در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عمر قصه، عمر زبان است و زمان. شادیها، غمها، ترسها، آرزوها و دلمشغولیها و نیازهای انسان همیشه در قصه خود را نشان داده است. سنگنبشتهها و نقوش روی دیوارههای غارها نشان میدهد که انسان باستانی و غارنشین میخواسته قصه بنویسد و قصه نوشته است. ما هرگز بر سر آن نیستیم که در میدانی به این وسعت و پیشینهای به این دیرینگی وارد شویم، ولی میخواهیم بگوییم که انسان با قصه زاده شده و قصه در زندگی او نقش تعیینکننده دارد.
داستان و داستانگویی در ادبیات قدیم پارسی عمدتا مبتنی بر نظم است. دهها داستان منظوم در گستره ادبیات پارسی با ارزشهای مختلف و متفاوت وجود دارند که یا بر محور عشق و ماجراهای عاشقانه میگردند یا ماجراهای جنگ و دلاوری و میدانهای نبرد را بازگو میکنند. گروه اول به ادبیات تغزلی تعلق دارند و گروه دوم ادبیات حماسی را تشکیل میدهند. حتی قبل از اسلام و از اواخر اشکانیان و ساسانیان، متون داستانی منظوم و منثوری داریم که بعضی از آنها خوشبختانه از توفان سهمگین حوادث جان سالم به در برده و نسخههایی ـ هرچند در بعضی موارد ناقص ـ از آنها باقی مانده که میراث ادبی باستانی را بازمینمایانند.
میدانیم زبان پهلوی از زبان پارسی باستان مشتق است یعنی این که در کلام پارسی باستان از حیث واژگان و ترکیبات، سایشها و تغییرات عمدهای رخ داده و به صورت زبان پهلوی درآمده است و آن نیز پس از طی چند قرن و گذر از گردنهها و پیچوخمهای دراز آهنگ تاریخ، به صورت فعلی یعنی فارسی دری کنونی تبدیل شده است.
در زبان پهلوی کتابی داریم به نام «گجستک اَبالیش» که صادق هدایت آن را به فارسی امروزی برگردانده و مقدمه مفصل و رسایی نیز بر آن نوشته است. در جایی از این کتاب آمده: «چنین گویند که ملعون ابالیش زندی از استخر بود. مردی خوبروان (مهربان) و دوست بود. روزی گرسنه و تشنه به آتشگاه آمد که باج گیرد (دعای دینی مختصری بخواند) و آنجا کس نبود...» این عبارات کاملا مشخصکننده حالت روایی و داستانپردازانه اثر است و معلوم میدارد که گجستک ابالیش یکی از متون داستانی زبان پهلوی است.
کتاب دیگری تحت عنوان «کارنامکی ارتخشیر پاپکان» (کارنامه اردشیر بابکان) که آن را نیز صادق هدایت به فارسی ترجمه و با مقدمهای جامع و گویا منتشر کرده، از این دست است. این کتاب بنا به شرح استاد معین در فرهنگ فارسی، اگرچه سرگذشت اردشیر بابکان را براساس وقایع تاریخی روایت میکند، ولی نویسنده در نقل آن دخل و تصرف کرده و به صورت «رمان» درآورده است. گویا مقصود نویسنده بیشتر نوشتن شرح حال افسانهآمیز، یعنی همان نوع ادبی که برای آیندگان ارزش دارد، بوده است. میدانیم فردوسی همین داستان را به نظم درآورده و در شاهنامهاش موجود است. این کتاب کوچک با این که جنبه تاریخی نیز دارد، اساسا به صورت افسانه است.
در عهد ساسانیان کتاب دیگری داریم به نام «ایاتکار زریران» (یادگار زریران) منسوب به زریر برادر و سپهسالار گشتاسب که در جنگهای دینی کشته شد و قاتلش بیدرفش جادو بود. این کتاب را «شاهنامه گشتاسب» نیز نامیدهاند و ماجرای جنگی است میان گشتاسب زرتشتی و «ارجاسب» که دشمن دین وی بوده. فردوسی نیز در شاهنامه از زریر و گشتاسب سخن به میان آورده است.
دیگر داستان، «خسروگواتان و ریذکی» است. یعنی خسرو پسر قباد و ریذکی. این کتاب دربر گیرنده مکالمات و پرسش و پاسخهایی است که بین خسرو و غلامش اتفاق میافتد و مطالب زیادی درباره انواع گلها، گیاهان، خورشید و ماه و ستارگان و نیز گونههای مختلف اطعمه و اشربه به صورت سوال و جواب در آن مطرح میشود.
تاریخ پیدایی ادبیات داستانی ایران بعد از اسلام به دوره سامانیان برمیگردد و قبل از آن اثر قابل اعتنایی نداریم. در قرن چهارم و نیمه اول سده پنجم هجری قمری، شاهنامهها، مهمترین آثار منظوم داستانی ادبیات پارسی به شمار میآمدند.
این آثار تحت عناوین و اسامی مختلف، توسط شاعران و گاه نویسندگان تالیف و تصنیف شدند. میدانیم بنای نظم شاهنامه فردوسی در روزگار سامانیان شکل گرفته است. پادشاهان ادبدوست سامانی چون نوح بن منصور و وزیران دانشمند دانشپروری چون جیهانی و ابوالفضل بلعمی وابوعلی بلعمی در ترویج ادبیات منظوم و منثور و طبعا ادبیات داستانی و حماسی کوشیدهاند.
ابوشکور بلخی منظومهای دارد به نام «آفریننامه» که آن را حدود 336 هـ .ق تصنیف کرده و ابیات پراکندهای از آن باقیمانده است. تاکنون 291 بیت از این مثنوی که در بحر متقارب سروده، به دست آمده است. گفته میشود ابوشکور بلخی اولین کسی است که در ادبیات ایران مثنوی گفته که همین کتاب «آفریننامه» است.
ابوالمؤید بلخی پیش از فردوسی به تألیف شاهنامه پرداخته که میدانیم به نثر بوده و البته جابهجای آن نیز ابیات و منظوماتی دارد و به شاهنامه مؤیدی معروف است.
این کتاب در شرح تاریخ و داستانهای ایران قدیم و در آن بسیاری از روایات و قصص ایرانیان آمده است. از این شاعر توانای عصر سامانی منظومه دیگری داریم به نام «یوسف و زلیخا» که طبعا بازگوکننده داستان معروف و عاشقانه یوسف و زلیخاست که در عهدین (تورات و انجیل) آمده و در قرآن کریم نیز مستقلا و مفصلا در سوره یوسف بیان شده است.
در ملحقات یک نسخه از شاهنامه فردوسی میخوانیم:
نکته: تاریخ پیدایی ادبیات داستانی ایران بعد از اسلام به دوره سامانیان برمیگردد و قبل از آن اثر قابل اعتنایی نداریم. در قرن چهارم و نیمه اول سده پنجم هجری قمری، شاهنامهها، مهمترین آثار منظوم داستانی ادبیات پارسی به شمار میآمدند
مر این قصه را پارسی کردهاند
بدو در معانی بگستردهاند
یکی بوالمؤید که از بلخ بود
به دانش همی خویشتن را ستود
ابوالمؤید بلخی کتاب دیگری داشته به نام «عجایب البلدان» که استاد بهار آن را بدون شک تالیف او دانسته و یک نسخه خطی از آن را در اختیار داشته است.
رودکی سمرقندی شاعر بزرگ و پیشاهنگ ایرانزمین منظومه «کلیله و دمنه» را به نظم درآورد. این اثر باارزش ریشهای هندی داشت و زبان آن سانسکریت بود ابن مقفع آن را از پهلوی به عربی برگرداند. از کلیله منظوم رودکی متاسفانه چیز قابل توجهی به جا نمانده و فقط بیتهایی از آن در کتاب فرهنگ اسدی و کتابی به نام تحفهالملوک آمده است. کلیله و دمنه به طور کلی کتابی است که در ادبیات فارسی پای حیوانات را به میان کشیده و از زبان آنها داستانهایی بس دلکش و زیبا پدید آورده است.
یکی از شاعران داستانپرداز متقدم ایران که در دربار غزنوی میزیسته، ابوالقـاسم حسن بن احمد عنصری است که در حدود 350 هجری قمری در بلخ تولد یافت. او به علم زمان خود آگاه بود. در نخستین سالهای سلطنت سلطان محمود غزنوی به دربار او راه یافت و مقام و عزت فراوان پیدا کرد و از صلههای فراوانتر بهرهمند شد.
چون در سفرهای جنگی شاه با وی همراه بود، توانست پیروزیهای او را به طور مشاهدهای و با مهارت بیان کند. در دوره مسعود نیز همچنان عزیز و محترم ماند.
علاوه بر قصاید و غزلیات پراکنده، مثنویهایی روایی مانند «شاد بهر و عینالحیاه» از او به جای مانده است که محمد عوفی صاحب لبابالاباب و نیز نظامی عروضی به عنوان نمونه و شاهد مثال تعدادی از ابیات و اشعار او را ثبت کردهاند.
همان طور که اشاره شد، شاهنامه و شاهنامهپردازی نمود گویا و رسایی از تفکرات داستانپردازانه شاعران و روایتگران ایران است. ابومنصور محمد بن احمد توسی (دقیقی ) هم آخرین شاعر بزرگ دوره سامانی است که در زمان منصور بن نوح و نوح بن منصور میزیسته است و او شاهنامه معروفی دارد.
پیشینه پربار ادبیات منظوم داستانی در دوره ساسانیان، چند سال بعد بزرگترین منظومه حماسی ایرانیان را به بار آورد که تا امروز همچنان پابرجا و از باد و توفان در امان مانده است. شاهنامه فردوسی، نقطه اوج داستانسرایی منظوم ادبیات پارسی است که بر شعر و نثر بعد از خود تاثیری شگرف بر جای گذاشت.
نثر پارسی در گذر زمان
ملکالشعرایبهار در ابتدای جلد دوم از سبـکشنــــاسی» تقسیمبندی مفید و صحیحی از تاریخ تطور نثر پارسی در دوره اسلامی کرده و مشخصات آنها را بسیار کوتاه بیان داشته که بدون شک هنوز صحت نظریات آن استاد بزرگ به قوت خود باقی است:
1. دوره سامانی (300 تا 450 هـ .ق)
2. دوره غزنوی سلجوقی اول (450 تا 550 هـ .ق)
3. دوره سلجوقی دوم و خوارزمشاهیان شرقی (550 تا 600 هـ .ق)
4. دوره سبک عراقی و نثر صنعتی (600 تا 1200 هـ .ق)
5. دوره بازگشت ادبی (1200 تا 1300 هـ .ق)
6. دوره سادهنویسی (1300 تا به امروز)
دوره سامانی
نثر فارسی ساده، موجز، بیصنعت و مرسل بوده و لغات فارسی بر عربی میچربیده که نمونههای کامل آن «تاریخ بلعمی» و «حدودالعالم» است.
دوره غزنوی و سلجوقی اول
نثر عربی در نثر فارسی اثر کرده و جملهها طولانی شده و لغات عربی رو به زیادی گذاشته که نمونههای آن «تاریخ بیهقی» و «کلیله و دمنه» هستند.
دوره سلجوقی دوم و خوارزمشاهیان
موازین سجع و صنایع بدیعه در نثر فارسی زیاد شده که نمونه آن «مقامات حمیدی» و «مرزباننامه» است.
دوره صنعتی
در این دوره تکلفات بدیعی زیادتر شده و لغات عربی مشکل و اصطلاحات علمی نیز افزونی گرفت و نثر را مشکل و فهم آن را دشوار ساخت.
«التوسل الی الترسل» بهاءالدین، «لبابالالباب» عوفی و« جوامعالحکایات» او، «تاریخ یمینی» ترجمه جرفا دقانی، «جهانگشای جوینی» و «تاریخ وصاف» تالیف ادیب عبدالله از مهمترین آثار این دوره به شمار
میآیند.
دوره بازگشت ادبی
تقلید از نثر گلستان سعدی، نثر خوارزمی و نثر تاریخ بیهقی رواج گرفت که نمونه آن «منشات قائم مقام»، «منشات نشاط» و «ناسح التواریخ» سپهر و مولفات هدایت و «نامه دانشوران» است.
دوره سادهنویسی
در دوران معاصر، نثر ساده و صحیح رواج گرفت که اولین نمونه آن «رسالههای ملکم»، ترجمه حاجی بابای اصفهانی و «کتاب احمد» از طالبوف و سایر مولفات او و کتاب «ابراهیم بیگ و افسانههای سه تفنگدار» ترجمه محمدطاهر میرزای قاجار است.
سیدمحمود سجادی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: