در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی بازیکن باتعصبی همچون حمید استیلی بیتعصب خطاب میشود و آب هم از آب تکان نمیخورد، طبیعی است مربیانی چون صمد مرفاوی در کرمان، مهدی دینورزاده در گیلان و غلامحسین پیروانی در آبادان هم حاشیه امنیت نداشته باشند؛ آن هم در شرایطی که فقط 6 هفته از لیگ برتر میگذرد.
البته این جایگاه سست مربیان در فوتبال این مملکت تا حد زیادی ریشه در تفکرات غیرحرفهای مدیرانی دارد که بدون کوچکترین شناختی از این فوتبال در راس تیمهای باشگاهی قرار میگیرند و تحت تاثیر عوامل مختلفی چون دلالیسم، فشارهای مطبوعاتی یا جو ملتهب سکوها دست به تغییر در کادر فنی تیمشان میزنند.
خوب یا بد، به هر حال این از اختیارات هر مدیر باشگاهی است که مربیاش را عوض کند؛ اما اینکه آن مربی علاوه بر نداشتن امنیت شغلی باید کلی بد و بیراه هم از هواداران بشنود تا برود، قطعا از آن مواردی است که ریشه در ضعف فرهنگی ما دارد.
در اروپا وقتی یک مربی نتیجه نمیگیرد، اوج اعتراضها درآوردن دستمالهای سفید است، حتی اگر این باشگاه، باشگاه بزرگی چون رئال مادرید باشد. در مواردی هم عدم استقبال از بازیهای تیم، راهکاری است که مربی را برای دادن استعفا تحت فشار قرار میدهد، درست مانند رفتار هواداران یوونتوس با مربی تیمشان. آنجا نه خبری از پرتاب بطری است، نه فحش و ناسزایی شنیده میشود، نه به مربی حمله میشود و نه برای خانواده او دردسر ایجاد میشود.
شاید به خاطر همین وقتی میبینیم در تهران آنگونه با حمید استیلی رفتار میشود، وقتی میشنویم در آبادان علیه مرد اخلاق فوتبال ایران، غلامحسین پیروانی شعارهای غیراخلاقی میدهند و وقتی میبینیم در گیلان مهدی دینورزاده برای نجات جانش باید بسرعت به سمت رختکن فرار کند، افسوس میخوریم به حال این فوتبال که در آن با عزیزترین کسانش اینگونه رفتار میشود.
رضا پورعالی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: