یکی از اهداف بلندمدت دولت این است که موجبات شکوفایی و پیشرفت علمی و فناوری را در کشور فراهم کند. شاید یکی از دلایل تاسیس معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری هم همین بوده است. به اعتقاد شما معاونت تاکنون در رسیدن به این هدف چقدر موفق بوده است؟
همان طور که میدانید عمر تشکیل معاونت کوتاه است، اما با وجود این توانستهایم در طول این مدت گامهای خوبی برداریم، هرچند مطمئنا گامهای بلند در طولانیمدت محقق خواهند شد.
معاونت با 2 ماموریت اصلی تشکیل شده است؛ یکی از آنها «هدایت، هماهنگی و همافزایی در سطح کلان نظام علم و فناوری» و دیگری «تکمیل حلقههای مفقوده در چرخه علم و فناوری و نوآوری کشور» است. برای عملی کردن این دو ماموریت، سیاستهای اصلی و رویکردهایی را مدنظر قرار دادهایم که تلاش در جهت ایجاد همافزایی و هماهنگی در سطح کلان و تقویت ساختارها، برنامهها و فعالیتها و منابع وسیع کشور در حوزه علم و فناوری و نوآوری که در سطح وزارتخانهها و سایر دستگاههای اجرایی پراکنده شدهاند ازجمله این کارهاست.
ما در واقع تلاش کردیم به عنوان یک مرجع ستادی و فرادستگاهی عمل کرده و از ورود به سطوح عملیاتی خودداری و در عین حال از موازیکاری با سایر وزارتخانهها جلوگیری کنیم. همچنین به حلقههای مفقوده نظام علم و فناوری توجه کنیم و منابع مالی معاونت را در جهت هدایت و هدفگرا شدن سایر منابع مالی کشور مورد استفاده قرار دهیم.
ایجاد «ستادهای فناوریهای راهبردی» یکی از اقدامات مهم در این راستا بوده است که براساس آن ستاد توسعه فناوری نانو، ستاد توسعه فناوری زیستی، ستاد توسعه فناوری گیاهان دارویی و طب سنتی، ستاد توسعه فناوری سلولهای بنیادی، ستاد توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، ستاد توسعه فناوری هوا و فضا، ستاد آب، خشکسالی، فرسایش و محیط زیست، ستاد توسعه فناوری میکروالکترونیک و همچنین ستاد فناوری انرژیهای نو در این معاونت شکل گرفت. ماموریت این ستادها در 4 حوزه: 1 ـ ترویج و تبلیغ فناوری و فرهنگسازی عمومی 2 ـ ایجاد شبکهای از گروههای متخصص و مراکز تحقیقاتی در این فناوریها 3 ـ کمک به ایجاد و تقویت شبکههای آزمایشگاهی در هر حوزه و 4 ـ ایجاد شبکهای از شرکتهای دانش بنیان که به کار تجاریسازی این فناوریها مشغولند تعریف شده است.
در واقع ستادهای توسعه فناوریهای راهبردی در زمینه فناوریهای اولویتدار که در برنامههای چهارم، پنجم و نقشه جامع علمی کشور پیشبینی شدهاند شکل گرفته است. این ستادها در معاونت برای تقویت و توسعه فناوریهای پیشرفته تشکیل شدهاند.
از سویی دیگر معاونت از فناوریهای متوسط نیز غافل نبوده است و برای این که فناوریهای متوسط هم رشد پیدا کند، «کانونهای هماهنگی دانش و صنعت» به عنوان یک مدل جدید از ارتباط دانش و صنعت طراحی و ایجاد شده است که هر کدام از این کانونها حول تولید یک محصول، یک کالا یا خدمات فعالیت کرده و سعی میکنند تمامی فعالان آن عرصه را اعم از تولیدکننده، صادرکننده و آنهایی که در حوزههای علمی و تخصصی فعالیت دارند کنار یکدیگرجمع کرده و با نفوذ علم و فناوری در صنایع متوسط، موجبات ارتقا و رشد آنها را فراهم آورد.
همچنین فعالیت دیگر ما «توسعه پژوهشهای تقاضا محور و ساماندهی اعتبارات پژوهشی کشور» بوده است. یک نمونه شاخص فعالیت در این بخش، مدیریت و نظارت بر اجرای «قانون یک درصد» ـ تخصیص یک درصد از درآمد عملیاتی شرکتهای دولتی، بانکها و موسسات انتفاعی به امر پژوهش ـ طی 3 سال 87، 88 و 89 است.
در بخش مربوط به تکمیل حلقههای مفقوده چرخه علم، فناوری و نوآوری هم باید به برخی از فعالیتهای برجسته این معاونت اشاره کنم که بررسی، تصویب و اجرای 15 طرح کلان فناوری ملی شامل شبکه ابررایانش ملی ایران (ابررایانه ملی و گرید ملی)، طراحی و ساخت شتابگر ملی، طراحی، ساخت و راهاندازی رصدخانه ملی، تولید رادیو داروها، کسب دانش فنی و تولید داروها و مواد اولیه وارداتی، سلول درمانی بیماریهای صعبالعلاج، کسب دانش فنی و انتقال فناوری تولید واکسن آنفلوآنزای نوع A و فصلی، تهیه و تجهیز شناور تحقیقاتی اقیانوسپیما، طراحی و ساخت رآکتور و نیروگاه آزمایشی گداخت، طراحی، تجهیز و راهاندازی شبکه ملی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، کسب و انتقال دانش فنی تولید فرآوردههای دارویی دام و طیور و قطع وابستگی به محصولات خارجی، طراحی و ساخت 3 نمونه مهندسی خودرو دو نیرو (هیبرید)، طرح راهاندازی حملونقل عمومی هوایی و طراحی و ساخت هواگردها (فاز اول راهاندازی مراکز هوانوردی عمومی و نهادینه کردن آن در صنعت هوایی کشور) و کسب دانش فنی و طراحی، ساخت و تولید تجهیزات پزشکی (مصرفی و غیرمصرفی) در کشور مطابق با معیارهای جهانی است که در سطح کلان ملی و با همکاری و محوریت دستگاههای متقاضی و بهرهور منعقد شدهاند.
میتوان گفت چنین طرحهایی ستون فقرات توسعه پژوهش و موتور اصلی حرکت قطار علم و فناوری کشور هستند. حمایت از شرکتهای دانشبنیان، پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد و همچنین حمایت از انجمنها و نشریات علمی در کشور و... نیز از دیگر فعالیتهای شاخص این معاونت بوده است.
به عمر کوتاه تشکیل معاونت علمی و فناوری اشاره کردید، اما به هر صورت این معاونت حدود 4 سال است که برای تحقق اهدافی که شما به آنها اشاره کردید تشکیل شده است. شما به عنوان دومین سکاندار این معاونت چه امتیازی به عملکرد خود و همکارانتان میدهید؟
امتیاز را باید دیگران به ما بدهند، اما دستاوردها و نتایج حاصل از فعالیتها نشان میدهد که در کارهایی که آغاز کردیم موفق بودهایم و این ما را به ادامه این فعالیتها و گسترش آن ترغیب میکند.
از ابتدای تاسیس معاونت خیلیها میگفتند بسیاری از وظایف جدیدی که به معاونت محول میشود ممکن است با وزارتخانههای مختلف ازجمله وزارت علوم تداخل داشته باشد. این مشکل مورد توجه شما هم بوده است، کما این که در ابتدای کار خود اعلام کرده بودید برای جلوگیری از تداخل فعالیتهای علمی این معاونت با وزارت علوم برنامههایی دارید تا نهتنها دخالت و موازیکاری رخ ندهد، بلکه همافزایی نیز ایجاد شود. در طول فعالیت خود به عنوان معاون علمی و فناوری رئیسجمهور چقدر توانستهاید به این هدف نزدیک شوید؟
یکی از سیاستها و رویکردهایی که معاونت مدنظر داشته است جلوگیری از موازیکاریهاست، بنابراین سعی کردهایم تا وارد حوزه کاری دستگاههای دیگر نشویم. برای این امر بهترین راه این است که خودمان وارد سطح عملیاتی، اجرایی نشویم. البته ورود ما به برخی حوزهها به دلیل این بوده که یا متولی خاصی نداشته یا متولیان آنها متعدد بودهاند یا این که به حلقه آخر توسعه فناوری یعنی تجاریسازی ورود پیدا کردیم.
البته حوزه علم و فناوری به قدری گسترده است و آنقدر کارهای روی زمین مانده زیاد است که بحث تداخل و موازیکاری نمیتواند زیاد باشد، اما سعی کردیم این روند را رعایت کنیم و فعالیتهای موازی نداشته باشیم. عموما تلاش کردیم فعالیتها با هماهنگی و همکاری خود وزارتخانهها انجام گیرد و عملیاتی شدن آنها نیز توسط خودشان صورت گیرد.
به همین منظور با وزارتخانههایی مثل وزارت تعاون، صنایع و معادن، بازرگانی و موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی تفاهمنامههایی امضا کردیم و شروع فعالیتهایمان را هم در آن حوزه مبتنی بر این تفاهم گذاشتیم که خوشبختانه تفاهمنامه با وزارت تعاون منجر به خلق یک ایده جدید و آن هم ایجاد «تعاونیهای دانش بنیان» شدکه کار مشترکی بود تا بنیاد ملی نخبگان به طور خاص از تعاونیهای دانشبنیانی که نخبگان تشکیل میدهند حمایت کند، اما در حال حاضر گستره شرکتهای تعاونی دانشبنیان که وسیعتر از حوزه نخبگان است از طریق وزارت تعاون در حال پیگیری است.
سلطانخواه: تولیدات علمی باید علاوه برمجلات علمی داخلی در شبکه انتشار بینالمللی علم نیزسهم پیدا کنند تا گستره مخاطبان آنها از سطح ملی به سطح بینالمللی گسترش یابد
اجرای بعضی از طرحهای کلان ملی فناوری هم با انعقاد تفاهمنامه بوده است و نیز در اعطای پژوهانه به دانشجویان دکتری، ابتدا آییننامه مشترکی که مورد توافق با دو وزارتخانه علوم و بهداشت بود. تهیه و روند اجرایی کار در آن تبیین و تهیه شد و سپس با همکاری این دو وزارتخانه طرح اجرا شد.
موضوع حمایت از نشریات علمی نیز با همکاری کمیسیون نشریات هر دو وزارتخانه انجام شد. حمایت و سوق دادن انجمنهای علمی دانشجویی به سمت پژوهشهای علمی دانشجویی و ایجاد شادابی و نشاط در جامعه علمی کشور نیز با هماهنگی معاونتهای فرهنگی وزارتخانههای مذکور بوده است. خوشبختانه همه اینها باعث شده که سایر دستگاهها تعامل و همکاری با معاونت را دارای آثار و برکات مثبت بدانند.
در این فعالیتها یکی از اهداف اصلی این بود که جامعه علمی و فناوری کشور در جهت صحیح حرکت کند و به سمت درست هدایت شود و از نظریهپردازی خارج شویم و به سمت معماری پیش برویم. خوشبختانه توانستیم الگوهای نو ارائه دهیم و جریانسازی کنیم.
به عنوان مثال در اجرای طرحهای کلان ملی فناوری صرفنظر از اجرای این طرحها به دنبال این موضوع بودیم که چرخه علم و فناوری از ایده تا محصول را کاملا پیادهسازی کنیم، یا در حوزه نفوذ فناوریها به صنایع متوسط، الگوهای علمی و عملی ارائه دادیم. همچنین در موضوع تجاریسازی توسط متخصصان در بخشهای خصوصی، از شرکتهای دانش بنیان حمایت شد تا بتوانیم یک تعامل ملموس در جامعه علمی و فناوری کشور ایجاد کنیم.
خیلیها معتقدند در طول چند سال فعالیت، توزیع پول در عملکرد معاونت پررنگتر از وظایف دیگر بوده است. شما چقدر با این قضیه موافقید؟
برای پیشرفتها به منابع مالی نیاز است، اما معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری فعالیتهای مختلفی را انجام داد که تاثیر زیادی در ارتقای نظام علمی و فناوری کشور داشته است و به هیچ عنوان برای اجرای آن از منابع مالی خودش استفاده نکرده است. مثلا ایجاد ستادهای توسعه فناوریهای راهبردی به عنوان جایگاههای فرابخشی، برای ایجاد هماهنگی در سطح کلان ملی در حوزه فناوریهای مختلف، هزینهبر نبوده است.
طی 20 سال گذشته فقط 3 سند راهبردی فناوری پیل سوختی، فناوری نانو و فناوری زیستی را در کشور داشتهایم و البته تنها برای فناوری پیل سوختی و فناوری نانو ستاد تشکیل شده بود. این در حالی است که در حوزه معاونت در طول این مدت، 8 ستاد تشکیل شده است و همچنین 4 سند فناوری راهبردی نیز تهیه شده است.
اسناد فناوری گیاهان دارویی و طب سنتی، فناوری میکروالکترونیک، انرژیهای نو و سلولهای بنیادی که در کمیسیون علمی، تحقیقاتی و فناوری دولت بررسی و تایید شده است و در حال حاضر منتظر تصویب آن در هیات وزیران هستیم تا چشمانداز، اهداف و اقداماتی که در این حوزه از فناوریها لازم است انجام گردد و ترسیم شود یا لایحه «حمایت از شرکتهای دانشبنیان و تجاریسازی اختراعات و نوآوریها» و ارائه آن به مجلس شورای اسلامی را داشتیم تا بتواند به صورت یک قانون تحولآفرین در فرآیند تجاریسازی ایدهها و نفوذ فناوری به عرصه تولید مطرح شود یا مدیریت و نظارت بر اجرای قانون یک درصد که از فعالیتهای اساسی و مهمی است که تاکنون تأثیر زیادی داشته و نیاز به صرف منابع مالی زیادی از معاونت هم نبوده است.
تاکنون به علت نداشتن هماهنگکننده، بین صنعت و دانشگاه کشور شکاف عمیقی وجود داشته است. آیا معاونت توانسته است در بهبود این روند موثر واقع شود؟ آیا آماری این قضیه را نشان میدهد و آیا در تکمیل چرخه نوآوری و شکوفایی به منظوری که میخواستید، رسیدید یا نه؟
حداکثر 6 درصد از کل بودجه پژوهش و فناوری دولت در اختیار معاونت است و این را در قالب برنامههای مصوبی که توسط دولت و مجلس تصویب شده، به صورت هدفمند در اختیار دستگاههای ذیربط قرار میدهیم و برای این که بخش بیشتری از کل بودجه پژوهش و فناوری کشور به صورت هدفمند و اثربخش هزینه شود، تلاش میکنیم این بودجه را به عنوان اهرم مصرف کنیم. از بودجه معاونت نیز حداکثر 2 درصد صرف بودجه ستادی معاونت میشود و بیش از 98 درصد در قالب برنامههای مصوب هزینه میشود. برای مثال بخشی از هزینه طرحهای کلان ملی فناوری را معاونت برای ایجاد انگیزه تقبل میکند و بقیه از سوی خود متقاضیان و بهرهبرداران و کارفرمایان طرحها تامین میشود.
در واقع از این طریق تلاش میکنیم بودجه پژوهشی سایر دستگاهها به نحو هدفمندی هزینه شود. به پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد در 2 قالب کمک میکنیم؛ درصدی از آن برای توسعه زیرساختهاست تا توانایی پذیرش واحدهای فناور و شرکتهای دانشبنیان بیشتری را داشته باشند و بخش عمده کمک، اختصاص به حمایت از طرحهای نوآورانه شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارکها و مراکز رشد دارد. کما این که طی 3 سال گذشته، از 2524 نوآوری کوچک شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارکها و مراکز رشد حمایت کردهایم تا به مراحل صنعتی یا نمونه آزمایشگاهی برسند.
دسته دوم حمایت از طرحهای متوسط است که با معرفی از سوی پارکها و مراکز رشد در معاونت داوری میشوند. در این بخش 15 طرح متوسط که قابلیت تجاری شدن داشتهاند، جداگانه مورد حمایت قرار دادهایم و همچنین 210 طرح متوسط که از طریق ستادهای فناوری و شرکتهای دانشبنیان معرفی شدهاند، مورد حمایت قرار گرفتهاند.
همچنین نمونهای از کمکهای ما به مراکز رشد زیر نظر وزارت بهداشت، ایجاد زیرساختهاست که در این خصوص 5 مرکز رشد دارویی مجهز به اتاق تمیز شدند تا داروهایی که در وزنهای کم نیاز به تولید آنهاست، در همین مراکز رشد تولید شوند یا از طریق ستادهای فناوری راهبردی به زیرساختها و ایجاد شبکههای آزمایشگاهی کمک کردهایم به عنوان مثال از طریق ستاد توسعه فناوری زیستی به پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک کمک شد تا مرکز ملی موش تراریخته را راهاندازی کنند.
کمک به ایجاد بانک خون بند ناف در سازمان انتقال خون در موضوع سلول درمانی یکی از دیگر از این کمکهاست. به این ترتیب تلاش میشود تا چرخه تولید علم، فناوری و نوآوری تکمیل شود و در عین حال حمایتهای لازم به صورت هدفمند صورت گیرد.
کشور ما به کمک محققان، متخصصان و پژوهشگران خود توانسته سهم قابل قبولی در تولید علم در دنیا پیدا کند. یعنی سهم خود را در تولید علم به بیش از 18/1 درصد رساندیم که حتی گفته میشود این رقم به 4/1 درصد هم رسیده است. در حال حاضر وقت آن رسیده که سهم قابل قبولی در شبکه انتشار علم در جهان داشته باشیم، یعنی نشریات علمی داخلی باید بتوانند در شبکه انتشار علم در دنیا قرار گیرند.
در این زمینه کاری که نشریات علمی داخلی کشور باید انجام دهند، این است که به روز شوند و سطح علمی آنها به لحاظ کیفی و فنی ارتقا پیداکند و در فضای مجازی به صورت الکترونیکی منتشر شوند.
رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالی) میفرمایند: «باید زبان فارسی زبان علم در دنیا شود یعنی شخصی در دنیا برای این که دستاوردهای علمی ما را بخواهد، بداند باید زبان فارسی را یاد بگیرد.» بر این اساس، باید تولیدات علمی در مجلات علمی فارسی داخلی در شبکه انتشار بینالمللی علم سهم پیداکنند تا گستره مخاطبان آنها از سطح ملی به سطح بینالمللی گسترش یابد.
به این منظور، نشریات علمی ما باید در پایگاههای داخلی و بینالمللی معتبر، نمایه شوند تا ما حمایتهایمان را اعمال کنیم که بخشی از این حمایتها به صورت مستقیم و بخشی از طریق متولیانی که به طور مستقیم مسوول نظارت بر آنها هستند، اعطا میشود. از سوی دیگر، آن طور که در برنامه پنجم توسعه هدفگذاری شده است، باید تعداد نشریات علمی کشور 2 برابر شود و همچنین در نقشه جامع علمی کشور با توجه به هدفگذاری صورت گرفته باید تا سال 1404 تعداد نشریات علمی کشور با ضریب تاثیر حداقل 3 به 160 نشریه علمی برسد. به هر حال تلاش ما این است که در قالب برنامه و هدفمند حرکت کنیم. همچنین در سال 89 حدود 3 میلیارد تومان حمایت هدفمند از نشریات علمی صورت گرفته است.
شما به سهم 6 درصدی معاونت از کل بودجه پژوهشی اشاره کردید، اما آن طور که از موارد تخصیص بودجه از طرف معاونت به بخشها و طرحهای مختلف نام بردید، مشخص است همین درصد از بودجه هم مقدار قابل توجهی است. امسال سهم دقیق معاونت از بودجه چقدر بوده است؟
سال گذشته بودجه پژوهش و فناوری با احتساب قانون یک درصد چیزی حدود 2700میلیارد تومان بود که بودجه معاونت علمی و فناوری حدود 170 میلیارد تومان بوده است.
با توجه به این که چند سالی است بودجه پژوهش کشور به کمک قوانینی همچون قانون یک درصد افزایش پیدا کرده، اما بازهم به آنچه باید و شاید نرسیدهایم. فکر میکنید موانع اصلی رشد علمی کشور در حال حاضر کدامند؟
سلطانخواه: بر اساس نتایج یک کارآماری در بنیاد ملی نخبگان ، خروج دارندگان مدالهای طلای المپیاد ها بعد از تشکیل بنیاد ملی نخبگان کاهش پیدا کرده است
یکی از موانع، نگاه سیاستگذاران، تصمیمگیران و برنامهریزان به موضوع توسعه علمی و فناوری است که باید متحول شود. نگاه حاکم یک نگاه خطی بود به این شکل که ابتدا دانشگاهها تحقیق و پژوهش را انجام میدادند، سپس نتایج تحقیق و پژوهش که نهایتا منجر به یک نمونه آزمایشگاهی میشد، حد مسوولیت دانشگاه را تعیین میکرد و از آنجا به بعد باید عدهای این نمونههای آزمایشگاهی را به نمونه صنعتی تبدیل کنند تا توسط صنعت این نمونهها در خط تولید قرار گیرد و در مرحله بعد میبایست بخشهای دیگر برای تجاریسازی و بازار فروش این محصولات تلاش میکردند.
اشکال نگاه خطی این است که اگر این چرخه در یک جا متوقف میشد، مسوولیت آن مشخص نبود. ایراد دوم این است که منابع مالی، در حوزه پژوهش، علم و فناوری محدود است و از طرف دیگر اولویتهای ما هم کم نیستند. نتیجه نگاه خطی تولید دهها نمونه آزمایشگاهی است که فقط تعداد محدودی از آنها به مرحله نمونه صنعتی و از نمونههای صنعتی نیز تعداد محدودتری به مرحله تولید میرسند. یعنی منابع مالی زیادی در مرحله آزمایشگاهی و نمونه صنعتی هزینه میشود؛ در حالی که بسیاری از آنها به مرحله نهایی تولید نمیرسند و این باعث به هدر رفتن منابع مالی و منابع انسانی متخصص در کشور میشود.
نگاهی که ما علاقهمندیم بر روند توسعه علم و فناوری حاکم شود، نگاه سیستمی یا نظاممند است، نگاهی که در آن از ابتدا تا انتهای این چرخه به طور کامل دیده شود یعنی از ابتدا تولیدکننده دانش فنی در کنار بهره بردار قرار گیرد و البته حاکمیت در کنار همه اینها برای وضع قوانین ومقررات در جهت حمایتهای لازم قرار بگیرند، در این مسیر باید از ابتدا مسوولیتها به طورکامل مشخص شود تا چرخه ایده تا محصول به طور کامل اجرا شود. اگر این نگاه به جای نگاه خطی حاکم شود، هماهنگیهای بین بخشی راحت تر ایجاد میشود. البته برای تغییر این نگاه، نیازمند هماهنگی با بخشهای مختلف هستیم تا به این ترتیب از اتلاف منابع جلوگیری شود.
با توجه به اینکه با شروع به کار معاونت، حرکتهای جدیتری در حوزه علم کشور ایجاد شد و انتظار میرود در ادامه هم تحولات بنیادینی را باعث شود، پس چرا همچنان با فرار مغزها مواجهیم و صندوق بینالمللی پول در آخرین آمارش اعلام میکند که ایران بالاترین آمار را در مهاجرت تحصیلکردههایش دارد؟ شما به عنوان رئیس بنیاد نخبگان فکر میکنید وضعیت به همین منوال میماند یا حرکتهایی که صورت گرفته سبب میشود این مهاجرتها انجام نشود یا حتی معکوس شود؟
آمارهایی که داده میشود معلوم نیست بر چه پایهای ارائه شده است. در آمارگیری باید جامعه هدف و جامعه نمونه و آماری که آمارگیری روی آن انجام میشود، کاملا مشخص باشد تا آمارها و تحلیلها دقیق باشد.
ما یک کار آماری در بنیاد ملی نخبگان انجام دادیم که براساس آن مشخص شد خروج دارندگان مدالهای طلای المپیادها بعد از تشکیل بنیاد ملی نخبگان کاهش پیدا کرده است. 3 دلیل اصلی برای کاهش خروج دارندگان مدالهای طلای المپیاد وجود دارد؛ اول تشکیل بنیاد ملی نخبگان و حمایتهای آن است، دوم گسترش دورههای تحصیلات تکمیلی در داخل کشور و سوم رویکرد دولت نهم در توجه به جوانان و افزایش نشاط اجتماعی و سیاسی دانشجویان است.
جامعه المپیادیهای ما 901 نفر است که در حال حاضر 362 نفر از آنها در مقاطع مختلف تحصیلی کارشناسی، ارشد و دکتری تحصیل میکنند و از حمایت بنیاد ملی نخبگان استفاده میکنند.
حمایتهای پژوهشی، تسهیلات نظام وظیفه، تسهیلات ورود به مراحل تحصیلی بالاتر از جمله تسهیلات بنیاد است، اما در این میان موج جمعیتی متولدین دهه 60 بعد از گذراندن دوران بحران در مرحله آموزش و پرورش و سپس در مقطع تحصیلی کارشناسی به سطح تحصیلات تکمیلی رسیده است و عمده خروج برای ادامه تحصیل در همین مقاطع تحصیلات تکمیلی است.
بنابراین برای شما حفظ نخبگان اهمیت دارد و نه تحصیلکردههایی که اتفاقا هزینههای کلانی برای آنها از ابتدای تحصیل تا فارغالتحصیلی از دانشگاه صرف شده است.
به هر حال در دنیای امروز مبادلات علمی جزو اصول لاینفک حیات بشری شده که بخشی از آن را میتوان از طریق متخصصانی که برای کسب علوم و فنون به خارج از کشور میروند، دریافت کرد.
وظیفه بنیاد ملی نخبگان این است که زمینههای جذب و نگهداری نخبگان و استعدادهای برتر را بیشتر نماید، اما تعدادی هستند که برای ادامه تحصیل میروند و برمیگردند که به هر حال جلوی انتخاب افراد برای تحصیل در هر جای دنیا را نمیتوان گرفت. سیاستهایی که باید دنبال شود این است که در درجه اول باید سعی بر حفظ نخبگان و استعدادهای برتر در کشور شود. ثانیا خروج نخبگان بدون بازگشت به کشور را باید به صفر برسانیم.
در نهایت امیدوار هستید که اگر روند حمایتی از نخبگان به همین صورت ادامه یابد، حداقل خروج المپیادیها و نخبگان خاص از کشور کاهش پیدا میکند. به نظر میرسد برگزاری برنامههایی مانند جشنوارههای منطقهای اختراعات و نوآوریها درکشور باعث شود تا حداقل در مورد نخبگان امیدوار باشیم که با حمایتهای بنیاد از کشور مهاجرت نکنند. این در حالی است که نخبگان اوایل دید مثبتی به بنیاد و حمایتهای آن هم نداشتند و فکر میکردند مثل دیگر سازمانها پس از رفتوآمدهای طولانی به آنچه باید، نمیرسند. در این میان آیا پیشنویس سند راهبردی نخبگان کشور که قرار است تا پایان تابستان امسال تنظیم شود، میتواند به امیدواری بیشتر نخبگان و ایجاد تحولات در عرصه علمی کشور منجر شود؟
2 مورد از وظایف مهم بنیاد ملی نخبگان سیاستگذاری و برنامهریزی برای شناسایی و حمایتهای مادی و معنوی و جذب و به کارگیری نخبگان در فعالیتهای علمی است، استعدادهای برتر باید شناسایی بشوند، در مسیر مناسب قرار گیرند، تحت حمایت مادی و معنوی لازم باشند تا رشد پیدا کنند. وظیفه دیگر بنیاد هماهنگی بین دستگاهها و نهادهای مرتبط در حوزه استعدادهای برتر و نخبگان است.
برای این که این وظایف به درستی انجام شوند، لازم است سندی داشته باشیم تا راهبردهای لازم برای عملیاتی شدن برنامهها و تقسیم کار ملی بین نهادهای مرتبط با این موضوع را بخوبی تبیین کند و براساس این سند بتوانیم وظایف خود را با هماهنگی دستگاهها بخوبی انجام دهیم. خوشبختانه «سند راهبردی نخبگان کشور در امور نخبگان» در دست تهیه است و بزودی برای تصویب به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه خواهد شد.
بهاره صفوی / گروه دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم