انرژی هسته ای، ابزار فشار بر ایران

امریکایی ها درباره جمهوری اسلامی ایران چگونه می اندیشند؛ رفتار جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست بین المللی از منظر آنان چگونه تفسیر می شود؛ مخالفت اساسی آنان با کدامیک از مولفه های انقلاب اسلامی است؛
کد خبر: ۴۱۸۸۷

پیشفرض ها و پیش دانسته های مقامات امریکایی درباره ایران چگونه به رفتار سیاسی آنان تاثیر می گذارد؛ آنان خواهان چگونه چهره ای از ایران در عرصه بین المللی هستند؛ دغدغه های اساسی آنان درباره جهان چیست؛ و کدام رفتار، کردار و جهت گیری ایران را مخالف یا موافق قدرت هژمونیک خود ارزیابی می کنند؛
اهداف اساسی آنان از لفاظی های سیاسی چیست؛ چرا در تحولات بین المللی همیشه به دنبال ردپایی از ایران می گردند؛ تغییر رژیم در ایران چه منافعی را برای آنان به دنبال خواهد داشت؛
تا چه حد آنان به ضدیت با جمهوری اسلامی محتاجند؛ آنان از طرح مباحثی از قبیل تفاوت میان دولت و ملت در ایران ، دوگانگی ساختار و قدرت جمهوری اسلامی چه مقاصدی را دنبال می کنند و... سوالاتی از این قبیل هر اندیشمند و تحلیلگر سیاسی را مجاب می کند که به تحلیل رفتاری و گفتمانی مقامات امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران بپردازد و تصویری هرچند محدود از فضای گفتاری مقامات واشنگتن ارائه کند.
درباره طرز نگرش سیاست خارجی امریکا به جمهوری اسلامی ایران تحلیل های متفاوتی از سوی صاحبنظران داخلی ارائه شده که در این میان ، همواره 2 دیدگاه عمده وجود داشته است.
بخشی از صاحبنظران ایرانی معتقدند همواره نگاه دولتمردان امریکایی بر ایران از منطق ساختار پیروی کرده است ، بدین صورت که جمهوری اسلامی ایران کانون الهام بخش الگو و روش زندگی برای مسلمانان خواهد بود.
امکان تکرار این الگو و روش زندگی موجی اسلامی در ایران ، عرصه تسلط کامل لیبرال دمکراسی و اصول اقتصاد بازار به عنوان الگو و روش زندگی امریکایی را در خاورمیانه محدود ساخته و به چالش کشیده است.
بنابراین از ابتدا دولتمردان امریکایی برای از میان برداشتن تاثیرات وجودی الگوی جدید در ایران ، رویکرد تغییر رژیم را دنبال کرده اند.
در مقابل ، بخش دیگری از صاحبنظران داخلی سیاست خارجی امریکا نسبت به ایران را در چارچوب تلاش ایالات متحده برای حفظ و ارتقای منافع ملی این کشور تفسیر کرده اند. براساس دیدگاه دوم ، رویکرد سیاست خارجی امریکا در قبال ایران مبتنی بر هدف تغییر رفتار بوده است.
از این منظر، مشکل ایالات متحده به ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران برنمی گردد، بلکه ناشی از عملکرد و رفتارهای سیاست خارجی ایران در خاورمیانه بوده است.
طبق این دیدگاه هدف تغییر رفتار کانون اصلی تنظیم سیاست خارجی امریکا در قبال ایران بوده و صرفا در راستای وادار ساختن تهران به کنار گذاشتن رفتارهای متعارض با منافع ملی امریکا در خاورمیانه قرار دارد. پس از واقعه 11 سپتامبر جهت گیری و سیاست خارجی امریکا نسبت به ایران با طرح محور اهریمنی در سخنان رئیس جمهور امریکا به صورت علنی و آشکار در مدار رویکرد تغییر رژیم در ایران قرار گرفته است.
علاوه بر این باتوجه به تاکید استراتژی نوین امنیت ملی امریکا به مقابله با مثلث تهدیدات علیه امریکا متشکل از 3 عنصر تروریسم ، دولتهای یاغی و سلاحهای کشتار جمعی کاملا مشهود است که رویکرد تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران در دستور کار دولت بوش و استراتژیست های نو محافظه کار آن قرار دارد.
در چنین شرایطی باتوجه به حضور نظامی امریکا در عراق پس از حذف رژیم صدام در این کشور این پرسش مطرح است که پیگیری راهبرد تغییر رژیم در ایران توسط تیم حاکم به ایالات متحده دارای چه اهداف ، اصول و منطقی است و نهایتا چشم انداز آن چیست؛

فناوری هسته ای و فشارهای سیاسی
6 سال پیش روسیه ساخت نیروگاه اتمی بوشهر را آغاز کرد. شرکت آلمانی زیمنس در دهه 1970 فاز اول این طرح را تکمیل کرده بود.
در آن زمان ، امکان فعالیت رآکتور هسته ای آلمان در آنجا وجود داشت ؛ اما طی جنگ ایران و عراق ، موشک ها آسیب جدی به دیوار رآکتور وارد کردند در نتیجه زیمنس کار روی طرح مزبور را متوقف کرد و متخصصینش بوشهر را ترک کردند.
پس از جنگ ، هیچ کس داوطلب کار روی رآکتور آسیب دیده نشد، روسیه تنها کشوری بود که با احداث آن موافقت کرد.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، روسیه از رکود اقتصادی و بحران اجتماعی و سیاسی شدیدی رنج می برد. یوگنی آدمف وزیر انرژی وقت روسیه می گوید: در آن شرایط سخت ، صنعت انرژی هسته ای باید متخصصانش را تامین می کرد.
ایران خست به خرج نمی داد و هزینه را خیلی سریع به روسیه پرداخت می کرد. قرارداد طرح بوشهر 800 میلیون دلار عنوان شده است. تهران و مسکو در سال 1995 قراردادی را برای ساخت یک رآکتور «VER1000» امضا کردند.
این رآکتور از مطمئن ترین و بهترین رآکتورهای جهان هستند. بالاخره پس از 3 سال تاخیر به دلیل مشکلات فنی و حمل ونقل وسایل ، کار ساخت نیروگاه آغاز شد.
از آن زمان به بعد امریکا تلاش ایران را برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای ، بهانه ای برای تحت فشار قرار دادن تهران قرار داد، با استفاده از ابزاری به نام آژانس بین المللی انرژی اتمی سعی دارد تهران را از این فناوری جدید محروم کند.
در این راستا کالین پاول وزیر امور خارجه امریکا دوم اسفند 82 با این ادعا که اقدامات دولت ایران برای اثبات این موضوع که سعی ندارد به بمب هسته ای دست یابد، بسیار کند پیش می رود، دور جدیدی از فشارهای دولتمردان کاخ سفید علیه ایران را آغاز کرد.
وی گفت : پس از 8 سال تلاش برای گمراه کردن آژانس بین المللی انرژی اتمی ، اینک ایران در اطمینان خاطر دادن از پایبندی به تعهدات بین المللی خود بسیار کند عمل می کند.
کنت بریل نماینده امریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز 5 روز بعد یعنی 7 اسفند گفت : گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ایران اثبات می کند که ایران درباره برنامه هسته ای این کشور نه صحیح است و نه کامل.
«روش مستمر فریبکاری ایران و اعتراف های دیرهنگام درباره فعالیت های هسته ای خود و نیز برخی اطلاعات خاص در گزارش آژانس این ارزیابی را تقویت می کند که برنامه ای هسته ای ایران با اهداف اعلام شده این کشور سازگاری ندارد».
با استمرار این فشارهای سیاسی مجلس نمایندگان امریکا پنجشنبه 17 اردیبهشت قطعنامه ای را به منظور توقف برنامه های هسته ای ایران به تصویب رسانده است.
در این قطعنامه که هنری هاید رئیس کمیته روابط بین المللی مجلس نمایندگان امریکا و تام لنتوس عضو برجسته آن را ارائه کرده اند، نسبت به توسعه برنامه های هسته ای ایران ابراز نگرانی شده است.
این قطعنامه همچنین از جورج بوش ، رئیس جمهوری امریکا و جامعه بین المللی خواسته است از تمامی اقدامات مناسب برای جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای استفاده کند.
روزنامه امریکایی سیاتل تایمز نیز در شماره روز سه شنبه 8 اردیبهشت خود در ادعایی عجیب بخشی از جنگ روانی علیه پیشرفت فناوری صلح آمیز در ایران را این گونه به تصویر کشید: خاورمیانه که هنوز از کشمکش های مربوط به ترس و ترور آزاد نشده ، با بحرانی جدید روبه روست.
در همین تابستان ، ایران خواهد توانست مواد لازم برای بمب هسته ای را تولید کند. همزمان در یک اقدام هماهنگ ، منابع رسمی رژیم صهیونیستی ، ایران را بزرگترین تهدید منطقه خاورمیانه دانستند.
میرموگان رئیس موساد گفت ما معتقدیم ایران به توسعه برنامه های هسته ای خود ادامه خواهدداد و برای اولین بار کشوری توانسته است ، اسرائیل را تهدید کند.
در این میان ، آنچه مسلم است امریکا همچنان ایران را درباره دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای تحت فشار قرار خواهد داد و اجلاس شورای حکام آژانس بین المللی اتمی در خرداد ماه اوج این فشارها خواهد بود.

عباس محمدنژاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها