در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جدیدترین طنزی که مخاطب شبکه 5 از بازی شما به یاد دارد، سریال نون و ریحون در ماه رمضان سال 89 بوده، حالا بعد از نزدیک به یک سال در این کار شما را در همین شبکه میبینند، بجز تغییرات موجود در فیلمنامه سعی داشتید چه وجوه متفاوتی در این دو نقش پدید آورید؟
تقریبا تمام مطالب در فیلمنامه قید شده بود، قرار شد نقش بازیکنی که شبیه به کارتون کایوت است، بازی کنم. زیرا همیشه نقشه میکشد و در آخر نقشهاش خراب میشود و باز از نو نقشه میکشد. مطلب خاصی به این شخصیت اضافه نکردم و تنها درخصوص دغدغهها و زندگی شخصی فوتبالیستها کنکاش کردم تا با حال و هوای آنها آشنا شوم، اینکه زندگی آنها چه شکل و شمایلی دارد و از چه روحیاتی برخوردارند.
با وجود اینکه این کار طنز فانتزی را به نمایش در آورده، چقدر تلاش کردید نقش سیاوش رستمی به واقعیت نزدیک باشد؟
قرار نبود به واقعیت نزدیک باشد اگر این کاراکتر را به واقعیت نزدیک میکردم، از بقیه فاصله میگرفتم چرا که کلیت داستان فانتزی است و کاراکترها فانتزی تعریف شده است البته من، عمو آئیش، ناصر نصیر و خانم لرستانی نسبت به دیگر دوستان، طنزی فانتزیتر داریم و بقیه بازی ایشان به رئال نزدیکتر است.
طنز فانتزی راحتتر میتواند پیام را انتقال دهد یا طنز موقعیت؟
خب مسلما با طنز فانتزی راحتتر میتوانیم پیامهای تلخ را به بیننده انتقال دهیم. اما ایدهال خودم به صورت صددرصد طنز موقعیت است.
سیاوش رستمی در برخی سکانسها به نوعی عکسالعملهای مثبت و در برخی قسمتها منفی از خود بروز میدهد، یعنی خوبی یا بدی این آدم به طور کامل مشخص نیست؟
قرار بر این بود سیاه و سفید در فیلمنامه وجود نداشته باشد، مثلا سیاوش رستمی در عین بدجنسی اساسا موجود پلیدی نیست.در مجموعه «سه،پنج،دو» کاراکترها در حال حرکتاند یعنی نه سیاهند و نه سفید بلکه طوری تعریف شدهاند که معلوم نیست آیا این کاراکتر آدم خوب یا بد است. در اصل مانند زندگی کردن است. در زندگی هم ما خیلی بد یا خیلی خوب نیستیم.
هر یک از نقشها نمونهای هستند از یکی از آدمهای فوتبال یا پدیدههای معضل گونه این ورزش. سیاوش رستمی نمونه کدام فوتبالیست یا جریان حاشیهساز در فوتبال است؟
اگر کاراکتر آدم خاصی را به تصویر میکشیدیم، دست ما رو میشد. طی جلساتی که با سهیلیزاده داشتیم، سعی بر آن شد این کاراکتر کلونی باشد یعنی ویژگی چندین بازیکن در این شخص به نمایش درآورده شود تا برای بینندهای که اهل فوتبال است، جذاب و دیدنی باشد.
با چند تن از همکارانتان که صحبت کردیم، اذعان داشتند که هیچ علاقه و سر رشتهای به فوتبال ندارند، شما چطور؟
من اهل فوتبال نیستم و تنها بازی که تاکنون تماشا کردهام، بازی ایران ـ استرالیا (و تمامی بازیهای جام جهانی همان سال) بوده و به یاد دارم سری آخری که تصمیم گرفته بودم بازی ایران ـ آلمان را ببینم، خوابم برد. در این مجموعه با توجه به شناختی که به فرهاد آئیش دارم، هر جا آئیش حضور داشته باشد، من نیز حضور دارم؛ او نیز مانند من اهل فوتبال نیست اما از طرفی یکسری هم مانند رضا رویگری طرفدار عجیب و غریب فوتبالاند.
زمانی که با سهیلیزاده گپ و گفتی داشتیم، از من خواست که این نقش را بازی کنم نه به خاطر خودم بلکه به خاطر نوع بازیام! در کل همانقدر که ایشان به من لطف داشت، من نیز مشتاق بودم در کار ایشان حضور داشته باشم قطعا سهیلیزاده آن زمان اطلاع نداشت من اهل فوتبال نیستم یا از فوتبال چیزی میدانم یا خیر!
و مسلما این کار از حضور کارشناس برخوردار بود؟
چندین مشاور فوتبال، مارا در این کار مشاوره دادند. به نظرم با آنکه کار کاملا طنز فانتزی است اما نمیتوانیم قوانین فوتبال را زیر پا بگذاریم یا آن را تغییر بدهیم.
خب به لحاظ فنی، مساله قابل حل است اما در بحث نزدیک شدن به شخصیت و روحیات فوتبالیستها به عنوان قشری خاص در جامعه که سبک خاص خود را دارند، چگونه تلاش کردید؟
آنقدر ماجرا جدی و پیچیده نبود که بخواهیم به خاطر آن نقش 3 سال کنکاش کنیم تا آن نقش در بیاید البته شایان ذکر است اگر بخواهم چنین انرژیای را صرف کنم، قطعا زمان تولید سریع کار مانع خواهد شد. من حداکثر تلاشم را کردم تا با خواندن مصاحبه فوتبالیستها و حوادث و دغدغههایشان با روحیات آنها کاملا آشنا شوم و خودم را به حال و هوای کار نزدیک کنم و بیشتر از آن از خودم توقع نداشتم.
به حضورتان کنار آئیش در اغلب پروژههای مختلف اشاره کردید، چه شده است که این رغبت و همکاری در هردوی شما و همچنین پروژه «سه،پنج،دو» اتفاق میافتد؟
یکی از ویژگیهای من و آقای آئیش این است که همیشه کار را جدی میگیریم و تاکنون اتفاق نیفتاده که جلوی دوربین بدون آمادگی ظاهر شویم. ما شب قبل فیلمبرداری متنها را میخوانیم و دائم با فیلمنامه کلنجار میرویم و در حال تمرین و مشورت با سهیلیزاده هستیم در اصل یک جورایی شبیه به عمو آئیش شدهام چون در کارهای زیادی در کنار ایشان بازی کردهام.
و به عنوان سوال آخر این ماجرای عشقی که بین شما و دختر حشمت ایجاد شده، در ادامه داستان تا چه میزان پررنگتر میشود و آیا وجه فوتبالی این آدم را تحت تاثیر قرار میدهد؟
اوایل قصه «سه،پنج،دو» سیاوش براساس جایگاه فوتبال تصمیم میگیرد با دختر حشمت ازدواج کند تا به اهدافش برسد. در طول داستان ماجراهایی پیش میآید که باعث میشود دختر حشمت از این قضیه با خبر شود که سیاوش او را برای خودش نمیخواهد بلکه فقط به خاطر موقعیت پدرش با او ازدواج کرده است.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: