در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، یک فعال محیط زیست در این باره میگوید: سالهاست، بیش از آنکه چشم مرمتگران به تنها کاروانسرای سنگی ایران بیفتد، این گوزنها بودهاند که به مهمانانی هر روزه برای چنین بنای زیبای تاریخی تبدیل شدهاند؛ و اگر همین گوزنهای زرد نبودند، واقعاً معلوم نبود امروز دامنه آسیبهای وارده بر یکی از زیباترین کاروانسراهای ایرانی تا به کجا میرسید. قاجارها این افتخار را برای خودشان به ثبت رساندند که نخستین سنگ بنای چنین کاروانسرای زیبایی را در سینه کوه و در میان جنگلهای بلوط بنا نهند. اما نادرشاه افشار و دستگاه حکومتی وی به واسطه رونق نظامی بندر بوشهر، کاروانسرای میان کتل را که در منطقه کازرون و در مسیر شیراز ـ بوشهر قرار داشت را رونق بخشیدند.
محسن عباسپور میافزاید: با آنکه دقیقا مشخص نیست آخرین مرتبه کدام کاروانی، زیر طاقها و حجرههای این کاروانسرا که اکثرا با نماهای سنگی و با ظرافت کار شدهاند، استراحت کرد و هیچ کس به درستی نمیداند آخرین مرتبهای که صاحب این کاروانسرا، در آن را برای همیشه بست و این بنای 3500متری را در دل جنگل بلوط به حال خود رها کرد، چه زمانی بود اما آنچه امروز به وضوح میبینیم، حال بد تنها کاروانسرای سنگی ایران است. به گفته وی، دیوارها و سقفهای فروریخته یا سیاه شده با دود آتش چوپانان، گودالهای ناشی از حفاریهای غیرمجاز، سنگ نماهای جداشده از دیوارها، ایوانی کاملا تخریب شده، اطاقهای تودرتویی که آثار و نشانههای فراوانی از حضور گوسفندان را دارد، بوتهها و درختچههای بیرون آمده از دل دیوارها و... از جمله مولفههایی هستند که در تشریح وضعیت حال حاضر کاروانسرای میان کتل، بیش از توصیف زیبایی و قدمت آن خودنمایی میکنند.
عباسپور تصریح میکند: با این همه قدمت، زیبایی و در عین حال تخریبی که در چنین بنایی صورت گرفته، کاروانسرای میان کتل تا به امروز حتی یک بار هم حضور مرمتگران را به چشم ندیده است. گرچه مثل هر بنای تاریخی دیگری، سهمی از وعده و وعیدهای رنگارنگ مسوولان نیز برده است و یکی از آخرین آنها هم وعده مرمتی بود که قرار بود با اعتباری 20میلیون تومانی در سال 88 نصیب تنها کاروانسرای سنگی ایران شود. باآن که تنها آواربرداری و مستحکم سازی ابتدایی دیوارهها و سقفهای بنا به اعتباری بیش از اینها نیاز دارد، اما همان هم غنیمتی بود که البته هیچ گاه عاید کاروانسرای میان کتل نشد.
عباسپور یادآور میشود: شاید در تمامی این سال ها، کاروانسرای میان کتل کازرون تنها شانسی که آورده، قرار گرفتنش در محدوده حفاظتی گوزن زرد باشد. از سال 1373 که تعدادی از گوزنهای زرد (که از جمله گونههای جانوری در معرض خطر انقراض محسوب میشوند) از دشت ناز ساری به دشت برم کازرون منتقل شدند و در محدودهای اطراف این کاروانسرا رهاسازی شدند، دسترسی عموم به این بنا بسیار کمتر شد و کاروانسرای تاریخی میان کتل زیر سایه محیط بانان محیط زیست قرار گرفت! دست آورد این توفیق اجباری حداقل این بود تا با محدود شدن دسترسیها به کاروانسرا، آن دست از تخریبهایی که منشأ انسانی داشتند، روند کندتری به خود بگیرند، گرچه بقیه تخریبها همچنان به کار خود ادامه میدهند.
کاروانسرای میان کتل، امروز از فراز آخرین ارتفاعات زاگرس و در همنشینی با درختهای بلوط، نظاره گر عبور ماشینهای بیتوجهی است که مسیر کازرون تا شیراز را در دشتِ پایین دست طی میکنند و به یاد میآورد که اگر همین مسافران، 2 قرن پیش میخواستند از این مسیر عبور کنند، چه مشتاقانه در پی حفظ کاروانسرا بودند و چه بی تابانه تلاش میکردند تا خود را برای استراحت و امنیت به آنجا برسانند.
استراحت و امنیت؛ دو واژهای که این روزها پیکره کاروانسرای میان کتل در گریز از تخریبها، خود تشنه آن شده است، بیآن که کسی برایش سرپناه باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: