نقشی که هنوز کم رنگ است

یک روز کاری ، مثل همه روزهای دیگر. کیف زنانه اش را بر دوش انداخت ، کفشهای اسپرتش را به پا کرد و از خانه بیرون زد. از خیابان های شیک وتر و تمیز گذشت
کد خبر: ۴۲۱۹۱
و به محل کارش رسید. پشت میز کارش که نشست روزنامه را ورقی زد و تیترها را مرور کرد داشت به این فکر می کرد که در انتخابات آینده می خواهد به چه کسی رای بدهد که ناگهان تیتری توجهش را جلب کرد.
«زنان کویتی پس از 40 سال صاحب حق رای شدند!»
این که زنان کویتی چند قدم به برخوردار شدن از حق رای نزدیکتر شده اند، حقی که برای به دست آوردن آن بیش از 40 سال مبارزه کرده اند، این که کشور چین میان 169 کشور به خاطر درصد زنان نماینده مجلس رتبه شانزدهم را کسب کرده است ، این که زنان کنیایی با ایجاد شغل برای خود درآمد کسب و اثبات کرده اند که جای زنان فقط در آشپزخانه ها نیست ، این که سالانه زنان بسیاری در کشور هندوستان به علت این که نمی توانند جهیزیه کافی برای فامیل شوهر بیاورند کشته می شوند و این که زنان امریکای لاتین طی دهه گذشته تا 60 درصد در اقتصاد کشورشان شریک بوده اند، اما هنوز هم درآمد آنها 50 درصد درآمد مردان کشورشان است ، همه و همه واقعیت هایی هستند که شاید برای یک زن امریکایی ، اروپایی یا حتی ایرانی ، باورشان دشوار باشد.
جمعیت دنیا سال 1950 معادل 56/2 میلیون نفر بود و اگرچه 26/1 میلیون نفر آن را زنان تشکیل می دادند، اما نقشی که این نیمه جمعیت در امور سیاسی ، اقتصادی و زندگی عمومی به عهده داشت بسیار ناچیز و کمرنگ بود.
آمارها نشان می دهند 15/3 میلیارد زن در دنیا تا سال 2000از پیشرفت هایی که در آموزش ، سلامت و بهداشت ، کار، خانواده ، اقتصاد و قوانین رخ داده است ، بهره ناچیزی برده اند.


از گذشته تا امروز
بسیاری از قوانین و حقوق سیاسی که در ارتباط با زنان بوده است در بیشتر کشورهای دنیا از سال 1950 تاکنون رشد چشمگیری داشته و سعی شده است حقوق بیشتری به آنان داده شود.
نقطه اوج این تغییرات مصوبه 18 دسامبر 1979(27 آذر 1358)مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود که سال 2000به امضای 139عضو از 185عضو این سازمان رسید.
این قرارداد که یک لایحه بین المللی درباره حقوق زنان است که در ابتدا تبعیضاتی را که علیه زنان اعمال می شود تشریح کرده و سپس اقداماتی را که هر ملتی می تواند انجام دهد تا به این تبعیضات پایان دهد، برمی شمارد.
برخی از این حقوق شامل حق رای ، حق نامزد شدن برای انتخابات ، حق استفاده از فرصتهای آموزشی و کاری برابر و... است.
با وجود این هنوز هم بسیاری از زنان آفریقایی و آسیایی از حقوق قانونی و سیاسی که مردان از آن برخوردارند محروم هستند.
در چنین کشورهایی زنان هنوز هم حق رای و شرکت در انتخابات را ندارند یا این که ارث شامل آنان نمی شود؛ همچنین تعداد کرسی هایی که زنان در مجلس و دیگر کارهای قانونگذاری دارند، بسیار ناچیز و اندک است.
آماری که در این زمینه وجود دارد، نشان می دهد که سال 1996، زنان 9/6 درصد کابینه ها را در سر تا سر جهان تشکیل می دادند که این رقم سال 1998 به 4/7 درصد افزایش یافته است.


شکاف جنسیتی بهداشتی
طول عمر زنان دنیا بیشتر از مردان است. امروزه زنان کشورهای پیشرفته 7 سال بیشتر از مردان عمر می کنند، اما این رقم در کشورهای در حال توسعه حداکثر به 4سال می رسد.
انتظار می رود تا سال 2025 این اعداد در کشورهای پیشرفته به 6 سال و در کشورهای در حال توسعه به 5سال برسد و تنها دلیل آن هم فقط و فقط به علت پیشرفت های پزشکی است.
در سراسر جهان معمولا به ازای تولد هر 105 نوزاد پسر 100 دختر متولد می شود؛ اما براساس جدیدترین آماری که کشور چین صادر کرده است به ازای تولد هر 100دختر 117پسر در این کشور به دنیا آمده است.
آمار کم تولد، سقطهای اختیاری و کودک کشی در کشورهایی از قبیل چین ، کره و هند که به علت ترجیح دادن فرزند پسر انجام می گیرد، عامل اصلی به وجود آمدن چنین آماری است.
به همین منظور مطالعاتی که از اوایل سال 2001 در کشور هندوستان انجام شده ، نشان می دهد که نسبت دختران به پسران از 945 در سال 1990 به 926 دختر به ازای هر 1000پسر تنزل کرده است.
عوارض ناشی از بارداری های بسیار و تولد کودکان ، عامل اصلی مرگ و میر و معلولیت های زنان 15تا 49ساله در بیشتر کشورهای در حال توسعه است ؛ اما اصلی ترین عامل مرگ و میر زنان در مناطق پیشرفته تر، امراض قلبی و انواع سرطان ها بیان شده است.
در کشورهای در حال توسعه تنها 58 درصد زنان باردار از مراقبت های پزشکی برخوردارند، اما در کشورهای پیشرفته 99 درصد زنان دسترسی به اورژانس های مراقبتی زایمان و بارداری دارند.
علاوه بر این نسبتهای بالاتر باروری در کشورهای در حال پیشرفت نقش مهمی در این زمینه بازی می کند. ایدز هم که یکی از بلاهای عصر جدید است ، تهدیدی بزرگ برای زنان محسوب می شود.
سال 1997، نزدیک به 41درصد بزرگسالانی که در سراسر جهان مبتلا به ایدز بودند، زنان تشکیل می دادند. در صحرای آفریقا، نیمی از این مبتلایان را زنان تشکیل می دهند و این اعداد در جنوب شرق آسیا به 25درصد و در اروپای شرقی و امریکای شمالی به 20 درصد می رسد.
یکی از عوامل آسیب پذیری بیشتر زنان آفریقایی فقدان آموزش های صحیح و وجود اطلاعات زیاد و دسترسی به سرویس های تنظیم خانواده و... گزارش شده است.


زنانی که فقط کار می کنند
گرچه حضور زنان به عنوان نیروی کار در سراسر دنیا افزایش چشمگیری یافته است ؛ اما بازهم تعداد مردان بیشتر از زنان است.
در کشورهای در حال توسعه 55 درصد زنان بالای 15سال و 84 درصد مردان جزو نیروی کاری کشورشان هستند؛ اما در کشورهای پیشرفته تر تنها 53 درصد زنان در مقایسه با 72درصد مردان نیروی کاری را تشکیل می دهند که این اختلاف می تواند به فقدان آموزش زنان ، تضاد با وظایف خانه داری و بچه داری ، تبعیضات جنسیتی و برخوردار نبودن از مرخصی زایمان نسبت داده شود.
به هر حال زنان ، چه در کشورهای پیشرفته و چه در کشورهای در حال توسعه ، از قدیم الایام علاوه بر شغلی که بیرون از خانه دارند مسوول انجام وظایف خانه داری و مراقبت از کودکان و دیگر اعضای خانواده خود هم بوده اند.
مایه تاسف این است که باوجود این که در برخی از مناطق 60 درصد از کارها به عهده زنان است ، اما درآمد زنان تنها 10 درصد از کل درآمد جهان را تشکیل می دهد یکی از عمده ترین دلایل این است که بیشتر زنان بدون دریافت هیچ مزدی کار می کنند.
تبعیض و شکاف آموزشی میان زنان و مردان هم مساله مهمی است. احتمال این که زنان تحصیلکرده از برنامه های تنظیم خانواده استفاده کنند یا این که ازدواج خود را تا پایان تحصیلات متوسطه یا دانشگاهی به تاخیر اندازند، خیلی زیاد است.
باوجود این که در سراسر دنیا شکاف تحصیلاتی در حال کم شدن است ، اما بازهم مردان بیشتری نسبت به زنان در کشورهای در حال توسعه از مدرسه استفاده می کنند. سال 1980 آمار زنانی که در کشورهای در حال توسعه برای مدارس متوسطه ثبت نام کرده بودند 29 درصد بود، در حالی که 43 درصد مردان در این کشورها از چنین سطح آموزشی برخوردار بودند.
در کشورهای پیشرفته ، 87 درصد زنان و 85 درصد مردان در مقطع متوسطه ثبت نام کرده بودند.
سال 2000 این آمار برای زنان به 47 و برای مردان در کشورهای در حال توسعه به 56 درصد رسیده بود.
از عوامل محدودکننده تحصیلات زنان در کشورهای در حال توسعه می توان به ازدواج های زودهنگام و تولد کودکان ، وظایف خانه داری ، فرصتهای محدود شغلی برای زنان و نیز احساس والدین مبنی بر این که تحصیلات متوسطه بیشتر از این که برای دختران مفید باشد برای پسران سودمند است ، اشاره کرد.
سال 1995، تنها 61درصد زنان بالای 15سال در کشورهای در حال توسعه باسواد بوده اند، در حالی که 78درصد مردان این کشورها سواد داشته اند.


بازیگران نقش آخر
مطالعات نشان می دهند که بهبود بخشیدن وضعیت زنان آنها را قادر خواهد ساخت تا در کاهش جمعیت جهان نقش بسیار مهمی را بازی کنند.
تحصیلات سن ازدواج را به تاخیر انداخته و بالا رفتن سطح آگاهی های تنظیم خانواده در آنها تعداد فرزندان خانواده را کاهش می دهد.
کار بیرون از منزل نیز انگیزه ای قوی برای به تاخیر انداختن تولد اولین فرزند و در نتیجه برخوردار شدن از خانواده ای کوچکتر خواهد بود.
برخورداری زنان از سلامت بیشتر به آنها اجازه می دهد تحصیلات خود را ادامه دهند و پس از آن برای خود شغلی بیابند. زنان نیمی از جمعیت جهان را می سازند، پس بهبود بخشیدن وضعیت آنان ، آنها را به شرکایی قوی تر در پیشرفت های ملی هر کشوری تبدیل خواهد کرد.

مترجم: فریبا فرهادیان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها