چندی قبل دختر جوانی با مراجعه به دادسرای عمومی تهران علیه پسری به نام رضا شکایت کرد و گفت این جوان پولهای او را سرقت کرده است.
مالباخته توضیح داد: من و رضا خیلی اتفاقی و در خیابان با هم آشنا شدیم. او پسر خوبی به نظر میرسید و به من خیلی ابراز محبت میکرد و همین باعث دوستی ما شد، این رفتارش مرا هم تحت تاثیر قرار داد و بعد از مدتی احساس کردم به او وابسته شدهام.
دختر فریبخورده ادامه داد: من تصور میکردم رضا مرد رویاهایم است و بزودی با هم ازدواج خواهیم کرد به همین خاطر به او اعتماد کامل داشتم، مدتی بعد از شروع رابطهمان یک روز رضا به من گفت مشکلی برایش پیش آمده است و به 3 میلیون تومان پول نیاز دارد و خیلی زود این مبلغ را پس میدهد.
من برای اینکه پسر مورد علاقهام را از این گرفتاری نجات بدهم با اینکه خودم چنین پولی نداشتم مبلغ مورد نیاز او را از شخص دیگری قرض گرفتم و به رضا دادم اما او از فردای آن روز فراری شد و من تازه فهمیدم گول خوردهام.
ماموران بعد از به جریان افتادن این پرونده، تحقیقات وسیعی را انجام دادند و با اطلاعاتی که از طریق شاکی به دست آورده بودند، توانستند متهم را که نام اصلیاش حسن است، شناسایی و بازداشت کنند.
حسن در بازجوییها به چند فقره جرم مشابه اقرار کرد و گفت با ابراز عشق و علاقه به دختران زودباور آنها را فریب میداد و دست به سرقت میزد.
بنابراین گزارش، متهم اکنون در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات از او ادامه دارد.
مشتری خوشحساب کلاهبردار از کار درآمد
یک کلاهبردار حرفهای قبل از اینکه نقشهاش را عملی کند در نقش یک مشتری خوشحساب ظاهر میشد و طعمهاش را فریب میداد.
مدتی قبل مردی به پلیس آگاهی استان کرمانشاه رفت و در شکایتی علیه یک شیاد حرفهای گفت: من آهنفروش هستم و کاسبی خوبی دارم، چندی پیش مردی به اسم نیما سراغم آمد و مقداری جنس خرید. او پول اجناس را نقدی حساب کرد و بعد از چند روز دوباره نزد من آمد و باز هم مقداری آهنالات سفارش و بابت آن چک داد اما مشکلی نبود و چک به موقع پاس شد به این ترتیب من و نیما چند بار با هم معامله کردیم و من او را به عنوان فردی خوش حساب شناختم و کاملا به وی اعتماد کردم.
این شاکی در ادامه گفت: نیما دفعه آخر از من معادل 22 میلیون تومان خرید کرد و من هم با خیالی آسوده چک را از او گرفتم و سفارشها را تحویل دادم اما وقتی موعد چک رسید و به بانک رفتم فهمیدم نیما موجودی ندارد. از آن به بعد او دیگر تلفنش را هم جواب نمیدهد و فراری شده است.
ماموران بعد از شنیدن این اظهارات تحقیقات ویژهای را انجام دادند و فهمیدند متهم با نام و مشخصات جعلی در بانک حساب باز کرده و دسته چک گرفته است.
تجسسهای پلیس بعد از مدتی نتیجه داد و متهم که نام واقعیاش داوود است، بازداشت شد. او در بازجوییها جرمش را پذیرفت و روانه زندان شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم