در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در تعاریفی که از گردشگری طبیعت آمده است بر این نکته تاکید شده که اکوتوریسم یعنی سفر متعهدانه به دل طبیعت. این تعهد به آن معناست که گردشگر نباید هیچ صدمهای بر طبیعت وارد کند، ضمن اینکه باید منافع مردم بومی منطقه نیز تامین شود. به عنوان نمونه گردشگری طبیعت باید منجر به ایجاد مشاغل پایدار برای بومیان شود تا سطح رفاه منطقه بالا برود و بومیان به عنوان ذینفعان اصلی یک منطقه جغرافیایی خاص بتوانند درآمد بهتری کسب کنند و به این نتیجه برسند که طبیعت پیرامونشان منجر به ایجاد درآمد و اشتغال برای آنها شده است که در این صورت نهتنها به طبیعت آسیبی نمیرسانند بلکه آن را بهعنوان سرمایهای میبینند که برای آنها رفاه به ارمغان میآورد و آن را به چشم یک میراث مینگرند.
بیشتر بیندیشیم
ولی آیا به راستی اینگونه است؟ آیا هماکنون طبیعتگردی به شکل سفر متعهدانه در دل طبیعت انجام میشود؟آیا بومیان از سفرهای گستردهای که به منطقه آنها انجام میشود منتفع میشوند؟ آیا گردشگری منجر به مشاغل پایدار در بخشهای مختلف شده است؟و...
اینها پرسشهایی است که باید به آنها پاسخ بگوییم تا بتوانیم به درک کاملی از مفهوم گردشگری طبیعت برسیم و مفهوم تعهد را در دل سفرهای طبیعتگردی خود وارد کنیم.
تعهد، معادلهای با چند بازیگر
ایجاد تعهد در گردشگری، موضوعی است که طرفین و ذینفعان مختلفی دارد که هر یک در جایگاه خاص خود در ترویج متعهدانه گردشگری طبیعت نقش ایفا میکنند و نادیده گرفتن هر یک از این بازیگران در نهایت مانعی در راه ترویج و توسعه گردشگری میشود. در یک نگاه کلی، یکسوی این معادله دولت قرار دارد و سوی دیگر مردم هستند، اما هریک از اینها چه نقشی ایفا میکنند؟ جایگاه هریک از این بازیگران کجاست و هماکنون کجا قرار دارند؟
دولت
سیاستگذار کلان در بیشتر عرصهها دولت است و هر قدر هم که وظایف اجرایی دولت به سایر نهادها تفویض شود،بیتردید نقش نظارتی و سیاستگذاری دولت باقی خواهد ماند و در تمام کشورها حتی در کشورهایی که دولت حداقلی دارند نهاد دولت بهعنوان سیاستگذار اصلی ایفای نقش میکند با این تفاوت که با وجه به نوع کشورها و نظام حکومتی آنها دولت تصمیمگیریهایش را متناسب با سطح تعامل و ارتباط خود با نهادهای مدنی ساماندهی میکند.
بنابراین دولت در صنعت گردشگری نیز در عرصه فرهنگسازی و ایجاد زیرساختها و تدوین سیاستهای کلان بازیگر اصلی محسوب میشود، به این ترتیب میتوان گفت بخش مهمی از سیاستهای توسعه گردشگری در بخشهای مختلف از جمله در بخش گردشگری طبیعت توسط دولت رقم میخورد.
دولت در عرصه گردشگری طبیعت نقش اصلی را ایفا میکند. این نهاد باید طبیعت را بهعنوان میراث یک ملت پاس بدارد. این موضوع فارغ از مباحث زیستمحیطی، در موضوعات گردشگری نیز بسیار حائز اهمیت است. آمارها نشان میدهد در 50 سال گذشته، بیش از یک سوم جنگلهای کشور از بین رفته است. خشک شدن دریاچه ارومیه که تا چند سال پیش حتی در باورها نمیگنجید هماکنون در حال تبدیل شدن به یک واقعیت است یا اصفهان این مرکز مهم گردشگری بدون زایندهرود چه هویتی پیدا میکند؟
این موضوعها، تنها از منظر زیستمحیطی قابلتوجه نیستند، بلکه از منظر گردشگری نیز اهمیت زیادی دارند و میتوانند شرایط شغل پایدار و توسعه پایدار منطقه را تحتتاثیر قرار دهند. بهعنوان مثال، دریاچه ارومیه، پس از بحرالمیت شورترین دریاچه دنیاست و بسیاری از خواص درمانی لجنهای آن اثبات شده است، ولی ما تاچهحد از این سرمایه بهره بردهایم؟
دولت در عرصه فرهنگسازی و ایجاد زیرساختها و تدوین سیاستهای کلان صنعت گردشگری نقش اصلی را برعهده دارد
اصفهان و زایندهرود نیز از این امر مستثنانیستند، طبیعت یک سرمایه است که باید برای همگان حفظ شود و دولت به عنوان سیاستگذار نقش کلیدی و اصلی دارد. جنگلهای شمال کشور را شاید با هیچ سرمایه مادی نتوان برابر دانست و در این سالها که انواع ویلاهای لوکس در جنگلهای کلاردشت و تنکابن و گردنه حیران سر به آسمان برداشتهاند، کدام نهاد باید پاسخگو باشد؟
در هر صورت باید بپذیریم که یکی از بازیگران اصلی و کلیدی عرصه سفر متعهدانه به طبیعت دولت است دولت بیش از هر چیز مسوولیت حراست و حفاظت از منابع طبیعی را برعهده دارد. هماکنون موضوع دستدرازی به منابعطبیعی یکی از مهمترین مشکلاتی است که عرصه اکوتوریسم را تهدید میکند و در این عرصه حاکمیت به معنای ترکیبی از قوه مقننه، مجریه و قضاییه میتواند با این معضل مقابله کند و میراث ماندگار طبیعت را برای نسلهای مختلف حفظ کند. از آن سو، دولت با برنامههای بنیانی میتواند شرایط توسعه گردشگری پایدار را با مشارکت شهروندان افزایش دهد.
به عنوان مثال، به نسبت سایر نقاط کشور، گردشگری طبیعت در شهری مانند سرعین متناسبتر و متوازنتر پیشرفت کرده است. دلیل این موفقیت در این نکته نهفته است که بیش از هر چیز مشارکت بومیان در این فرآیند مشاهده میشود و ساکنان منطقه در این سالها فرصت اشتغال خوبی را یافتهاند.
مردم و تعهد به طبیعت
بپذیریم که همه چیز در اختیار دولت نیست، هر چند که دولت سیاستگذار و فرهنگساز است، اما همه چیز دولت نیست. در عرصه اجرا، تعهد به طبیعت در رفتار مردمان یک سرزمین متجلی میشود. تنگهواشی، جنگلهای پریشان سیسنگان و نور، سواحل پرزباله دریای خزر و... زخمهایی است که هر یک از ما در جایگاه شهروندی بر عرصه طبیعت گذاردهایم.
اغراق نیست اگر بگوییم زباله مهمترین سوغات مسافران ما برای طبیعت است. چرا هر جایی که تبدیل به مقصد گردشگری میشود، با مشکلی به نام زباله روبهرو میشود؟ اگر میخواهیم طبیعت را پاس بداریم، باید بیندیشیم که طبیعت خانه و کاشانه ماست، مکان و ماوای ماست و باید درست مانند خانه خودمان برای حفظ و حراست از آن تلاش کنیم.
سفر متعهدانه به طبیعت از سوی شهروندان یعنی اینکه هر یک از ما بیندیشیم که فرزندان آینده ما نیز از این طبیعت زیبا سهم دارند و ما باید از سهم آنها محافظت کنیم نه اینکه با انواع و اقسام ابزارها به تخریب آن بپردازیم.
پایان سخن
تعهد به طبیعت یک فرآیند دوسویه و دوجانبه است که یکسو دولت قرار دارد که به عنوان سیاستگذار نقش کلیدی ایفا میکند. دولت در این جایگاه مهمتر از هر چیز باید مانع هرگونه دستدرازی به طبیعت شود و این وظیفهای است که هیچ نهاد دیگری قادر به ایفای نقش در آن نیست و سایر وظایف از طریق آموزش قابل انتقال به سایر شهروندان و بومیان است.
در سوی دیگر شهروندان قرار دارند. در این عرصه تولید زباله و تخریب مهمترین آفتی است که از سوی مسافران و بومیان متوجه طبیعت میشود. در جایگاه یک شهروند گردشگر بیاموزیم که زبالههایمان را با خود از طبیعت خارج
و به شکل مناسبی آنها را دفع کنیم و بومیان نیز باید روند تخریب طبیعت را متوقف کنند.
مریم چهاربالش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: