اولین مطلبی که میتوان گفت این است که نتایج نظرسنجی گرفته شده از اعراب و در کشورهای عربی مذکور درباره اوباما و کابینه وی و انعکاس آن در روابط میان کشورهای عربی و ایالات متحده آمریکا در زمان رئیسجمهوری با تباری مسلمان، نتایجی دردناک و ناامیدکنندهای را نشان میدهد. تردیدی نیست که اوباما بسیاری از اعراب را که امیدوار بودند او توان تغییر داشته باشد و اقدام به تغییر در سیاستهای آمریکا کند، ناامید کرد. بسیاری از مردم در کشورهای عربی پذیرفته بودند اوباما با دیگر روسای جمهور آمریکا فرق دارد و دارای درک بیشتری است و بسیاری خود را برای تغییری که وعده داده شده بود، آماده میکردند، اما در پایان دانستیم اوباما با دیگر روسای جمهور آمریکا تفاوتی ندارد و کابینه او نیز فرق چندانی با دیگر کابینههای آمریکا در طول سالهای گذشته نداشته است. حتی این نتایج نظرسنجی تاکید میکند در بسیاری از جهات، او بدتر از جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور سابق آمریکا در طول سالهای اخیر رفتار کرده است. دردآور آن که گفته شود پس از کاهش چشمگیر محبوبیت اوباما در سال ابتدایی ریاست جمهوریاش در میان مردم آمریکا، محبوبیت او در میان کشورهای عربی و ملتهای عربزبان بشدت کاهش یافته و به تنها 10 درصد رسیده است، حتی در کشورهایی که بیشترشان جزو همپیمانان آمریکا به شمار میروند. جالب توجه این که بیشتر مسائلی که موجب کاهش محبوبیت اوباما شده 2 موضوعی است که اوباما تلاشهای بسیاری مبذول کرد تا چهره کشورش را در این زمینه ترمیم کند؛ یکی رابطه آمریکا با جهان اسلام و دیگری فرآیند صلح و تشکیل 2 دولت فلسطینی و اسرائیلی. در این نظرسنجی ما شاهد آسیب جدی اوباما و آمریکا هستیم؛ چراکه تاکید شده بزرگترین عامل تهدید برای امنیت و استقرار در منطقه، حمایت آمریکا از اسرائیل و عدم توجه به حل درگیری اعراب با اسرائیل و نیز دخالت آمریکا در امور کشورهای عربی به عنوان عامل برهم زننده امنیت و آرامش در منطقه است.
دوگانگی رفتار آمریکا و بیطرفی در موج انقلابهای عربی و خیزش مردمی در مصر، تونس، یمن و لیبی و حتی دخالت نظامی در لیبی و ایجاد منطقه پرواز ممنوع نتوانست سهم آمریکا و اوباما را افزایش دهد، تا جایی که محبوبیت و مقبولیت کشورهایی همچون چین، ترکیه، ایران، فرانسه و چند کشور دیگر که در نظرسنجی آمده است، وضعیت بهتری نسبت به آمریکا دارد. اکنون که حجم ناامیدی اعراب بسیار شده و دلبستگی به اوباما دیگر فایدهای در بر ندارد، خوب است بدانیم آمریکا کشور نهادها و منافع است و همین موجب میشود نقش افراد در ترسیم سیاستهای کلان این کشور کاهش یابد.
میتوان این ادعا را با ضربالمثلی آمریکایی و کوتاه خلاصه کرد: «راه به سوی جهنم با نیتهای خوب کوبیده شده است.» به همین دلیل عجیب نیست که تنها 5 درصد از مردم مصر نگاه مثبتی به اوباما دارند و تنها 5 درصد از مردم اردن اوباما را قبول دارند یا 10 درصد از مصریان فکر میکنند سیاستها و مواضع آمریکا به امنیت و آرامش در کشورهای عربی کمک میکند و بیش از 50 تا 80 درصد از مخاطبان نظرسنجی عقیده دارند سیاست آمریکا و دخالت در امور کشورهای عربی مانعی بزرگ بر سر راه برقراری صلح و آرامش در منطقه است. اکثریت مخاطبان این نظرسنجی معتقدند مهمترین مساله، حل درگیری اعراب و اسرائیل است و این مطلبی است که واشنگتن نیز از آن آگاهی کامل دارد، اما طرح این نتایج ناامیدکننده، آسیبی نمیرساند، بلکه آسیب واقعی، آگاهی واشنگتن از این مسائل و ناتوانی در حل آنهاست. سیاست اصلی و همیشگی آمریکا، شیوه سنتی حفظ منافع خود و استمرار و امنیت و حمایت از اسرائیل و امنیت این رژیم بوده است. دیگر موضوعات همچون آزادی، دموکراسی، حضور سیاسی و مشارکت مردمی، شعارهایی است که معنای زیادی ندارد.
دلیل ناامیدی اعراب، عقبنشینی اوباما از مواضع محکم خود در قبال شهرکسازی اسرائیلی است. آنچه اعراب را خشمگین ساخته، تنها عقبگرد اوباما نیست، بلکه تحسین جرات و جسارت نتانیاهو از سوی اوباما و «تلاش گسترده و جانفشانی نتانیاهو برای صلح» است. نتانیاهو رویای حل مشکل اعراب و اسرائیل و ایجاد 2 دولت را نابود میسازد و اوباما با نادیده گرفتن برنامه هستهای اسرائیل، جهان خالی از سلاح هستهای را میخواهد.
اوباما با پذیرش اسرائیل و قبول گمراهی و انحراف این رژیم، پایههای مشروعیت سیاسیاش را نابود میسازد. بههمین خاطر برژینسکی مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا، اوباما را به افراشتن پرچم سفید در برابر نتانیاهو و عقبنشینیهای مکرر متهم کرد که به طور رایگان او را «مردی که برای صلح تلاش میکند» معرفی میکند.
برای پایان این نوشتار، مطلبی بهتر از پایان مقالهام با عنوان «اعراب و زیان شرطبندی با اوباما» که 12 جولای سال گذشته منتشر گردید، نیافتم تا برای تصمیمگیرندگان و سیاستمداران کشورهای عربی یک بار دیگر تکرار شود: «در حال حاضر، ما ملتهای عربی نمیتوانیم روابط آمریکا و اسرائیل را دچار خدشه کنیم؛ هرچند روابطمان با واشنگتن مستحکم و نزدیک باشد و نخواهیم توانست در سیاست آمریکا در امور منطقه تغییر ایجاد کنیم تا زمانی که نفوذ اسرائیل و همپیمانانش را در لایههای داخلی سیاسی، مالی و رسانهای آمریکا ریشهکن نکرده و از میان نبرده باشیم. لابی قدرتمند دوستدار اسرائیل میتواند دولت آمریکا را در چنگال خود بگیرد و تابع منافع تلآویو کند و کنگره آمریکا را نیز به موسسهای هماهنگ و همآوا با کنست اسرائیل بدل نماید. این لابی خطرناک، نفوذ خود را در رسانههای آمریکا توسعه داده تا جایی که گویی بر مدار دولت اسرائیل به چرخش درمیآید و ما اعراب همچنان آرزوهای طول و دراز در سر میپرورانیم و حسرت میخوریم. اوباما اعراب و دیگرانی را که پس از امید به تغییر و مصالحه در سخنرانیهای زیبا و افسونگر وعده داده بود، ناامید کرد، اما روشن است سیاستهای آمریکا بسیار قویتر از فردی چون اوباما و مقاصد اوست».
لیکن ما اعراب چه زمانی درس میگیریم و اصول بازی با بزرگان را میآموزیم؟ تا ناامیدیهای بزرگ و مکرری که از سوی روسای جمهور آمریکا نصیبمان میشود ازجمله ایجاد تغییر، دیگر به سراغمان نیاید، چراکه «راه جهنم با نیتهای خوب کوبیده میشود».
روزنامه الاتحاد / مترجم: محمدجواد گودینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم