در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید هر کدام از سوژههایی که در این گونه برنامهها مطرح میشود، قابلیت این را داشته باشد که به یک اثر نمایشی دیدنی تبدیل شود؛ اما شواهد حاکی است که بیشتر کارگردانان، نویسندگان و تهیهکنندگان آثار نمایشی سرشان به کار خودشان گرم است و ترجیح میدهند برای راحتی کار خود هم که شده از کلیشههای رایج و داستانهای تکراری استفاده کنند و اینجاست که میتوان این پرسش را مطرح کرد که چگونه میشود در کشور ما که مردم گرایش بیشتری به تماشای فیلمها و سریالهای نمایشی دارند، وقت میگذارند و حتی اگر شده آخر شب یا ساعتی قبل از اذان مغرب و زمان افطار به تماشای برنامههای ترکیبی مینشینند؟ برنامههایی مانند ماه عسل، شوک، 40 دقیقه بدون قضاوت و
...روایت زندگی آدمهای واقعی
احسان علیخانی، تهیهکننده و مجری برنامه ماه عسل که امسال مردم زیادی را پای برنامه خود نشاند، در پاسخ به این پرسش که چگونه یک برنامه ترکیبی میتواند پرمخاطبتر از یک سریال یا تلهفیلم باشد، به خبرنگار جامجم میگوید: واقعیت این است که فیلمها و سریالهای نمایشی تلویزیون ما برای مخاطب قابل پیشبینی شدهاند. آنها با دیدن اول داستان، میتوانند آخر آن را پیشبینی کنند. رسانه وقتی به دام این تکرارها میافتد دیگر رسانه پویا و فعالی نیست. مردم دوست دارند تلویزیون آنها را غافلگیر کند، آن هم نه با داستان آدمهای تخیلی بلکه با روایت زندگی آدمهای واقعی
.بیش از 30 شب حدود 120 آدم واقعی را روی صندلیهای برنامه ماه عسل نشاندیم تا آنها واقعیت متفاوت زندگی خود را بیواسطه برای مردم تعریف کنند. این گفته علیخانی است در پاسخ به این پرسش که آیا شما برنامهریزی کرده بودید که این آدمها پیامی را به بیننده منتقل کنند؟ تهیهکننده و مجری ماه عسل بر این باور است که صداقت مهمانان این برنامه دلیل اصلی موفقیت ماه عسل بود. این مجری جوان اما باسابقه بر این باور است که هرگاه تلویزیون تصمیم گرفته پیامی را مستقیم به مخاطب برساند، شکست خورده است چون در این شرایط است که بیننده میتواند برنامه و اهداف آن را حدس بزند و در این زمان است که کانال تلویزیون را عوض میکند
.مهمانان ماهعسل آدمهای رسانهای نبودند که همیشه ردپای آنها را بتوان در برنامههای تلویزیون دید. آنها آدمهایی هستند که به شکل معمولی در کنار ما زندگی میکنند و شاید خیلی از ماها روزهای زیادی آنها را دیدهایم اما بسادگی از کنار آنها گذشتهایم
وقتی دوربین از تهران دور میشود
ماهعسل برای پیدا کردن این آدمهای صادق مدتها در سراسر کشور تحقیق کرده، آنها را پیدا کرده و راضیشان کرده مقابل دوربین ماه عسل سخن بگویند. علیخانی با این گفته خود نشان میدهد که تحقیق و یافتن موضوعات و سوژههای جدید یکی از راههای موفقیت یک برنامه است.فرشاد شکیبی هم که چند سالی است برنامه شوک را به پخش میرساند، همین باور را دارد.
او در اینباره میگوید: در بیشتر کشورهای دنیا، برنامههای ترکیبی، گفتوگو محور و مستند مخاطبان زیادی را پای تلویزیون مینشاند. تلویزیون ما هم لازم ا ست برای جذب و راضی کردن بیشتر مخاطبان تمرکز خود را فقط روی برنامههای نمایشی نگذارد و روی برنامههای غیرنمایشی هم سرمایهگذاری کند.این سرمایهگذاری هم میتواند مالی باشد و هم معنوی
.چطور میتوان یک برنامه غیرنمایشی جذاب و پرمخاطب ساخت؟ شکیبی در پاسخ به این پرسش گفت: انتخاب سوژه بسیار مهم است و همینطور ساختار مناسبی که باید برای این سوژه انتخاب کرد.به نظر من یکی از دلایل موفقیت شوک در این است که موضوعاتش را فقط در محدوده جغرافیایی تهران محدود نمیکند. دوربین این برنامه به شهرستانها هم میرود و سوژهها را رصد میکند... تهیهکننده شوک بر این باور است باید سوژههای مختلف را پیدا کرد. این سوژه گاهی قاچاق کالا در بندرعباس است و گاهی رمالی و کلاهبرداری در شهری از خطه شمال. یک مستندساز یا تهیهکننده باید همواره روی خط اخبار باشد. آنها را پیگیری کند و بر اساس واقعیتهای این اخبار دوربین خود را به سمت آن اتفاقات و رویدادها بچرخاند
.80
درصد مهمانان برنامه ماه عسل امسال از شهرستانهای دور و نزدیک آمده بودند. گروهی از آنها برای اولین بار بود که به تهران میآمدند. اینها هم گفتههای علیخانی است که معتقد است برای ساخت یک برنامه گفتوگو محور، خلاقیت، تحقیق و همراهی مدیران تلویزیون لازم است.تغییر نگاه مدیران به برنامههای غیرنمایشی
هم شکیبی و هم علیخانی بر این باورند که با اختصاص بودجه بیشتر به برنامههای غیرنمایشی میتوان کیفیت آنها را بالاتر برد. هر دو هر چند از حمایتهای معاون سیما و مدیران شبکه 3 قدردانی میکنند اما بر این نکته هم تاکید دارند که اگر تلویزیون میخواهد موفقیتهایش در تولید برنامههای ترکیبی تداوم یابد و آنتن شبکههای مختلف همیشه از اینجور برنامهها داشته باشد، باید نوع نگاهشان را به برنامههای ترکیبی تغییر دهند و آنها را به چشم برنامههایی دَم دستی که برای پر کردن آنتن تولید میشوند، نبینند
.تلویزیون امسال برگ برندهای به نام برنامههای ترکیبی در کارنامه خود به ثبت رسانده است.40 دقیقه بدون قضاوت، ماه عسل، شوک، حباب و... تهیهکنندگان همه اینبرنامهها بر این باورند که موفق شدهاند؛ چون آدمهای واقعی را به تلویزیون آوردهاند. آدمهایی که بدون سانسور حدیث زندگی پرفراز و نشیب خود را برای مردمی که آنها را میبینند، بازگو کردهاند. از مردی که معتاد به شیشه است و گریه میکند و از مردم میخواهد درباره او و سرنوشتش قضاوتی شتابزده نداشته باشند. مردی دیگر کنار همسرش نشسته و ندامتنامه خود را با زبان بیزبانی روایت میکند. او این قدرت را داشته تا از غلام چاقوکش معتاد، به مردی سالم و خانواده دوست تبدیل شود و ماه عسل دیگری برای خانوادهاش رقم بزند. دوربین شوک هنوز هم در حال رصد موضوعاتی است که جامعه و مردمش با آن درگیر هستند؛ گروگانگیری، سرقت مسلحانه، معضلی به نام فست فود، رمالی و
....به قول وحید جلیلوند، کارگردان برنامه 40 دقیقه بدون قضاوت، رسانه باید در تصویر کردن اتفاقات جامعه جسور باشد، وگرنه زخمهای زیرپوست شهر، روزی شهر را نابود خواهد کرد.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: