درباره انیمیشن خارجی «بره ناقلا»

خدمت «تضاد» به کمدی بره ناقلا

«بره ناقلا» با نام اصلی shaun the sheep از انیمیشن‌های محبوب کودکان و حتی بزرگسالان است. شخصیت اصلی این انیمیشن ـ که گوسفندی زبل و باهوش است ـ در هر قسمت برای کمک به دوستانش از هوش و استعداد خود استفاده می‌کند و این مساله سبب خلق اتفاقات جذاب و کمیک می‌شود.
کد خبر: ۴۲۹۶۲۳

تضاد نهفته در شخصیت اصلی این انیمیشن یکی از مهم‌ترین عوامل محبوبیت آن است. این که بره‌ای زیرک و باهوش باشد هم جذاب است و هم بدیع و تازه. بیشتر انیمیشن‌های محبوب دنیا برای شخصیت‌های خود به ویژگی‌های آرمانی و تا حدودی دست نیافتنی همچون قدرت و نبوغ متکی هستند تا به کمک آنها بتوانند مخاطب را همراه کنند. این خصوصیات بیشتر به شخصیت‌های خاص و برتر تعلق دارند. حال اگر یکی از این ویژگی‌ها مثلا هوش در موجودی ظاهر شود که در واقعیت فاصله بسیاری با آن ویژگی دارد، تضاد حاصل شده نه تنها موقعیتی کمیک ایجاد می‌کند، بلکه باعث جذابیت و محبوبیت بیشتر شخصیت نیز می‌شود. دلیل این ادعا را می‌توان بروشنی در شخصیت اصلی انیمیشن بره ناقلا دید.

تقابل گوسفند باهوش با گوسفندان ابله و ساده گله سبب تمایز این انیمیشن با نمونه‌های دیگر شده است. هر بار که شان، شخصیت اصلی قصد دارد با کمک دوستانش کاری‌ کند حماقت آنها سبب می‌شود تلاش‌ها و ایده‌‌هایشان بی‌نتیجه و بد از کار در آید و این مساله باعث به وجود آمدن جذابیت در داستان می‌شود. بره ناقلا، انیمیشنی کمیک است با شخصیت‌هایی متفاوت و دوست داشتنی که توانسته با کمک داستان پردازی قوی به محبوبیتی چشمگیر نائل شود.

با بررسی شخصیت‌های مثبت و منفی در انیمیشن بره ناقلا به نکات جالبی بر می‌خوریم. فیلمنامه‌نویس با قرار دادن حماقت در مقابل زیرکی، به روایت داستان می‌پردازد. در واقع این صفات نوعی ویژگی شخصیتی محسوب می‌شوند و نمی‌توان آنها را به صورت کلی مثبت یا منفی قلمداد کرد.

وجود شخصیت‌های مثبت و منفی در بیشتر موارد باعت تقابل خیر و شر می‌شود و داستان نیازمند جدیت و در صورت لزوم المان‌هایی طنزآمیز است، اما وقتی شخصیت‌ها از این وضعیت مثبت و منفی یا تیره و روشن خارج می‌شوند و در یک حالت سیال قرار می‌گیرند و می‌توانند نقش‌های متفاوت به خود بگیرند، حتی صفاتی همچون حماقت و ساده لوحی که در ذات خود بار منفی دارند می‌توانند در وجود شخصیت‌هایی از این دست، دوست داشتنی و محبوب به نظر برسند. در واقع این شخصیت‌های سیال توانایی بسیاری برای قرار گرفتن در موقعیت‌های فانتزی و کمیک دارند. بعلاوه تقابل حماقت و زیرکی همچون تقابل حماقت با حماقت در انیمیشنی مانند پت و مت و نمونه‌هایی از این نوع می‌تواند مخاطب را در حد بالایی سرگرم ‌کند.

در این انیمیشن با کشمکش‌ها و گره‌هایی بظاهر ساده روبه‌رو هستیم، اما وقتی شخصیت‌ها به عنوان یک گوسفند با آن روبه‌رو می‌شوند، قضیه پیچیده و مبهم به نظر می‌رسد. مثلا در یکی از قسمت‌های این مجموعه می‌بینیم که گوسفندان با دیدن بادبادکی به وحشت می‌افتند، اما وقتی شان را در تلاش برای گرفتن بادبادک می‌بینند دیگر ترسی ندارند و در به دست آوردن بادبادک به او کمک می‌کنند. شاید این موضوع بظاهر گره و معمایی ساده به نظر برسد، اما دیدن تلاش گوسفندان و همراه شدن با آ‌نها به عنوان یک گوسفند، نه تنها نشانی از سادگی در موضوع ندارد، بلکه تجربه‌ای متفاوت و جذاب است.

جالب این است که تعلیق و انتظار برای حل معما در این مجموعه نیز بار طنز دارد. بیشتر مواقع نقشه‌ها و تدابیر شان با حماقت و سادگی گوسفندان دیگر نقش برآب می‌شود و مخاطب با علم به این که دلیلی برای حل معماهای داستان وجود ندارد از دیدن سادگی گوسفندان گله و تلاش به ثمر نرسیده شان برای رسیدن به اهدافش لذت می‌برد. در این میان اگر هم موفقیتی حاصل شود دیدنی و شیرین است.

عناصر دراماتیک داستان با دقت و در تناسب با شخصیت‌ها و حال و هوای انیمیشن انتخاب شده‌اند، طوری که نمی‌توان ایرادی به آن وارد دانست. این دقت در پرداخت عناصر مختلف داستان براحتی با دیدن خود مجموعه نیز قابل درک است. به جرات می‌شود گفت قسمتی از مجموعه را نمی‌توان یافت که کسالت‌بار و خسته‌کننده به نظر برسد. فقط کافی است فرصت دیدن مجموعه را داشته باشیم و همراه شخصیت‌ها وارد داستان شویم همین و بعد متوجه می‌شویم نه تنها گذر زمان را حس نکرده‌ایم، بلکه لحظاتی خوب و کمیک را نیز همراه تعدادی گوسفند تجربه کرده‌ایم.

تمام شخصیت‌های داستان جایگاه مهمی در پیشبرد قصه دارند، از شان شخصیت اصلی داستان گرفته تا گوسفند چاق و پرخور گله همه به عنوان یک شخصیت کاملا باورپذیر و واقعی هستند نه این که به عنوان عناصری چیده شده در زمینه کار، روایت گر داستان باشند.

ویژگی دیگر، پررنگ بودن وجه سرگرمی مجموعه نسبت به وجه آموزشی آن است. از آنجا که نمی‌توان گروه خاصی را به عنوان مخاطب اصلی برای مجموعه بر شمرد این موضوع که جنبه سرگرمی داستان بر جنبه آموزشی آن ارجح باشد کاملا منطقی به نظر می‌رسد. در واقع انیمیشن بره ناقلا تمام مخاطبان خود را از کودکان گرفته تا نوجوانان و حتی بزرگسالان راضی نگه می‌دارد. توانایی جذب گستره وسیعی از مخاطب می‌تواند تا حدودی به دلیل نکات ذکر شده در موفقیت‌های مجموعه در داستان‌پردازی و شخصیت‌پردازی باشد. علاوه بر آن، سرگرم‌کننده بودن داستان نیز در این موفقیت نقش تاثیرگذاری ایفا می‌کند، بخصوص که این سرگرمی با طنز و شوخی نیز همراه است. اما در کنار تلاش برای سرگرم کردن مخاطب، گاهی نکات آموزشی ظریفی را می‌بینیم که با دقت و وسواس بسیار در مجموعه گنجانده شده تا هم مجموعه را از حالت سرگرمی صرف خارج کند و هم مانع بیان حرف خود به صورت شعارگونه و زننده شود.

نسخه‌ای از این انیمیشن که از گروه کودک و نوجوان شبکه 2 سیما در حال پخش است با تیتراژ کاملا ایرانی آغاز می‌شود. تصاویری از گوسفندان، سگ گله و صاحب مزرعه نشان داده می‌شود و همزمان با آن شعری همراه با موسیقی ضرب پخش می‌شود. حتی نام انیمیشن نیز به صورت اختیاری انتخاب شده است و در پایان تیتراژ به تصاویر اصلی اضافه می‌شود. پایان هر قسمت نیز با جمله «تمام شد!» همراه است. شاید هدف از این دخل و تصرف در اصل انیمیشن، کمک به مخاطب برای نزدیکی و برقراری ارتباط بیشتر با مجموعه باشد، اما بوضوح می‌توان دید انیمیشن shaun the sheep خود توانایی جذب مخاطب با هر سن و سالی را دارد، بخصوص که این مجموعه فاقد دیالوگ است و برای برقراری ارتباط با مخاطب به استفاده از زبان نیازی ندارد و تنها به رفتار و واکنش شخصیت‌های خود متکی است؛ بنابراین می‌توان گفت این نوع دخل و تصرف در انیمیشن محبوب و مشهوری همچون shaun the sheep درست و بجا نیست و تلاش برای ایرانی کردن پویانمایی که نمی‌توان به روشنی ردی از فرهنگ و ملیتی خاص را در آن دید، سنجیده نیست.

بهار عسگری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها