در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رضا توکلی هنر را چگونه شناخت؟
من ابتدا از طریق موسیقی با دنیای هنر آشنا شدم. خانوادهام خیلی مخالف این موضوع بودند، اما من احساس میکردم میتوانم ساز بزنم. البته نت را هم نمیشناختم. به یاد دارم گلدانهای سفالی را برمیداشتم و روی آن را با پوست بز که از قبل تمیز کرده بودم میپوشاندم و میگذاشتم تا در آفتاب خشک شود. این جوری برای خودم ضرب درست میکردم. پدرم همیشه میگفت من نمیدانم میان بچههای من، تو یکی چرا این جوری شدی. تا این که به دبیرستان رفتم و در آنجا گروه موسیقی و تئاتر را هدایت میکردم.
چرا موسیقی را ادامه ندادید؟
شرایطش را نداشتم. ضمن این که در آن زمان موسیقی را مطربی میدانستند.
در حال حاضر سازی را مینوازید یا خیر؟
ضرب را خیلی خوب میزنم. البته باید بگویم از طریق گوشکردن نتها را یاد گرفتم، یعنی وقتی موسیقیای را میشنوم بلافاصله میتوانم بزنم.
هنوز هم همان علاقه ابتدایی در مورد موسیقی در شما وجود دارد؟
خیلی کم. شاید تا چند سال پیش بیشتر ضرب را برمیداشتم و خودم را تخلیه میکردم. ولی در حال حاضر خیلی فرصت ندارم.
علاقه به بازیگری در شما چگونه شکل گرفت؟
وقتی در دوران سربازی وارد نیروی هوایی شدم احساس کردم آنجا میتوانم به خواستههایم برسم. من عاشق تصویربرداری بودم و به واسطه وسایلی که آنجا بود یک جوری توانستم این کار را انجام دهم. ابتدا یک دوربین 8 میلیمتری خریدم. به هر حال شاید به آنجا که میخواستم برسم، خیلی دیر رسیدم ولی رسیدم و این جای شکر و خوشحالی دارد.
فکر میکنم شما یک فیلم کوتاه هم ساختهاید. درست است؟
بله. یک فیلم 16 میلیمتری برای ارتش ساختم که بسیار هم مورد توجه واقع شد.
لذت بازیگری برایتان بیشتر است یا کارگردانی؟
من الان یک بازیگرم و بازیگر هم باقی خواهم ماند. چون همیشه دوست داشتم خودم و تواناییهایم را نشان دهم. کارگردانی صبر، شکیبایی و آرامش زیادی میطلبد.
فکر میکنم بازی در تلویزیون برایتان جدیتر از سینماست. درست است؟
برای یک بازیگر هیچ فرقی نمیکند مقابل چه دوربینی قرار بگیرد. مهم این است که چگونه ظاهر میشود. البته بازی در تلویزیون برای من جدیتر است، چون هم مخاطبان بیشتر و هم نسبت به سینما فضای بهتری دارد و راحتتر میشود در آن کار کرد. به نظرم امروز تلویزیون به مراتب جلوتر از سینماست.
و اما سریال پنج کیلومتر تا بهشت. چه شد که نقش پلیس را در این سریال ایفا کردید؟
پنج کیلومتر تا بهشت چهارمین همکاری من با علیرضا افخمی است. او حالا میداند که تواناییهای من چیست و من هم خیلی خوب میتوانم او را درک کنم. ایشان تشخیص دادند که میتوانم نقش پلیس را بازی کنم و من هم چون به ایشان اعتماد داشتم، پذیرفتم.
پنج کیلومتر تا بهشت چه ویژگی خاصی برای شما داشت؟
به نظرم قصه آن متفاوت و گیراست. بخصوص این که به عالم ماوراء هم اشاره دارد و این مساله برای مخاطبان هم جذاب است.
نقشتان را چقدر دوست دارید؟ آیا توانستید با آن ارتباط برقرار کنید؟
بله. نقشم در این کار مثبت است و معمولا نقشهای مثبت هم راحتتر از جانب مخاطب پذیرفته میشوند. البته تاکنون خوشبختانه هیچ یک از نقشهایم هم نزدیک به هم نبودهاند و با یکدیگر کاملا متفاوت هستند.
آیا برای بازی در این سریال با مشکل خاصی هم مواجه هستید؟
بله. معمولا کارهای مناسبتی از نظر زمان با مشکل روبهرو هستند و فشار زیادی روی گروه است. مثلا ما گاهی روزی 20 ساعت کار کردهایم، اما چون همه عوامل با عشق و علاقه کار میکنند کمتر متوجه سختیها و مشکلات هستند.
برای کدام یک از نقشهایی که تاکنون بازی کردهاید، حس دلتنگی دارید؟
پیش از این که نقش حاج آقا معتمدی را در سریال او یک فرشته بود بازی کنم همیشه چوپان مردان آنجلس با من بود و با او زندگی میکردم، اما بعدها معتمدی برایم به مراتب دوستداشتنیتر شد.
فکر میکنم مخاطبانتان هم بیشتر شما را به واسطه همین نقش به خاطر دارند؟
بله. چون این نقش و کلا سریال او یک فرشته بود در زمان خودش بسیار مورد توجه قرار گرفت.
هر بازیگری برای خودش و انتخابهایش حساسیتهایی قائل است. حساسیت ویژه شما برای ارائه کارهایتان چیست؟
دلم میخواهد کسانی که با من کار میکنند تواناییها، ویژگیها و تجربههایم را بشناسند. اگر این اتفاق بیفتد 50 درصد از کار جلو رفته است. در ضمن هیچ وقت دوست ندارم به مخاطبم دروغ بگویم.
پنج کیلومتر تا بهشت چه جایگاهی در پرونده هنری شما دارد؟
جایگاه بالایی دارد و همین که به واسطه این سریال توانستم سر سفره افطار مردم باشم برایم بسیار عزیز است.
برای ایفای نقشتان، خودتان هم به شخصه تحقیقی داشتید؟
خیر، چون هم قصه و هم راهنماییهای آقای افخمی کامل بود و نیازی به تحقیق من نداشت.
ارتباطتان با دیگر بازیگران این سریال چطور بود؟
بسیار خوب. همه بازیگران این سریال حرفهای هستند و بازی در کنار آنها برایم بسیار دلچسب است. به جرات میتوانم بگویم تمام بازیگران سریال با انرژی کامل سر کارشان حاضر میشوند.
خاکستریترین نقشی که بازی کردید؟
نقش حمید فولادوند در سریال جوانی به کارگردانی سعید سلطانی. او یک کارمند رادیو بود و با همه چیز خصومت داشت.
اساسا دوست دارید نقشهایتان نزدیک به خودتان باشد یا نه؟
اگر فاصله داشته باشد خیلی بهتر است، چون بازیگر تلاش بیشتری برای رسیدن به آن شخصیت میکند. در ضمن تجربه تازهتر و جذابتری هم خواهد بود.
در آینده شاهد چه کاری از شما خواهیم بود؟
فعلا کاری در نوبت پخش یا اکران ندارم و فکر هم نکنم به این زودیها دیگر بازی کنم.
چرا؟
چون فضای بازیگری بخصوص در سینما بسیار آزاردهنده است و در این شرایط ترجیح میدهم مدتی کار نکنم.
پنج کیلومتر تا بهشت... .
یک کار متفاوت که در عین حال به مخاطب تلنگر هم میزند.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: