بالا رفتن از نردبان موفقیت

چگونه است که ماجراجویی‌های یک سگ و راننده‌ای که مالک اوست، می‌تواند انبوه تماشاگران سینما را در کشور استرالیا به سمت خود جذب کند و به یک کار بسیار پرفروش تبدیل شود؟ آیا تهیه‌کنندگان این فیلم در شرکت فیلمسازی رودشاو می‌دانستند فیلم آنها با چنین موفقیت بالایی در جدول گیشه نمایش سینماها روبه‌رو خواهد شد؟
کد خبر: ۴۲۶۴۶۳

درام خانوادگی ـ اجتماعی «سگ قرمز» تازه‌ترین محصول صنعت سینمای استرالیاست که در کنار کسب موفقیت کلان برای تهیه‌کنندگان خود، تحرک تازه‌ای به کل صنعت سینمای این کشور داده و جنب و جوش خاصی به اهالی و دست‌اندرکاران آن بخشیده است.

جوئل پرلمن، مدیر شرکت فیلمسازی رودشاو عقیده دارد موفقیت مالی و انتقادی که نصیب سگ قرمز شده متعلق به تمام اهالی صنعت سینمای استرالیاست. این درام خانوادگی روز چهارم آگوست روی پرده سینماهای استرالیا رفت و در 3 روز اول نمایش عمومی خود حدود 2 میلیون دلار فروش کرد. این رقم فروش برای یک فیلم سینمایی در کشور استرالیا به معنی یک فروش و موفقیت کلان و سرسام‌آور است و چیزی مثل یک فروش 50 میلیون دلاری برای فیلمی در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکای شمالی به حساب می‌آید.

سگ قرمز در 245 سالن سینمای کل استرالیا به نمایش عمومی درآمد که این رقم هم یک رکورد تازه برای تعداد نسخه‌های نمایش داده شده یک محصول داخلی در این کشور به شمار می‌رود. آنچه باعث تعجب و شگفتی تحلیلگران اقتصادی سینما شده، این است که فروش فیلم در هفته‌های پس از نمایش افتتاحیه نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه بیشتر هم شده است.

تحلیلگران اقتصادی سینما می‌گویند به صورت طبیعی فروش هر فیلم سینمایی در هفته‌های دوم و سوم اکران عمومی با یک افت 20 تا 40 درصدی روبه‌رو می‌شود. در حقیقت هرچه از زمان نمایش عمومی یک فیلم می‌گذرد شمار تماشاگران آن کاهش پیدا می‌کند. بجز استثناهایی مثل «آواتار» و «تایتانیک» (هر دو ساخته جیمز کامرون که لقب پرفروش‌ترین فیلم‌های کل تاریخ سینمای جهان را از آن خود کرده‌اند)‌ تمام محصولات سینمایی، بالاترین رقم فروش هفتگی خود را فقط در اولین هفته نمایش عمومی دارند که این فیلم‌ها تازه هستند و عموم تماشاگران مایلند آنها را ببینند، اما سگ قرمز در هفته دوم نمایش با یک افزایش 5 درصدی فروش روبه‌رو شد و این افزایش رقم در هفته سوم نمایش به حدود 20 درصد رسید. به این ترتیب، فیلم در 17 روز اول نمایش توانست به یک فروش کلی
8 میلیون دلاری دست پیدا کند. با این رقم فروش، سگ قرمز توانست لقب پنجمین فیلم پرفروش 5 سال اخیر سینمای استرالیا را از آن خود کند. 4 فیلم دیگر عبارتند از «استرالیا»، «انیمیشن خوش‌قدم»، «آخرین رقص مانو» و «فردا؛ وقتی جنگ شروع می‌شود». البته اکران عمومی سگ‌ قرمز هنوز با موفقیت ادامه دارد و باید دید تا پایان زمان نمایش عمومی خود (که حداقل یک تا 2 ماه دیگر طول خواهد کشید)‌ چقدر فروش خواهد کرد. برخی تحلیلگران اقتصادی سینما می‌گویند این فیلم می‌تواند رقم کلی فروش خود را به رقم فروش استرالیا هم برساند.

نکته جالب در ارتباط با سگ قرمز این است که در اولین هفته نمایش خود نتوانست صدرنشین جدول هفتگی نمایش شود و مقام چهارم این جدول را به خود اختصاص دارد، اما برعکس دیگر محصولات سینمایی، نه‌تنها در هفته‌های بعد به ردیف‌های پایین‌تر تنزل پیدا نکرد بلکه از نردبان موفقیت فروش هم بالا رفت. در هفته دوم نمایش، سگ قرمز ردیف سوم را اشغال کرد و در هفته سوم نمایش در ردیف دوم جدول نشست. این موفقیت در شرایطی نصیب فیلم شد که چند محصول پر سر و صدا و موفق هالیوودی هم روی پرده سینماهای استرالیا بودند. به گفته پرلمن، تهیه‌کننده فیلم: «ما طرح‌های خیلی بزرگی برای این فیلم داشتیم و باورمان این بود که عموم تماشاگران از آن استقبال خوبی خواهند کرد، اما باید صادقانه اعتراف کنم انتظار چنین استقبالی را از آن نداشتیم. این نوع استقبال تماشاگران برای خودمان هم قابل پیش‌بینی نبود و ما را هم شگفت‌زده کرد.»

سگ قرمز بر مبنای یک ماجرای واقعی ساخته شده و قصه سگی خاص از یک نژاد کمیاب را تعریف می‌کند که توسط یک راننده اتوبوس (با بازی جاش لوکاس، بازیگر آمریکایی تبار)‌ با شرایط زندگی اجتماعی منطبق می‌شود. این دو در غرب کشور استرالیا دست به یک سری کارهای اجتماعی و مفید می‌زنند. به گفته سازندگان فیلم، مخاطبان اصلی آن جوانان 25 تا 34 ساله (و بویژه خانم‌ها)‌ بوده‌اند، اما منتقدان سینمایی می‌گویند خانواده‌ها به صورت تماشاگران و مخاطبان اصلی فیلم در‌آمده‌اند. منتقدان و تحلیلگران اقتصادی سینما عقیده دارند اتفاقی که برای سگ قرمز رخ داده، جزو اتفاقات بسیار نادری است که صنعت سینمای استرالیا با آن بشدت بیگانه و تا پیش از این، مشابه آن را تجربه نکرده است. یکی از دلایل موفقیت کلان فیلم، تبلیغات شفاهی تماشاگران بود، که دیدن سگ قرمز را به اطرافیان خود توصیه می‌کردند. منتقدان سینمایی می‌گویند 2 عامل اساسی باعث موفقیت فیلم میان عموم تماشاگران شده است؛ اول، حضور یک سگ و دوم شوخ طبعی درونی قصه. فیلمنامه را دانیل تاپلتیز براساس قصه کتاب پرخواننده و موفق لوئیس دی‌برناریه، نویسنده انگلیسی نوشته است و نسخه سینمایی این کتاب را کریو استنورز کارگردانی کرده است.

کیکاووس زیاری/ منبع: اسکریی اینترنشنال

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها