در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سال گذشته که در سریال فاصلهها بازی میکردید در گفتوگویی که داشتیم، گفتید آنقدر در این سریال خوب و جدی بازی میکنم تا سهیلیزاده در سریال بعدیاش نقش اصلیاش را به من بدهد. ظاهرا این اتفاق افتاده است.
خدا را شکر آنقدر تلاش و پشتکار داشتم که توانستم خودم را در این حرفه اثبات کنم. البته لطف آقای سهیلیزاده و دستیارش سلیمانی به نوبه خود در حضور دوبارهام در سریال سراب دخیل بوده است، اما در کل میتوان گفت از همان ابتدا که در سریال پنجمین خورشید بازی کردم، تصمیم گرفتم کار جدی را حتی با یک کاراکتر کوتاه شروع کنم تا به نقش نسبتا پررنگتری در سریال فاصلهها و بعد از آن به سراب برسم.
در «فاصلهها» نقش نیما نسبت به بازیگرانی که حضورشان پررنگتر بوده و به هر حال مخاطبان با کارهای قبلی بیشتر آنها را میشناختند، در حاشیه قرار داشت، اما حالا در آخرین کار درام سهیلیزاده به عنوان نقش اصلی حضور دارید. بازی در نقش اول سهیلیزاده چه ویژگیهایی را از سمت بازیگر میطلبد؟
به نظرم کسانی که چه سینمایی و چه غیرسینمایی در کارهای سهیلیزاده حضور دارند، همگی دیده میشوند و این بخش به اعتماد سهیلیزاده و بازیگرانش برمیگردد. همچنین سهیلیزاده بازیگرانی را در آثارش معرفی میکند که شاید اولین کار تصویریشان باشد. این مساله به نوبه خود بزرگترین ریسک برای کارگردان محسوب میشود فکر میکنم بخش دیگر به تلاش و سرمایهگذاری ایشان برای چنین بازیگرانی مربوط میشود. در واقع سهیلیزاده به بازیگران جوان لطف داشته و دارند.
در این کار نقش حمید که به عنوان نماینده طیف دانشجویان حضور دارد به نوعی کمرنگتر از دیگر همکلاسیهایش در اجتماعات دانشجویی است که با جایگاه علمی او نیز در تضاد است. این کمرنگ بودن به کدام وجه شخصیتی این کاراکتر برمیگردد؟
از نظر بار علمی همه دانشجویان در یک سطحاند؛ در المپیادهای مختلف حضور پیدا کرده و مدالهای گوناگونی را کسب کردهاند. در واقع این دانشجویان از نظر فکری در یک خط هستند، اما از نظر اخلاقیات و شخصیتپردازی حمید، میتوان به این مساله که الگوی اصلیاش استاد سلیمانی است، اشاره کرد. یعنی برخلاف شتاب و عجله دیگر دوستانش منطق و آرامش مدنظر اوست. حمید را آرامتر و منطقیتر از دیگر دوستانش میبینیم، البته تغییراتی در شخصیتپردازی حمید در قسمتهای بعدی قصه سراب صورت میگیرد که شخصیتپردازی متفاوتی را از او شاهد خواهیم بود.
در مجموعه سراب شما در کنار حدیث میرامینی و حسن جوهرچی به عنوان نقشهای اصلی محسوب میشوید، اما در روند داستان، بازیگران جوان و نوپای این مجموعه بیشتر به چشم آمدهاند و حتی در سکانسهای متعددی حضور یافتهاند. فکر نمیکنید این مساله باعث میشود تا کاراکتر حمید کمتر به چشم آید؟
به کم و زیادی متن توجهی ندارم. شاید این جمله کلیشهای باشد، اما واقعا تاثیرگذاری این نقش برایم مهم بوده چراکه سریال پنجمین خورشید برایم تجربه شد که نقش کوتاه چگونه تاثیرگذارتر است. در سریال فاصلهها نیز با آن که نقشم کوتاه بود، اما دیده شدم. در این سریال نقش کمی ندارم، اما از نظر شخصیتپردازی و روند قصه به لحاظ حجمی تمامی نقشها در یک سطح بوده و میتوان از بازی تکتک دوستان یاد کرد. خانم میرامینی نیز بازیگر مقابل خوبی بود و عالی کار کرد تا پا به پای هم در این مجموعه پیش برویم.
به عنوان مخاطب که از بیرون داستان سراب را تماشا میکند تا چه اندازه به دانشجویان حق میدهید؟ با توجه به این که خودتان جوانی در این رده سنی و حال و هوای این دوران هستید.
پیام اصلی داستان سراب این است که قدر داشتههایمان را بدانیم. کسانی هستند که در آن سوی مرزها دنبال نخبگان، اندیشمندان و مغزهای ما برای سودرسانی به کشورشان هستند. پس باید امکانات را در اختیار این متفکران قرار دهیم تا این سودرسانی برای کشورمان صورت گیرد. در قصه سراب دانشجویان برق، پروژهای تحقیقاتی در دست دارند که این امر میتواند سودرسانی خوبی برای کشور داشته باشد، اما یک سری مشکلات با ریاست دانشگاه دارند و بودجه لازم در دستشان نیست. این حق طبیعی آنهاست که اعتراض کنند، اما به قول استاد سلیمانی قصه سراب باید از راه درست اقدام کنند. به عنوان بیننده به تمام دانشجویان حق میدهم، اما نه از این راهی که پیش گرفتهاند.
در این چند قسمت اول سریال شاهد بودیم که حمید و همسرش در برخی قسمتها نگرشی متفاوت نسبت به جریاناتی که در دانشگاه رخ داد، دارند. آیا این تقابل باعث تغییر در نوع احساس این دو نفر نمیشود؟
به هر حال زمینههای کوچکی از این تغییرات نگرش در قسمتهای آینده مشخص میشود.
پندار اکبری تا کی میخواهد در نقشهای مثبت حضور داشته باشد؟
تا زمانی که کارگردانی ریسک کند و نقش منفی پیشنهاد بدهد. متاسفانه قدرت ریسکپذیری کارگردانها پایین آمده است.شاید چهرهام جزو صورتهای مثبت محسوب شود، اما فکر میکنم از پس نقشهای منفی برآیم. همیشه ظاهر منفی مبنی بر باطن منفی نیست. به نظرم اگر کارگردانی ریسک کند با گریمی متفاوت میتوانم کاراکتر منفی را ایفا کنم. در واقع نمیدانم چه زمانی نقش منفی به من پیشنهاد میدهند ولی تا زمانی که قرار باشد مثبت بازی کنم در انتخاب نقشهایم وسواس زیادی به خرج میدهم.
پس میشود گفت در واقع پندار اکبری خودش را برای این ریسکپذیری کارگردانها به لحاظ بازی حرفهای آماده کرده است؟
صددرصد. چرا که نه! هر بازیگری دوست دارد نقشهای متفاوتی بازی کند. من نقش منفی را در یکی از اپیزودهای مجموعه «شاید برای شما هم اتقاق بیفتد» تجربه کردهام، البته منفی صرف نبود بلکه بار منفی داشت. به نظرم هر بازیگری ذاتا دوست دارد این اتفاق بیفتد، اما متاسفانه درگیر کلیشه شدهایم.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: