلئونی و پایه ضعیف مدارکش را گرفت.
قرار نیست برای فرزندتان مطالبی را بخوانید و او گوش کند، بهتر است جایتان را عوض کنید.
اگر بچهها خودجوش بودند از توجه شما بی نیاز نیستند. آنها از اینکه بدانند شما به نحوه درس خواندن و پیشرفت آنان اهمیت میدهید خوشحال میشوند. وقتی دانشآموز مطلبی را برایتان میخواند درباره چگونگی و مفاهیم آن با وی گفتوگو کنید تا درک مطلب و تفکر او نیز تقویت شود. از تلویزیون به نحو احسن استفاده کنید و استفاده از آن را برای بچهها برنامهریزی کنید زیرا استفاده بیش از 2 ساعت در روز از تلویزیون منجر به افت تحصیلی میشود.
برنامه منظم
شیرین، مادر یک کودک 11 ساله است. او میگوید فرزندم کاملا از نظر فکری به من وابسته است و اگر کنار او ننشسته باشم درس نمیخواند حتی اگر کاری با من نداشته باشد باز هم باید کنارش باشم.
من ناچارم کارهایم را کنار او بیاورم و انجام دهم.
برای کمک به فرزند دانشآموزتان یک برنامهریزی درسی منظم داشته باشید تا هر روز سر ساعات مشخص به انجام تکالیف خاص بپردازد و شما نیز طبق برنامه معین شده در زمانهای مشخص به او کمک میکنید. برای مثال هفتهای 3 روز سر یک ساعت معین به او کمک کنید.
تماس با مدرسه
قبل از اینکه از مدرسه با شما تماس بگیرند با آنها تماس بگیرید و از نقاط ضعف و قوت کودکتان مطلع شوید و در خانه نقاط ضعف را پیگیری کنید. برای کمک به تحصیل فرزندانتان باید از شیوههای معلمان در کلاس نیز آگاه باشید تا هماهنگ با آن عمل کنید. در غیر این صورت ممکن است اقدام به شیوه خودتان موجب بروز اختلاف و سردرگمی در روشهای مدرسه شود.
براساس آمار بیش از 72 درصد از دانش آموزان تمایل دارند درباره مسائل مختلف که بعضی نیز لزوما درسی نیستند و شاید محیطی و ارتباطی باشند با والدین صحبت کنند؛ البته در شرایطی آرام و دوستانه نه این که دائم مورد انتقاد واقع شوند.
همین مساله میتواند موجب صمیمیت بیشتر دانشآموزان با والدین شده و انگیزه آنها را به تحصیل افزایش دهد. سعی کنید با پیگیریهای غیر ضروری تمرکز بچهها را به هم نزنید.
آنها چه میخواهند
نادر 13 ساله میگوید: مادرم خیلی به من گیر میدهد. همهاش مرا تهدید میکند و گاهی حتی کتکم میزند. او فقط به نمره اهمیت میدهد و ساعتها تلاش من برایش ارزشی ندارد. حقیقتا ترجیح میدهم شاگرد نانوا باشم تا درس بخوانم.
حس میکنم هرچه درس میخوانم از ترس مادرم است و به همین دلیل هیچ چیز نمیفهمم. وقتی هم که امتحان میدهم همهاش به نمره فکر میکنم. گاهی وقتی سوالی از خاطرم میرود سر کلاس از ترس مادرم به گریه میافتم.
والدین باید شیوههای مناسبی را برای برخورد با فرزندان پیش بگیرند و آنها را از آغاز سال تحصیلی رعایت کنند.
قرار ندادن نمرات برای قضاوت، ایجاد آرامش روحی روانی لازم برای دوری از اضطراب و نشان دادن علاقه بیقید و شرط به دانشآموز کمک قابل ملاحظهای به تصوری که او از خود دارد خواهد کرد. حمید 9 سال دارد و میگوید: یکبار که نمره 5 گرفته بودم پدرم عصبانی شد وگفت از صبح تا شب زحمت میکشم که تو آدم بشوی، آخرش هم این نمرهات است. تا وقتی نمره بالای 18 نگرفتهای نمیخواهم ریخت نکبتت را ببینم. من اصلا نفهمیدم چرا اینطور شد. اگر نتوانم شاگرد زرنگ شوم بابا مرا از خانه بیرون میکند.
حمایت شما تنها چیزی است که به کودک انگیزه میدهد تا بهتر درس بخواند. در چنین شرایطی تصویر ذهنی او از خود مثبت بوده و موفقیت بیشتری برای خود متصور میشود.
انتظارات و توقعات بیش از توان کودک و مشروط کردن محبت والدین به موفقیت او را دچار نگرانی میکند و این نگرانیها علاوه بر این که کارایی ذهنی را کاهش میدهند موجب بروز اختلالات رفتاری و ایجاد تنش در روابط والدین و فرزندان هم میشود.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: