پای صحبت سرمربی و رئیس مشهور فوتبال فرانسه

بلان : فقط استعداد کافی نیست

14 ماه بعد از انتصاب لوران بلان به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال فرانسه بیش از پیش به نظر می‌رسد که این یک گزینش مقبول بوده و مردی که به خاطر خصوصیات فرماندهی‌اش حتی در سال‌های بازیگری‌اش «رئیس» خوانده می‌شد ، ‌بهترین فرد برای حل بحران عظیم فوتبال ملی فرانسه بود.
کد خبر: ۴۲۸۴۹۱

خروس‌ها در گروه‌ چهارم انتخابی جام ملت‌های اروپا 2012 پیشتازی کرده و امیدوارند خرداد و تیر سال بعد در مرحله نهایی جام در اکراین و لهستان نتایج بدشان در جام قبلی (2008) را جبران کنند.

«رئیس بلان» حرف‌های زیادی درباره خودش و کارهایی که در یک‌سال و 2 ماه نخست حضورش در راس کادر فنی آبی‌ها انجام داده،‌ دارد.

14 ماه بعد از انتصاب‌تان به این سمت آیا می‌توانید مدعی شوید که تمامی فرمول‌های موفقیت در فوتبال ملی جهان را آموخته‌اید؟

فکر نمی‌کنم این‌طور شده باشد. این پروسه‌ای بسیار طولانی‌تر از این حرف‌هاست و به زمانی بسیار بیشتر از این نیاز دارید تا در این زمینه پخته و کارآمد شوید. اصولا دوران کار یک مربی در یک تیم هیچ‌گاه بسیار طولانی نیست و این شامل مربیان ملی هم می‌شود. چاره کار، گذشت هرچه بیشتر زمان است. با این حال من نگران مساله‌ای که می‌‌‌گویید نیستم و برای من مهم‌ترین مساله یک سال سپری‌شده، برگرداندن آرامش به اردوی ملی بعد از وقایع جام جهانی 2010 و صعود به مرحله نهایی جام ملت‌های اروپا 2012 بوده است و اگر این اتفاقات بیفتد، خود به خود فرمول‌های مورد اشاره را یاد خواهم گرفت. چه فایده دارد که من کلی نکات تئوریک درباره هدایت یک تیم ملی را از حفظ کنم، اما در میدان مسابقات نتیجه نگیرم؟ از یک مربی ـ بخصوص مربیان ملی ـ ابتدا کسب نتایج مورد نظر را می‌خواهند و باید هر چیزی را سر جای خود قرار دهید و امور را رتق و فتق کنید.

درباره تفاوت‌های سرمربی یک تیم ملی و مربیان باشگاهی برای ما بگویید.

وجوه تشابه آنها اندک است و حتی می‌توانم آنها را مشاغلی به کلی متفاوت توصیف کنم. در یک تیم باشگاهی شما می‌توانید هر روز با شاگردان‌تان سر و کله بزنید و با صحبت و کار دائمی‌تان باعث پیشرفت آنها شوید و مبادله افکار داشته باشید و راجع به رویکردهای تاکتیکی‌تان بحث کنید، ولی این امور در سطح ملی و برای مربیان ملی غیرممکن است و این را به سبب قلت وقت‌تان می‌گویم. بگذارید مسابقه دوستانه چندی پیش‌مان با شیلی را برایتان مثال بزنم. بازیکنانی که برای آن دیدار انتخاب کرده بودم، ظهر روز دوشنبه در اردوی ملی به من پیوستند و بازی چهارشنبه شب برگزار می‌شد. در این فرصت اندک که حتی 48 ساعت هم نمی‌شود شما کدام مساله اصولی و ریشه‌ای را می‌توانید به ملی‌پوشان انتقال بدهید؟ فقط می‌توانید فرصت کوتاهی برای ریکاوری به آنها بدهید و یک روش مناسب برای مسابقه پیش رو براساس کیفیات و خصوصیات حریف‌تان تعیین کنید و طرز فکر شاگردان‌تان را به شکلی در‌آورید که لازم است و در یکی دو جلسه تمرینی کوتاه فقط به مرور فن بپردازید. دریای وقتی که یک مربی باشگاهی در اختیار دارد، فقط چند قطره‌اش را مربیان ملی دارند.

این امر چقدر در راه پیشرفت کارتان خلل ایجاد کرده است؛ لابد بسیار هم شاکی هستید؟

عادت کرده‌ام. مشکل، فقط مشکل من نیست و تمامی مربیان ملی در سطح جهان با آن روبه‌رو هستند. مشکل اضافی من بازسازی کامل تیمی بوده که بر اثر اتفاقات جام جهانی 2010 ویران شد و من حتی مدتی نمی‌توانستم بازیکنان یاغی آن جام را دعوت کنم و مجبور بودم در 6، 7 بازی اولم با 18، 20 بازیکن تازه کار کنم و خب آنها نه هماهنگ بودند و نه در سطح ملی تجربه بالایی داشتند. ما باید ابتدا می‌پذیرفتیم که دیگر یکی از قدرت‌های فوتبال جهان نیستیم و سپس برای تبدیل‌شدن مجدد به چنین چیزی از نو می‌کوشیدیم.

بگویید کدام بازیکنان بیشتر شاکله تیم مورد نظرتان را می‌سازند؟

5، 6 نفر بیشتر نمی‌شوند و بقیه همه قابل تغییرند. کافی است به ترکیب دلخواه من در این 14 ماه نگاه کنید تا به راحتی آن پنج‌، شش بازیکن را بیابید. آنها که از ابتدای عصر من در تیم ملی مانده‌اند، لابد کیفیات برتری داشته‌اند و کسانی هستند که من بیشتر رویشان حساب می‌کنم. با این حال هنوز هیچ چیز قطعی نیست و در فاصله بیش از 8 ماه تا شروع یورو هر تغییری در ترکیب تیم ملی امکان‌پذیر است. ما همیشه باید جاهایی را برای چهره‌های جوانی که رو می‌آیند محفوظ نگه داریم و هر کسی را که اثبات شایستگی کرد، دعوت نماییم و به نفرات گذشته و به یک سری چهره ثابت دل خوش نکنیم. با رفت و آمدهای معقول در اردوی ملی همه می‌فهمند که اگر پیوسته در تکاپو نباشند و سطح بازی‌شان را بالا نبرند، به جایی نخواهند رسید و جایشان را در تیم ملی سایرین خواهند گرفت. این امر بهترین انگیزه برای ملی‌پوشان است و تغییر پیراهن ثابت و گرفتن آنها از آدم‌های تنبل، همیشه موج کوشش را در تیم ملی حفظ خواهد کرد.

شما این روحیه تیمی را چگونه در تیم ملی فرانسه ایجاد کرده‌اید؟

این گونه امور فقط با گذشت و مرور زمان به دست می‌آیند. وقتی در ماه ژوئن به شرق اروپا رفتیم عده‌ای خرده گرفتند و گفتند شکست ما در برابر بلاروس در آن سفر تاسف‌آور بوده است، اما در همان سفر نفرات ما آموختند که چگونه متحد باشند و به صورت یک تیم و گروه واحد عمل کنند. در این سفرها است که اعضای تیم به لحاظ فکری و کاری به یکدیگر نزدیک و مجری یک کار گروهی حساب شده می‌شوند.

زین‌الدین زیدان هموطن مشهورتان که مشاور ارشد رئیس باشگاه رئال مادرید و از دستیاران خوزه مورینیو است، رافائل مدافع وسط جوان فرانسوی را که رئال اخیرا استخدام کرده و بسیار بلند بالا و به لحاظ فیزیکی نمونه است، یک لوران بلان تازه نامیده است. آیا امکان‌پذیر است که فوتبال فرانسه به زودی یک زیدان جدید را هم بیابد؟

من یک بحث کلی و مهم‌تر دارم و آن لزوم پرهیز از زندگی در گذشته است. نسل ما هر چه بود تمام شد و رفت و این که الان بگردیم مثلا یک فابین بارتز جدید برای دروازه فرانسه بیابیم، اشتباه است. ما باید به نفرات ارشد فعلی فوتبالمان صرف‌نظر از این که چه هستند و به چه کسانی شبیهند، مجال کار و رشد بدهیم تا شکوفا شوند و به آنها هویتی مخصوص به خود را ارزانی داریم. آدم‌هایی با توان ویژه زیزو (زیدان)‌ هر چند دهه یکبار ظهور می‌کنند و ما به جای جستجو برای زیزوی جدید بهتر است دست هافبک‌های فعلی‌مان را بگیریم و به آنها کمک کنیم تا پیشرفت نمایند. واران که نامش را آوردید بازیکن مستعد و آینده‌داری است،‌ اما او تنها فرد جوان با این ویژگی‌ها در فوتبال فرانسه نیست و فوتبالیست‌های مستعد دیگری هم ظهور کرده‌اند. باید به آنها میدان داد، هر چند شک دارم باشگاه فعلی زیدان چنین کاری را در مورد واران بکند!

برزیل مجددا نوستاره‌هایی مثل نیمار، گانزو و لوکاس را رو کرده است. فرانسه چه کسانی را در این زمینه دارد؟

برزیل همیشه مهد استعدادهای انفرادی بوده و هر سال حداقل یک نفر تازه رو می‌کنند، اما به سبب ویژگی‌های ذاتی فوتبال‌شان و کمبود شدید وقت در سطح ملی که قبلا هم درباره‌ آن صحبت کردیم هیچ‌گاه نتوانسته‌‌اند به لحاظ کار گروهی ایده‌آل باشند و از نقطه هماهنگی نفرات‌شان می‌لنگند، آرژانتین نیز همین‌طور است، این دو کشور آمریکای لاتین در معرفی استعدادهای انفرادی بی‌رقیب‌ هستند، اما آرژانتین 25 سال است که جام جهانی را نبرده زیرا این استعدادها را که در جای‌جای جهان پخش شده‌اند، به یکدیگر پیوند نزده است. نه آن بازیکنان اشتیاق این کار را دارند و نه به مربیان‌شان وقت کافی برای این مهم داده می‌شود و به سرعت بر کنار می‌شوند. بهترین و مستعدترین نفرات نیز لزوما بهترین تیم را نمی‌سازند و برای این مهم باید کار کرد و به هماهنگی رسید و کار تیمی را به حد اعلا رساند. ما خوش اقبالیم که چنین است زیرا با این استعدادهای بنیادین که برزیل دارد، این کشور الان تمامی 19 دوره جام جهانی را برده بود و بقیه باید محو و نابود می‌شدند!

سایت فیفا
مترجم: وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها