در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صفحه به صفحه این بیانیه که اندکی پیش از مبادرت به انفجار از سوی بریویک در اینترنت منتشر شد، نماد طرز تفکر و اندیشه وی درباره مسائل سیاسی و اجتماعی است. اقدام این نروژی که طبق ادعای خودش، 9 سال را صرف تهیه مقدمات و تدارکات این انفجار کرده بود و با سایتهای اینترنتی راستگرایان افراطی و اسلامستیزان در تماس و تبادل اطلاعات بود، خشم و محکومیت اتحادیه اروپا، سازمان ملل و سایر سازمانهای فرامرزی را نیز برانگیخت، اعتبار نروژ را بهعنوان میانجی صلح در عرصه بینالملل خدشهدار کرد و پرده از چهره راستگرایان افراطی و بنیادگرایی مسیحی در اروپا برداشت.
نشریه آمریکایی «فارین پالیسی» در تشریح انگیزه بریویک نوشت، بنیادگرایانی مانند بریویک با هدف ایجاد یک چشمانداز خیالی از آنچه که آنها تحت عنوان «تهدید» در ذهن خود دارند، به منظور توجیه اقدامات خود، با رویکردی گزینشی، از میان مولفههای مختلف فرهنگ غرب دست به انتخاب میزنند. در واقع، کار وی و دیگر افراطگریان، تلاشی برای تحقق ذهنیتشان به شمار میرود.
صرفنظر از تاثیرات عوامل بیرونی، عامل محرکه بقا و تحـرک هر جامعــهای به واقع، همان عملکرد و رویکرد عناصر داخلی جـامعه است. در واقع، تهدید خیالی و موهوم نقش بسته در اذهان افراطگریان به توجیهی برای اقدامات افراطی و توسل به خشونت از سوی آنان بدل شده است.
البته باید گفت که این ذهنیت ریشه در روایتی قدیمی دارد: تندروهای آمریکا بر این باور بودند که دمکراسیهای رو به زوال غرب تاب ایستادگی در برابر نظام کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی (سابق) را ندارد و نسلهای قدیمیتر همچنان معتقد بودند که موج فعلی مهاجرتها حامـل نوعی ویــــروس کشـنده برای سلامت بدنه جامعه است. از حادثه 11 سپتامبر 2001، جامعه آمریکا همچنان درگیر ترس و نگرانی خودساخته از تهدید تندروها در آسیاست که دامنه تبعات آن گریبان جوانان آمریکایی را در عراق و افغانستان و نیز موسسات والاستریت گرفته است.
ربط دادن این جنایت به اسلام و مسلمانان، شیوهای خام و ارتجاعی به منظور ترسیم مسلمانان به عنوان تهدیدی برای ارزشهای فرهنگ غرب است.
بیانیه بریویک نشان میدهد که اندیشههای وی متاثر از نویسندگان اسلام ستیز است. اندیشههایی که وی را متقاعد کرده بود مبادرت به خشونت و افراط به منظور حفظ تمدن غرب در برابر «تهدید فزاینده اسلام»، اقدامی شایسته و ضروری است.
نشریه آمریکایی «هافینگتون پست» نیز در رد ادعاهای مطرح شده مبنی بر واکنشی بودن اقدام این نروژی، نوشت: حتی جورج بوش، رئیسجمهور سابق آمریکا نیز یک هفته پس از حادثه 11 سپتامبر، طی سخنرانیای در مرکز اسلامی واشنگتن تاکید کرده بود که تروریسم برگرفته از اسلام واقعی نیست، اسلام، دین صلح است. با این وجود، بسیاری از غربیها، ازجمله مسیحیان، صرفا به تکان دادن سرهایشان اکتفا کردند و در دل گفتند که این حرف نمیتواند درست باشد.
اکنون شاهدیم که برخلاف ادعاهای مطرح شده مبنی بر تهدید برخاسته از اسلام و مسلمانان، عامل این تهدید و جنایت، یک مسیحی است.
نشریه «نیشن» از اقدام بریویک به عنوان سندی مستدل برای خلعسلاح تندروهای آمریکایی و خط بطلانی بر ادعاهای آنها مبنی بر دخیل بودن مسلمانان در اقدامات خشونتبار و تروریستی یاد کرد که به نوعی برملاکننده ماهیت افراطگرایی مسیحیت در غرب و اروپا بود.
به نوشته این نشریه برخلاف تبلیغات اسلامستیزانه رسانههای غربی، حادثه اسلو نشان داد که عامل این جنایت عضو ستاد «ضدجهاد نیوت گینگریچ» یا پژوهشگر سایت «جهاد واچ» رابرت اسپنسر بود. حتی روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز هم اذعان کرده است که اندیشههای بریویک مرهون تفکرات اسپنسر است.
حتی سخنان اسلامستیزانه «سارا پیلین» و مخالفتهای وی با ساخت مسجد در آمریکا نیز در شکلدهی به افکار و اندیشههای این جانی نروژی بیتاثیر نبوده است.
نشریه آمریکایی فارین افرز با استناد به بیانیه بریویک نوشت: اقدام بریویک نماد ارتجاع و بنیادگرایی مسیحیت تحت نام مقابله با «روند اسلامی شدن اروپای غربی» و تنوع فرهنگی بود.
تلقی و ذهنیت این نروژی بشدت متاثر از وبلاک نگارهای آمریکایی و نویسندگانی بود که به کرات درباره تهدید فزاینده اسلام برای فرهنگ غرب هشدار داده بودند. همان گونه که «فرانک پاتالانگ» در مقالــهای در روزنامه آلمانی اشپیگل خاطرنشــان کـرد، وبلاگنگارهـــای راسـتگرایی که بریویک با آنها در تماس بود و تبادل اطلاعات میکرد، همگی طرفدار غرب، دوستدار اسرائیل و بشدت ضداسلام و دشمن همه نمادهای آزادی، تنوع فرهنگی و بینالمللی شدن فرهنگهـــا و مذاهب هستند.
صفا فقیه
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: