در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به دلایل بسیاری و از جمله فقدان حاکمیت قانون در سدههای متوالی و طولانی و کافی نبودن زمان لازم برای نهادینه شدن اجرای قوانین در جامعه ایرانی در دهههای اخیر و در نتیجه سلطه منویات و سلایق حاکمان و کسانی که دولتها را در اختیار داشتند، عمده مردم در جامعه ما، دولت به معنای قوه مجریه را در اندازههای یک منجی میشناسند که تمام مشکلات و غوامض را حل و فصل کرده و توان بسیاری را با خود به همراه دارد.
لذا بدون عنایت به این که دولتها را هم، خود مردم روی کار میآورند و به آنها قدرت سیاسی میبخشند، بعضا خودشان را تحت سیطره و سلطه دولتها مییابند و چنانچه دولتی، حقوق طبیعی و معمولی آنان را هم مراعات نماید به نظرشان میرسد که در حق آنها، ارفاقی صورت گرفته است.
دولت، هم بودجه و امکانات فیزیکی کشور و هم نیروی انسانی دولتی، که در سازمان اداری آن، جا خوش کرده است با خویش دارد و شرایطی را در طول تاریخ به وجود آورده است که هر چند با بودجه مردم، افرادی را برای خدمت به آنها استخدام نموده است، لیکن همین سازمان اداری، میتواند در اوج ناکارآمدی، به اتلاف منابع پرداخته و امور و کار عموم را به سرعت و به موقع به انجام نرساند.
در خصوص کشور ما حتی گفته میشود، مفهومی همچون «استبداد نفتی» میتواند توضیحدهنده وضع موجود باشد، یعنی چون بیش از 50 درصد درآمدهای دولت، از محل نفت تامین میگردد، دولتها چندان نیازی به راهاندازی تولید به منظور دریافت مالیات ناشی از سود تولیدکنندگان ندارند و در نتیجه عملا این احساس را دارند که چون مالیات نمیگیرند (مالیات کافی) لذا ضرورتی هم به پاسخگویی به مردم ندارند.
از سوی دیگر از آنجا که بخشهای خصوصی کارآمدی هم مطرح نیستند، لذا عموم مردم نیز برای اشتغال وابسته به دولت هستند و حاضرند شرایطی ولو سخت را تحمل کنند تا احتمالا شغلی را در سیستم دولتی به خود اختصاص دهند و به اصطلاح دولتی محسوب شوند.
این دولت است که بین مردم پول توزیع میکند، این دولت است که عمران و آبادانی میکند، این دولت است که نظام مجوزها را در اختیار خود دارد، این دولت است که ورود و خروج از مرزهای مختلف کشور را کنترل میکند و بالاخره این دولت است که نوع تعاملات فرهنگی و اجتماعی در جامعه را رقم میزند.
اینهمه وابسته بودن به دولتها که عمدتا هم به خاطر برخورداری بیش از 50 درصدی از منابع نفتی «دولتهای رانتی» نامیده میشوند و هستند، انگیزههای ابداع، کوشش و تلاش و نوآوری را از مردم سلب کرده و همگان منتظر هستند تا در همه موارد، دولت، در موضع یک منجی وارد کارزار شده و با دست باکفایت خود! همه چیز را ساماندهی کند و این در حالی است که در جوامع در حال توسعه، یکی از نشانههای توسعهنیافتگی، همانا ناکارآمدی سیستم اداری و ضعف شدید بوروکراسی، در عمل به تکالیف و وظایفش است.
یعنی از یک طرف دولت عمده امکانات فیزیکی را دارد، از سوی دیگر این امکانات را توسط نیروی انسانی نه چندان کارآمد، هزینه میکند و در عین حال در منظر مردم، منجی بزرگی است که باید مملکت را از مجموعهای از نقصانها به دریایی از داشتهها برساند و در این ارتباط، مردم هم قبل از آنکه کننده کار و کمککننده باشند، تماشاچی صحنه و مطالبهگر تقریبا همه چیز باشند. این واقعیت متصلب را باید تحلیل محتوی کرد و در طراحی جامعه الگو، از کارکرد مانع آن غفلت نورزید.
دکتر حسن سبحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: