وضعیت قحطی و گرسنگی در شاخ آفریقا بویژه سومالی به حدی بغرنج است که هفته گذشته دو گروه در این کشور برای دریافت کمکهای غذایی درگیر شده و 28 نفر کشته شدند.
براساس اعلام سازمان ملل نیز بیش از 3 میلیون و 500 هزار نفر در سومالی به دلیل قحطی در خطر مرگ قرار دارند. علاوه بر این در سومالی روزانه حدود 100 نفر از گرسنگی جان میبازند.
شاید هیچ کدام از ما دقیقا ندانیم از فرط گرسنگی مردن، چقدر میتواند دردناک و سخت باشد،هر چند که در کشور ما هم فقرایی هستند که به سختی روزگار میگذرانند.
در حال حاضر در ماهی به سر میبریم که در آن روزهداری واجب شده و یکی از دلایل روزه گرفتن، درک حال محرومان و فقرا محسوب میشود.گفته میشود روزه به این دلیل واجب شده که میان فقیر و غنی مساوات برقرار شود،در واقع روزه به خاطر آن است که غنی طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند، چرا که اغنیاء معمولا هرچه بخواهند برایشان فراهم است و خدا میخواهد میان بندگان خود مساوات باشد و طعم گرسنگی و درد و رنج را به اغنیا بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم کنند.
هر چند ممکن است در حال روزه و گرسنگی به فکرمان برسد که کسانی گرسنه هستند اما معمولا در کشور خودمان بعید میدانیم کسی از گرسنگی بمیرد. البته کسانی که دچار فقر مطلق هستند، به مرور زمان به بیماریهای ناشی از سوء تغذیه شدید دچار شده و در نهایت دچار مرگ میشوند و نمیتوانیم با اطمینان بگوییم کسی در کشور ما دچار فقر و گرسنگی نیست. این توضیحات از اینرو بیان میشود که شاید در پاسخ به درخواست کمک به مردم مسلمان سومالی، عدهای ضربالمثل «چراغی که به خانه رواست...» را مطرح کنند اما کمک به مردم سومالی هیچ مغایرتی با کمک به هموطنان خودمان ندارد. مسلما وقتی صحبت از کمک به فقرا باشد میتوان از فلسفه مهم و مهمتر استفاده کرد. برهمین اساس بین اینکه روزانه 100 نفر از گرسنگی میمیرند تا کمک به کمرنگ شدن فقر در جامعه خودمان، مسلما از گرسنگی مردن 100 نفر از اهمیت بیشتر برخوردار است. با همین استدلال اگر بخواهیم فقرای کشور خودمان را نسبت به گرسنگان سومالی در اولویت قرار دهیم، تصمیم بدی نیست اما میتوانیم کمکهایمان را به دو بخش تقسیم کنیم و هم به هموطنانمان و هم به هم نوعانمان در سومالی کمک برسانیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم