از آنجا که تاکنون هیچگاه یک موسیقیدان بر مسند مدیریت دفتر موسیقی وزارت ارشاد تکیه نزده بوده، این انتصاب خود میتواند اهالی هنر را به آینده خوشبین سازد؛ بویژه آن که محمد میرزمانی در نخستین نشست خبری خود، حرفهایی زد و موضعگیریهایی کرد که نظر مثبت بسیاری از کارشناسان را برانگیخت.
محمد میرزمانی که از نوجوانی زیر نظر استادان برجسته به آموزش موسیقی پرداخته، در فاصله زمانی سالهای 69 تا 72 رهبری ارکستر بزرگ صدا و سیما را به عهده داشته است.
او همچنین در بیش از 30 سال فعالیت هنری خود، ساخت موسیقی 50 فیلم سینمایی، مستند و کوتاه را در کارنامه خود دارد که از آن جمله میتوان به موسیقی فیلم «شوکران» و سریال «کوچک جنگلی» اشاره کرد. این آهنگساز همچنین چند اثر سمفونیک و بیش از 50 قطعه با کلام و بیکلام ارکستری را نوشته و تنظیم کرده است.
او که مدتی قائم مقامی مرکز موسیقی صدا و سیما را نیز به عهده داشته، از خرداد امسال به سمت مدیر کلی دفتر موسیقی ارشاد منصوب شده است.
شما اولین موسیقیدانی هستید که به سمت مدیریت دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شدهاید. با توجه به این مساله چه خطمشیای برای دفتر موسیقی در نظر گرفتهاید؟
من در این دوره دو مساله اصلی را کنار دیگر اهدافم دنبال میکنم. مهمترین هدف راهبردی ما، حمایت از موسیقی ایرانی است که شامل شاخههای سنتی، نواحی و مقامی میشود. امیدواریم با همکاری کارشناسان و هنرمندان بتوانیم این حمایت را روز به روز گستردهتر کرده و بیشتر به آن بپردازیم و بتوانیم جایگاه این موسیقی را که ریشه در فرهنگ غنی کشورمان دارد، هر روز ارتقا بخشیم. دومین هدفی که مایلم به آن بپردازم و امیدوارم موفق شوم، جایگزین کردن ابتکار عمل به جای موضع انفعالی دفتر موسیقی درخصوص جریانات موسیقی است. معتقدم ما باید با موضع فعالانه در این عرصهها وارد شویم و از ممیزی به عنوان یک عامل پیش برنده، ارتقا بخش و بستر ساز بهره ببریم. این هدف نیازمند آن است تا خطوط قرمز این عرصه را بر مبنای اصول فرهنگی ترسیم کنیم تا تاثیرگذار و راهگشا باشند و به جای مانع گذاشتن، راه حرکت هنرمندان را هموار سازند.
هنر موسیقی در کشور، حوزهای است که اگر چه شما مدیریت کلان آن را به عهده دارید، اما تصمیم گیرنده همهامور آن نیستید. با توجه به اهدافی که برشمردید، نیازمند تعامل با ارگانهای زیادی هستید.
من حوزه همکاری دفتر موسیقی را خیلی وسیع میدانم. یعنی در کنار همکاران دفتر موسیقی و معاونت هنری وزارت ارشاد باید با حوزههای هنری فعال در زمینه موسیقی نیز هماهنگی و همفکری داشته باشیم. از سوی دیگر، ارگانهایی چون نیروی انتظامی، مجلس شورای اسلامی، ارباب جراید و رسانهها هستند که هر کدام از اینها میتوانند کمکهای زیادی به ما داشته باشند.
در چه زمینههایی؟
به عنوان مثال ما باید از مجلس، قانون کپیرایت و حقوق مالکیت معنوی را پیگیر باشیم و با نیروی انتظامی در ارتباط با برپایی کنسرتها و دیگر مسائلی که شرکتها و سرمایهگذاران با آن دخیل هستند، تعامل داشته باشیم.
منظورتان از همفکری چیست؟
هر کسی میتواند ایدهای داشته باشد که اگر آن را با ما در میان بگذارد، بسیار سپاسگزارش خواهیم بود. فراموش نکنیم که موسیقی یکی از شاخههای مهم فرهنگی کشورمان است و برای رشد آن همه باید دست به دست هم بدهند. در یک حوزه فرهنگی، اصل بر تبادل نظرها و گفتوگوست که از دل آن طرحها و برنامههای آینده متولد و شکوفا میشود.
همان طور که در نشست خبری چند هفته پیش اعلام کردید و از نخستین پاسخ شما در این گفتوگو هم مشهود است، حمایت از موسیقی سنتی و محلی را سرلوحه کارتان قرار دادهاید. در حالی که هم اکنون شاهد رشد دیگر انواع موسیقی در کشور هستیم و گرایش نسل جوان بیشتر به موسیقی پاپ است، چگونه میتوانید نگاهها را به میراث موسیقایی خودمان برگردانید؟
اگر شرایط به گونهای باشد که ما تنها با نوع خاصی از موسیقی آشنا و روبهرو شویم، طبیعی است که نگاهمان تکبعدی خواهد بود. به نظر من، اگر ما نگاه کلی جامعه را به سمت موسیقی سنتی، محلی و مقامی برگردانیم، میتوانیم سلیقه مردم را به این سمت بکشیم. البته این راهی طولانی است که زمانی دراز میبرد. در این راه ما باید برنامهریزی مناسب داشته باشیم، هنرمندان به خلق آثار فاخر و البته مورد علاقه مردم بپردازند و رسانهها هم همیاری کنند؛ در این صورت ما بیشک در آینده به جاهای خوبی خواهیم رسید.
یعنی هدف و آرمان شما این است که در آینده دیگر کسی به دنبال موسیقی پاپ نرود و تنها به نوای موسیقی ردیف دستگاهی گوپ بسپارد؟
به هیچوجه. همانطور که در ابتدای گفتوگو تاکید کردم، هدف اصلی ما گسترش موسیقی ایرانی در همه شاخههاست. در این خصوص، ما آرزو داریم که به یک نوع و سبک ایرانی از موسیقی پاپ برسیم.
چگونه میخواهید به این هدف برسید؟
یکی از حوزههای همکاری ما در این زمینه، خود آهنگسازان، خوانندهها و نوازندههای موسیقی پاپ هستند. اگر از ابتدا هنرمندان ما به این مساله فکر کنند که به موسیقی، فرهنگ، آداب و سنن خودشان و داشتههای فرهنگی و ریشههای فرهنگیشان بپردازند، قطعا در آموزش و نوع کارشان و نیز شیوه ارائه آثارشان تاثیرگذار است. نظرم این است که هنرمندان موسیقی پاپ به سمت تولید آلبومهایی با مضامین و موضوعات متنوع بروند. چه اشکالی دارد که در کنار ساخت قطعات عاشقانه، آثاری نیز با موضوع مذهبی، ایران، وطن، مضامین اجتماعی، طبیعی و... تولید شوند. اگر نگاهی به آثار ساخته شده دهه 70 که موسیقی پاپ به صورت جدی رشد پیدا کرد، بیندازیم متوجه تنوع در مضامین میشویم که البته تاثیرگذار، زیبا و دلنشین هم بودند، اما هم اکنون آثار موسیقایی یکنواخت شدهاند.
یکی از مواردی که باعث ماندگاری و ساخت قطعات زیبا میشود، شعر آن اثر است و پیشنهادم به دوستان هنرمند استفاده از اشعار قدماست. وقتی یک آهنگساز انواع شعرها را بررسی کند، موجب خواهد شد که به گنجینه غنی ادبیات کهن پارسی هم سر بزند و از آن نیز بهرهبرداری کند. در واقع هدف ما این است که روزی بتوانیم از ترکیب موسیقی پاپ ایرانی در صحبتهایمان استفاده کنیم.
توصیههای هنریتان تنها برای اهالی موسیقی پاپ است؟
بعضی از اصول در تمام شاخههای موسیقی باید رعایت شود. به طور کلی در حوزه موسیقی سه عنصر شعر، ساز و خواننده نقش اصلی را ایفا میکنند. در یک اثر موسیقی اگر مضمون و کلام خوبی را به کار بگیریم و اجرای سازها در شأن هنر موسیقی و متناسب با فرهنگ ایران باشد و در کنار آن نیز لحن و صدای خواننده مطلوب باشد، قطعا با سه فرصت بسیار عالی در ارائه پیام و انتقال آن روبهرو هستیم. در مقابل به محض اینکه یک کدام از اینها نباشد، این فرصت تبدیل به تحدید میشود. بر این اساس، ما باید این فرصتها را حفظ کنیم و در جهت صیانت از موسیقی گامهایی جدی برداریم. چرا که اگر ما کلام خوبی ارائه دهیم و این کلام در قالب یک موسیقی خوب و متعالی ارائه شود، قطعا شاهد پیشرفت روزبهروز موسیقی خواهیم بود. در این صورت، آن اثر هم در جامعه انعکاسش بهتر است و مردم بیشتر اقبال نشان میدهند و هم مسوولان امر با آرامش خاطر و با یک امنیت فرهنگی به این مقوله نگاه میکنند.در چنین شرایطی میتوان به همکاری مجامع و ارگانهای مختلف امیدوار بود و توانست با همکاری همگان، روزهای خوبی را برای این هنر رقم زد.
چه سیاستی برای تزریق موسیقی بومی در آثار کلاسیک و سنتی دارید؟
در موسیقی کلاسیک جهان، آهنگسازان بزرگی چون بارتوک، چایکوفکسی و دیگران بودند که از موسیقی فولکلوریک مناطق خودشان استفاده میکردند. در ایران هم همینطور است گریگوریان، احمد مستان یا آهنگسازانی که در حوزه موسیقی کلاسیک جهانی و علمی کار میکردند، از این آثار بومی زیاد استفاده کردهاند. البته این اتفاق در موسیقی پاپ هم دیده میشود. بسیاری از خوانندگان و آهنگسازانی که چه قبل و چه بعد از انقلاب در حوزه موسیقی پاپ فعال بودند، از میراث فولکلوریک کشور در این عرصه زیاد استفاده کردند. براین اساس، توجیه ما این است که در این دوره نیز این اتفاق باید به شکل اصولیتر بیفتد. متاسفانه در حال حاضر وقتی به دیدن یک کنسرت پاپ میروید، اصلا از موسیقی خودمان و هویت ایرانی هیچ نشانهای دریافت نمیکنید. من توصیهام این است که هنرمندان توجه ویژهای به این مقوله داشته باشند و از ملودیهای ایرانی و از فضای موسیقی نواحی مختلف کشور استفاده بیشتری ببرند.
بخش بینالملل دفتر موسیقی طی سالهای گذشته فعالیت چندانی نداشته است، آیا با حضور شما این بخش رونق پیدا خواهد کرد؟
یکی از بخشهایی که فعالانه در آن شرکت خواهیم کرد، امور بینالملل است. سالهای گذشته واحد بینالملل دفتر موسیقی، کار ثابتی داشت و تنها به رصد کردن جشنوارهها بسنده میکرد، اما از زمانی که من آمدهام، تاکید کردهام در این حوزه گنجینهای از اطلاعات مربوط به خوانندگان، آهنگسازان و نوازندگان کشورهای اسلامی جمعآوری شود تا در مواقع مختلف بتوانیم از این هنرمندان و نیز حضورشان در کشور برای برقراری ارتباطات فرهنگی و تأثیرگذاری فرهنگهای همسو استفاده کنیم.
آیا این اتفاق فقط در محدوده جشنواره موسیقی فجر رخ میدهد یا در طول سال نیز شاهد اجرای گروههای بینالملل در ایران خواهیم بود؟
مراودات هنری بویژه در عرصه موسیقی در شکلگیری و رشد فرهنگ کشور مؤثر است. ما مایل نیستیم یک دیوار دور خودمان بکشیم و فقط کارهای هنرمندان کشورمان را اجرا و در نهایت از آنها تعریف کنیم. قطعا یکی از مواردی که نیاز به فعال شدن دارد، دعوت از گروههای بینالمللی است. در واقع موسیقیدانان و نوازندگان خارجی با حضورشان در ایران علاوه بر ارائه هنرشان، با ایران و شرایط اقلیمی، فرهنگ و میراث فرهنگی ما نیز آشنا خواهند. این خود باعث اشاعه فرهنگ ایرانی در دیگر کشورها میشود. این هنرمندان در بازگشت به کشورهایشان مبلغان ما میشوند که این حرکت بسیار مثبت است. از سوی دیگر اجرای این گروهها در ایران هم هنرمندان ما را در ارائه آثارشان تشویق میکند و هم تاثیر بسزایی در نوع نگاهشان به انواع موسیقی دارد.
با توجه به این مراوده فرهنگی چه برنامهای برای اجرای گروههای ایرانی در خارج از کشور دارید؟
گروههای ایرانی طی سال و بویژه در ایام عید نوروز توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات به خارج از کشور اعزام میشوند. البته برخی گروهها را نیز ما برای اجرا در جشنوارهها میفرستیم. در این عرصه مشکل اصلی ما کمبود بودجه است که اگر در این زمینه دستمان باز باشد، میتوانیم گروههای بیشتری را به خارج از کشور بفرستیم.
در سالهای پیش، حضور هنرمندان نواحی در جشنوارههای خارجی بسیار پررنگ بود، به طوری که حاج قربان سلیمانی با اجراهایش در جشنوارههای خارجی، به بسیاری از هنرمندان و علاقهمندان موسیقی در جهان معرفی شد. ولی سالهای اخیر چنین اتفاقی نیفتاده، سیاست دفتر موسیقی در این دوره چگونه است؟
ما همین سیاست را دنبال میکنیم، انشاءالله بتوانیم گروههای موسیقی محلی و مقامی را به خارج اعزام کنیم.
جشنواره موسیقی نواحی امسال در حالی برگزار شد که یک برنامهریزی 3 ساله را دنبال خواهد کرد، آیا با تغییر مدیریت و آمدن شخص شما این برنامهریزی تغییر خواهد کرد؟
من مخالفتی ندارم چرا که با برنامه دبیر جشنواره امسال هماهنگ هستم و از برنامه ایشان حمایت میکنم.
یکی از دغدغههای شما، ساخت قطعاتی برای ارکستر سمفونیک و ملی است، با گذشت 2 ماه از حضورتان در سمت مدیرکلی دفتر موسیقی ارشاد چه اقداماتی در این خصوص انجام دادهاید؟
هم اکنون آهنگسازان ما در طول سال چند سمفونی میسازند که این خود یک حرکت فرهنگی مثبتی است که باید ادامه یابد. ما نیز در این خصوص ساخت چند اثر را به دوستان آهنگساز سفارش دادهایم. با وجود این، من معتقدم در کنار آثار بزرگ و سمفونی، قطعات کوتاه نیز باید برای ارکستر ملی و سمفونیک خلق شود. با این اقدام موجی بین هنرمندان ایجاد خواهد شد و به واسطه آن، هنرمندان رشتههای دیگر از جمله ترانهسرا، خواننده و نوازنده نیز درگیر کار میشوند. به طور کلی تمرکز ما بیشتر ساخت قطعات کوتاه است چرا که اجرای چنین قطعاتی در ارکسترها، تنوع ایجاد میکند. در واقع هر قطعهای که ساخته شود، به واسطه نگاه هنری آهنگساز، ترانه گفته شده از سوی شاعر و لحن صدای خواننده از رنگآمیزی خاصی برخوردار است و این خود میتواند در تنوع آثار نواخته شده از سوی ارکستر موثر باشد.
ما برای رسیدن به این هدف با آهنگسازان وارد مذاکره شدهایم و از هم اکنون مقدمات کار را فراهم کردهایم.
میرزمانی: یکی از اهدافی که دنبال میکنیم، جایگزین کردن ابتکار عمل به جای موضع انفعالی دفتر موسیقی درخصوص جریانات موسیقی است. معتقدم ما باید با موضع فعالانه در این عرصهها وارد شویم و با بستر سازی مناسب، راه پیشرفت هنرمندان را هموار سازیم
البته ناگفته نماند که این هدف تنها مختص ارکستر ملی و سمفونیک نیست و گروه کُر دفتر موسیقی نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. در واقع هدف ما بر این است که گروه کر دفتر موسیقی که تاکنون با ارکستر سمفونیک یا بعضا با ارکستر ملی روی صحنه رفته است، به صورت مجزا هم کنسرتهایی را برگزار کند. بر این اساس، تصمیم داریم از آثار احمد مستان که در زمینه موسیقی فولکلور کار کرده است، برای اجرا با گروه کر بهره ببریم. این هنرمند آثار زیادی به شکل 4 صدایی برای گروه کر تنظیم کرده که اجرای دوباره این قطعات، بیشک تاثیرات فرهنگی زیادی دارد و تکرارشان موجب فراگیری و تثبیت در ذهن انسان میشود. ما برای عملی شدن این اجرا، صحبتهایی را با رهبر گروه کر دفتر موسیقی داشتهایم و ایشان هم پیگیر این موضوع هستند. البته اجرای پایان نامههای دانشجویی نیز توسط این ارکسترها از جمله اهداف ماست. درواقع ما با صحنهای کردن این آثار میخواهیم آهنگسازان جوان با بازخوردهای مردمی روبهرو شوند و نقدها و عکس العملها را ببیند تا راهگشایی برای ساخت آثار بعدیشان شود.
ارکستر ملی و سمفونیک سالهاست که فعال هستند، اما با وجود این، هیچ آرشیوی از آثار اجرایی آنها وجود ندارد، آیا در آینده این دو ارکستر آرشیوی خواهند داشت تا همه بتوانند از آنها استفاده کنند؟
بله قطعا.ایجاد آرشیو برای این دو ارکستر یکی از برنامههای ماست؛ به گونهای که بازنویسی نتها و پارتیتورهایی که به مرور زمان، کیفیت خودشان را از دست دادهاند، ورقهایی که از بین رفتهاند و بعضا نتهایی را که کمرنگ شده و ناخوانا هستند، در دستور کار قرار دادهایم و قرار است با نرمافزاری که قابلیت نتنویسی و چاپ دارد، این کار را انجام دهیم. ضمن اینکه این نرمافزارها قابلیتی دارند که میتوان نتها و پارتیتورها را در سامانه آرشیو نگهداری کرد. در این صورت هر زمانی که نتها گم شوند یا به هر دلیلی قابل استفاده نباشند، میتوانیم از نرمافزار استفاده کنیم.
با توجه به غنی بودن آرشیو اجراهای تالار وحدت و دفتر موسیقی ارشاد تاکنون موزهای دایر نشده که همه این منابع موسیقی را در خود جای دهد، آیا در دوره ریاست شما موزهای تاسیس خواهد شد که مورد استفاده پژوهشگران و دانشجویان قرار گیرد؟
موزه صبا زیر مجموعه ارشاد است که تاکنون با توجه به کمبود بودجه و مشکلات مالی تنها سر پا ایستاده است. یکی از طرحهای آینده من، گسترش این موزه است.
مکان موزه محدود و ساختمان قدیمی است و شرایط خوبی ندارد که باید به آن رسیدگی شود که البته مستلزم بودجه خوبی برای بازسازی است. موزه صبا خیلی کوچک است و فضایی برای گسترش و برگزاری برنامهها ندارد، اما اگر ما بتوانیم چند تا از ساختمانهای اطراف موزه را خریداری و آنها را با موزه یکی کنیم، میتوانیم فضای جالبی ایجاد کنیم که برای دانشجویان و هنرمندان موسیقی، پاتوقی برای مذاکره و تبادل اطلاعات باشد. در واقع میتوان با گسترش فضای موزه بخش دوران معاصر را اضافه و نمایشگاه ساز و موسیقی و همچنین کنسرتهای موسیقی برگزار کرد. اگر ما به جایی برسیم که در موزه صبا، سالن آمفی تئاتر داشته باشیم و بتوانیم مراسم خاص برگزار کنیم، به نتیجه مطلوبی رسیدهایم. البته من نمیدانم چه زمانی این هدف عملی میشود، اما در دفتر موسیقی ارشاد این دغدغه وجود دارد و امیدوارم بتوانم آن را عملی کنم.
آرشیو دفتر موسیقی در حدی غنی هست که بخواهد به شکل کتابخانه و موزه دربیاید و نیازی به گسترش موزه صبا نداشته باشد؟
آرشیو خوبی است؛ به گونهای که آثاری از دهه 60 درآن به چشم میخورد. ما در دفتر موسیقی وزارت ارشاد دو بخش آثار مکتوب داریم؛ یکی متعلق به کتابخانه ارکستر سمفونیک است که آثار بزرگان موسیقی جهان شامل پارتیتورهای سمفونیها مختلف، نت ارکسترها و... در آن وجود دارد. یک بخش نیز کتابخانه دفتر موسیقی است که مجموعهای از کتابهای موسیقی از جمله آثاری در رابطه با پژوهش موسیقی، لوحهای فشرده، ردیفهای آوازی، آلبومها و... را در خود دارد. در حال حاضر دوستان و علاقهمندان میتوانند از این آرشیو بدون تبدیل شدن به موزه استفاده کنند.
در سالهای اخیر، آهنگسازان برجسته ایرانی آثاری را در قالب سمفونی نوشتهاند که قابل اجرا با ارکستر سمفونیک است، اما این هنرمندان هیچگاه برای ضبط، از ارکستر سمفونیک تهران استفاده نمیکنند و ارکسترهای خارجی را به ارکستر ایران ترجیح میدهند. چرا؟
من خودم به این مساله حساسم و امیدوارم در این دوره کمتر شاهد چنین موارد باشیم که آثار آهنگسازان ایرانی در خارج از کشور ضبط شوند. امیدوارم آهنگسازان به ما کمک کنند، ما هم سعی خواهیم کرد شرایطی فراهم کنیم که با اطمینان خاطر، آنها این کار را در ایران انجام دهند.مثلا شاید بتوانیم برخی بخشهای ارکستر را در استودیو با هم ضبط کنیم به عنوان مثل بخش زهیها ـ بادی چوبی ـ بادی برنجی و... را با هم بگیریم و تکتک ضبط نکنیم که امیدوارم با این کار یک مقدار نظر آهنگسازان را تغییر دهیم چون مشکل ضبط ارکستری در ایران تکتک ضبط شدن سازهاست که این خود هزینه بالایی را میطلبد.
در دورههای گذشته با تغییر مدیریت دفتر موسیقی برخی جشنوارهها از جمله جشنواره بانوان، ذکر و ذاکرین و جوان حذف و در دل جشنواره فجر هضم شدند. شما چه سیاستی را برای این جشنوارهها دنبال میکنید؟
جشنوارهها معمولا عرصه و حوزهای هستند که بالاترین و بیشترین فرصت را برای طراحی، برنامهریزی و هدفگذاری فرهنگی دارند. من خیلی به جشنوارهها امید دارم و علاقهمندم مثل گذشته و با شکوهتر برگزار شوند. جشنواره موسیقی نواحی امسال با نگاه مثبت معاون هنری وزیر ارشاد برگزار شد که سالهای آینده هم شاهد برگزاری آن خواهیم بود. در خصوص جشنوارههای دیگر هم مشغول کار هستیم، به گونهای که هم اکنون برگزاری جشنواره ذکر و ذاکرین را در دست بررسی داریم و امیدواریم همین امسال این جشنواره دوباره راه بیفتد. همچنین برای ماه رمضان سال آینده نیز درصدد برگزاری جشنوارهای بینالمللی با عنوان آوای محمدی هستیم. جشنواره بانوان و جوان هم در حال بررسی است که در صورت تامین بودجه، آنها را نیز سال آینده برگزار خواهیم کرد.
جشنواره بینالمللی آوای محمدی به موسیقی رمضان در کشورهای مختلف میپردازد؟
خیر. یک جشنواره جدید است که کشورهای اسلامی که در زمینه موسیقی فعال هستند، میتوانند گروههایشان را شرکت دهند. در واقع جشنوارهای است که موضوعات و مضامین مذهبی را در بردارد، اما مربوط به ماه رمضان نیست و فرصت جدیدی است که بتوانیم در جهت آن وحدتی که حضرت امام (ره) به آن اشاره داشتهاند و رهبر معظم انقلاب تأکید دارند، گام برداریم.
حمایت شما از موسیقی بومی خیلی پررنگ است، اما اجراهای گروههای نواحی در طول سال بسیار کم است. همچنین در این شاخه موسیقی، آلبومهای کمتری تولید میشود. چگونه میتوان این کاستی و ضعف را برطرف کرد؟
سیاست ما بر این است که به این ژانر از موسیقی بیشتر بها دهیم، به گونهای که در برنامه هایمان از موسیقی نواحی بیشترین استفاده را خواهیم کرد. درخصوص تولید آلبوم نیز طرح معاونت هنری مبنی بر انتشار یک اثر از هر استان را دنبال خواهیم کرد که امیدواریم مدیران کل ادارات استانها نیز در این رابطه همکاری لازم را با ما انجام دهند.
یکی از مهمترین رویدادهای موسیقی کشور، جشنواره فجر است که در هر دوره، سیاست خاصی را دنبال میکند. برای امسال چه برنامههایی دارید؟
زبان جشنواره، دبیر آن است. بنابراین دکتر ریاحی خودشان باید برنامههایشان را اعلام کنند، اما تا آنجا که من میدانم، امسال ما جشنوارهای کاملا متفاوت خواهیم داشت که رویکردهای جدیدی را در آن شاهد خواهیم بود. البته فکر میکنم اگر جزئیات از زبان ایشان مطرح شود، خیلی بهتر است.
شما غیر از سمت مدیریت بر دفتر موسیقی، آهنگساز هم هستید که این خود میتواند تاثیر بسزایی در همکاری با هنرمندان داشته باشد. آیا قصد دارید در کنار کار مدیریت، قطعاتی را نیز همانند گذشته بسازید. اصولا وقت چنین کاری را پیدا خواهید کرد؟
من خیلی علاقهمندم همچنان در زمینه آهنگسازی کار کنم. چند طرح بزرگ نیز از سالها پیش داشتهام که نیمهکاره مانده است و در این مدت نتوانستهام به آنها برسم که امیدوارم در آینده این اتفاق بیفتد.
آیا دفتر موسیقی وزارت ارشاد در بحث قیمت بلیت کنسرتها و آثار ارائه شده در آنها هم ورود پیدا خواهد کرد؟
در مرحله اول، تمام صحبتما روی توصیه است. استفاده از اشعار قدما، ملودیهای ایرانی و فولکلور نواحی مختلف کشور همه توصیه است. به نظر میرسد اگر اینها اعمال شود، قطعا خیلی از مشکلات حل میشود.
مساله دیگری که ما در این خصوص در دست بررسی داریم، انجام تبلیغات رسانهای است. به گونهای که قصد داریم نیمی از هزینههای این تبلیغات را دفتر موسیقی پرداخت کند تا همه هنرمندان بتوانند در روزنامهها آگهی داشته باشند. همچنین در زمینه اجاره سالن هم کمک مختصری خواهیم کرد که موسیقیدانان محلی و سنتی بتوانند از پس هزینههابرآیند. اعمال نظر روی قیمت بلیتها نیز زمانی صورت میگیرد که ما پول داشته باشیم و بگوییم 50 درصد را ما میدهیم که متاسفانه بودجه ما خیلی محدود است. سالنها هزینههای هنگفتی دارند تا بتوانند سرپا بمانند و با هزینه اندک نمیتوانند به حیاتشان ادامه دهند. سالنها هم باید درآمد داشته باشند تا بتوانند این برنامهها را میزبانی کنند. در این ارتباط دستمان چندان باز نیست.
در حال حاضر تالار وحدت تنها سالن استاندارد موسیقی در کشور است. با وجود این دیده میشود که در طول سال گروههای تئاتر نیز در آن اجرا دارند. در مقابل کل سهم موسیقی از تئاتر شهر، اجرای گروهها در جشنواره موسیقی فجر است. چرا چنین اتفاقی میافتد آیا گروههای ما درخواست اجرا ندارند که سالن خالی میماند یا برای جبران هزینههاست که تالار وحدت به گروههای دیگر اجاره داده میشود؟
وقتی یک سالن دارید باید آن را پر کنید، نمیشود که چراغ سالنی خاموش باشد چرا که به مرور از دست میرود. تالار وقتی کار کند و برنامه داشته باشد، میتواند به حیاتش ادامه دهد. گرچه بنیاد رودکی این دغدغه را دارد که بیشتر ساعات این تالار به موسیقی اختصاص یابد، اما تعداد تقاضاهای گروههای موسیقی آنقدر زیاد نیست که جدول سالانه این تالار را پر کند. برای همین است که دیگر برنامههای هنری هم در این تالار اجرا میشوند.
و حرف پایانی؟
این که پیشرفت هنری مثل موسیقی، نیازمند بسیج امکانات همه ارگانها و نهادهاست و تنها از یک دفتر و مرکز نمیتوان انتظار داشت تا بتواند کاری شگرف انجام دهد. میخواهم تاکید کنم که موسیقیدانان ایرانی در 3 دهه گذشته همیشه همراه مردم بودهاند که آثار پدید آمده در دوران انقلاب و دفاع مقدس نشانگر آن است. در واقع وقتی یک هنر در حد توان و امکان توانسته دین خود را به جامعه ادا کند، حالا این انتظار که مورد حمایت قرار بگیرد و بسترهای لازم برای رشد و ارتقای آن فراهم شود، توقع زیادی نیست.
امیرسعید بورنگ
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم