این جمله از عبدالرحمان عمادی حقوقدان و پژوهشگر است که تاکنون نتیجه تحقیقاتش را در قالب چند کتاب به چاپ رسانده است.
این نویسنده اعتقاد دارد که هر واژه باستانی، تاریخی را روایت میکند که دقت بر آن میتواند ناگفتههای زیادی را بازگو نماید. نامهای نقاط مختلف جغرافیایی در چهارگوشه کشور، نشاندهنده ریشههای مشترک و همبستگی ملی اقوام ساکن در فلات ایران است که تلاش چندقرن گذشته بیگانگان نتوانسته به آن خدشهای وارد کند.
«چندصد نام دریای خزر» تازهترین اثر عبدالرحمان عمادی است که در آن نامهای دریای خزر از جنبههای مختلف تاریخی، زبانشناسی و فرهنگی مورد بـررسی قرار گرفته است؛ دریاچهای محصور در بین کشورهای ایران، آذربایجان، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان که موقعیت جغرافیایی ممتازی دارد. به مناسبت چاپ این کتاب با این پژوهشگر و نویسنده به گفتوگو نشستیم.
شما حقوقدان و به کار وکالت مشغول هستید. چطور شد که سراغ تحقیق درباره نامهای دریای خزر رفتید؟
هدف اصلی من خدمت به فرهنگ ایران است. بهنظر من، فرهنگ ایران با زبانهای رایج در این سرزمین، ارتباطی عمیق دارد. بنابراین، تمام پژوهشهایی که در این زمینه انجام دادهام، کاملا هدفمند است. جرقه اصلی ثبت و دستهبندی نتایج این پژوهش به یک اتفاق در زندگی من باز میگردد. حدود سالهای 1330 مرا به ظاهر برای ماموریت ولی در حقیقت برای تبعید به خرمشهر و سپس به جزایر جنوبی کشور فرستادند. آب و هوای آن منطقه بسیار بد و نامناسب بود تا جایی که مردمان زیادی میگفتند هرکس به آن جزایر برود، به علت شرایط جوی، آلودگی آب و... زنده باز نمیگردد. در همان زمان من از فرصت استفاده کردم و مطالعات زیادی درباره فرهنگ و آداب منطقه جنوب ایران انجام دادم.
در این راستا چرا بیشتر تحقیقات شما در حوزه زبان است؟
اگر ملتی بخواهد حق حیات و موجودیت داشته باشد، نیاز به شناسنامه و هویت دارد. من بخشی از هویت ایرانی را در نامواژهها جستجو میکنم.
فراموش کردن زبان و ریشههای نامگذاریها، یکی از راههای تسلط بر کشورهایی است که از تمدن غنی برخوردارند. فشار بر کشورهایی که سابقه فرهنگی و تاریخی درخشانی دارند، به زمان جنگهای صلیبی بازمیگردد. ازطرفی میبینیم که مغولها و دیگر مهاجمان نیز با مردم کشور ما چنین کاری کردند. تمام تلاشهای بیگانگان برای این است که به ما تلقین کنند در گذشته چیزی نبودهایم و اگر هم بخواهیم به جایی برسیم، باید آموزشهای آنان را به کار ببندیم. متاسفانه برخی از ایرانیان نیز ندانسته در دام بیگانگان افتاده و تلقینهای آنان را به اسم تاریخ باور کردهاند.
چند نمونه از این تلاشها و تلقینها را برایمان مثال میزنید؟
بعضی از استادان کشور ما مترجم آثار نویسندگان خارجی هستند و متاسفانه فکر غلط آنان را پذیرفته و همان را رواج دادهاند. مثلا بعضی معتقدند که ایرانیان باستان با اسب بیگانه بوده و آن را از دیگر اقوام گرفتهاند یا در بعضی از فرهنگها نوشتهاند که زبان فارسی امروزی پس از ورود اسلام درست شده و هیچ ریشهای در هویت ملی ما ندارد، البته گواههای به اصطلاح تاریخی نیز میآورند. براثر همین تلقینات، بعضی از محققان ما فراموش میکنند حساب اسلام را باید از حاکمان عرب و بویژه امویان جدا کرد و بعد به تاریخ پساز اسلام ایران نگاهی انداخت. پس در برهههایی از تاریخ عمده تلاشها بر این بوده است که هویت واقعی ایرانی را از بین ببرند و لباس عاریتی برای آن بدوزند. بسیاری از غربیان بویژه در 200 سال اخیر، چنین تلقینهای بیهودهای را با ظرافت بسیار به خورد ما دادهاند.
این حساسیت شما به اسمهای نقاط جغرافیایی گوناگون ایران زمین از کجا پدید آمده است؟
اگر تمام سنگ نبشتهها، کتیبهها و کتابهای قدیمی، پاسدار زبان ما هستند، اسمهای جغرافیایی هم در این عرصه جایگاهی ویژه دارند. در ایران حدود 50 یا 60 هزار آبادی است. هر دهی، تپه و دره و چشمه و کوه دارد که برای هرکدام از آنها اسمهای مختلفی را میتوان پیدا کرد. اگر ما اسمهای مشترک را جدا کنیم، با تعداد زیادی واژگان مواجه میشویم که درحقیقت زبان روزگار قدیم است. مثلا در همین کتاب «چندصد نام دریای خزر»، به جمعآوری واژگانی پرداختهام که بخشی از زبان و اندیشه مردم بوده است. از طرف دیگر کوششهای زیادی هم شده که بعضی از این اسمها را از ذهن ایرانیان پاک کنند، اما میبینیم که همچنان باقی ماندهاند، زیرا این واژگان مدرک و هویت ملت ایران است.
در کتابهایتان اولویت را به بررسی نامواژههای مناطقی چون منطقه دریای خزر و خوزستان دادهاید، چرا؟
عمادی: در ایران حدود 50 یا 60 هزار آبادی است که هرکدام تپه، دره، چشمه و رودی دارند که آنها را با نامهای کهن و قدیمی میشناسند. اگر در این عرصه پژوهش کنیم با تعداد زیادی واژگان مواجه میشویم که در حقیقت بازتابدهنده و معرف زبان و فرهنگ روزگار قدیم مردم این مرز و بوم هستند
زیرا این مناطق آسیبپذیرتر هستند. مثلا در برههای از زمان بعضی میکوشیدند تا در ذهن ایرانیان عبارت «ممالک محروسه پادشاهی» دوره قاجار را که در آن هر منطقه از جمله خوزستان برای خودش استقلال داشت، جا بیندازند. یعنی میخواستند به همین سادگی خوزستان را از ایران جدا کنند. البته سیستان، دریاچه ارومیه و تبریز نیز از مناطق آسیبپذیر هستند. فقط این جا یک نمونه از منطقه آذربایجان میآورم که نام درست تبریز است. در واقع از نظر واژهشناسی، کلمه تربیز درست است.
خب از دریای خزر دور افتادیم.
و اما چرا دریای خزر؟ زیرا دریاچه خزر به لحاظ جغرافیایی و تاریخی، پدیدهای بینظیر در کره زمین است. اقوام اطراف این دریاچه، رودخانههایی که به آن میریزند، جنگلهای اطرافش، ذخایر اقتصادی آن و تمدن و آثار خلق شده در حاشیهاش همگی اهمیت خاص خودشان را دارند. یکی از راههای آشنایی ایرانیان با جغرافیا، تاریخ، طبیعیات، فرهنگ و زبان مردمان اطراف دریای خزر، شناخت نامواژههای به ارث مانده از نیاکانمان برای این دریاچه است.
آیا تاکنون پیش آمده که عدهای بخواهند نام دریای خزر را تغییر دهند؟
در دنیا، معمول است که ساکنان اطراف هر دریا و دریاچه آن را به نام خودشان بنامند. در شمال خود ایران هم هرکس این دریا را به نامی میخواند؛ دریای گیلان، گرگان، دریای خزر یا حتی کلمه دریا بدون هیچ لغت اضافهای. این حق طبیعی ساکنان اطراف دریای خزر است و کسی هم نمیتواند بر آنها خرده بگیرد. کلمه خزر که از کَسَر و ریشه کَس است، ریشه بسیاری از اسمهایی است که بر دریای خزر گذاشتهاند.
اما روسها خیلی به آن چشم داشته و نامهای عجیبوغریبی بر آن نهادهاند.
البته در دورهای مثلا آن را نیکولا نامیدهاند که چون ساکنان اطراف دریاچه این اسم فرمایشی را نپذیرفتهاند، خیلی زود فراموش شده است. مردم زمانی یک اسم را میپذیرند که با تاریخ و فرهنگ آنها هماهنگی داشته باشد.
درباره خود واژه «خزر» این تصور وجود دارد که کلمهای بیگانه و مربوط به اقوام غیر ایرانی است.
کلمه خزر بیگانه نیست. فرنگیها این دریا را کاسپین
(Caspian) میگویند. در مآخذ یونانی و رومی قدیم هم درباره دریای کاسپیها مطالب زیادی آمده است. من در این کتاب نشان دادهام هم نام واژه خزر و هم کاسپی، کاسپین، از ریشه کاس (KTH) ایرانی کهن است. کَس هم در زبان فارسی معانی متعددی دارد مانند: مردم، عقلا و دانشمندان، ثروتمند و متمکن، فرستاده و پیک، بیگانه و غریب، مرد شریف و بزرگ و... کاربرد کلمه کَس را در این معانی در آثاری چون شاهنامه، گلستان سعدی، ویس و رامین و... میتوان مشاهده کرد. از طرفی ریشه این کلمه را در زبان پارسی هخامنشی و اوستایی نیز میتوان یافت. البته صحبت از مسائل دقیق علمی و ریشهدار به صورت ساده، کار درستی نبوده و امکانپذیر هم نیست. کسی که بخواهد با نامهای دریای خزر و ریشه آنها آشنا شود باید مطالعات کافی در رشتههای مختلف داشته باشد.حورا نژادصداقت
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم