کارگاه مستند

مستند یادبود

گروهی از آثار مستند هستند که به طور خاص به منظور گرامیداشت شخصیت‌های بنامی که در قید حیات نیستند، ساخته می‌شوند. این مستندها اگرچه در گروه آثار مستند پرتره جای می‌گیرند اما از آنجا که مقصود از تولید آنها فقط معرفی شخصیت مورد نظر و شرح زندگانی و آثار او نیست، بلکه غم فقدان حضور او در میان ماست که از اصلی‌ترین وجوه مضمونی کار به شمار می‌آید. از این رو عنوانی همچون مستند یادبود شایسته این دسته از فیلم‌های مستند است. آثاری که عموماً به صورت مناسبتی و در سالروز درگذشت شخصیت‌ها ساخته و پخش می‌شوند.
کد خبر: ۴۱۷۸۵۷

در مستند یادبود چیزی که در درجه نخست اهمیت قرار دارد القای حس عمیق فقدان شخصیت مورد نظر در جامعه کنونی است و از این رو پرداختن به جوانب رمانتیک و احساسی مساله با تکیه بر مقوله مرگ، اصلی ضروری به نظر می‌رسد. مستند یادبود چنان که از نامش نیز پیداست بنا دارد زنده نگه دارنده یاد شخصیت مورد اشاره باشد و یادبود هم دست‌کم در جامعه ما عمدتاً در هنگامه مرگ افراد، موجه و پذیرفتنی است.

مستند «ریشه در خاک» به نویسندگی و کارگردانی محمد خلیل‌زاده نمونه‌ای از این نوع مستند است که به یادبود مرحوم نادر ابراهیمی اختصاص دارد. اگرچه این اثر به لحاظ ساختاری چندان قوی و مثال‌زدنی نیست، اما از این جهت که نسبت شخصیت نادر ابراهیمی با مقوله مرگ را بخوبی مدنظر قرار داده و برای پرداختن به آن از تکنیک خاصی نیز استفاده نموده، شایان توجه است. خلیل‌زاده در مستند ریشه در خاک، صحنه‌های مربوط به مراسم ختم مرحوم نادر ابراهیمی را به شکلی نو در میان دیگر نماهای اثر خُرد نموده و بخوبی از آنها بهره دراماتیک و معناگرایانه برده است. یعنی به جای این‌که طبق روال مرسوم از تولد و کودکی آغاز کند و پس از پرداختن به دوران جوانی و میانسالی و شرح آثار شخصیت مورد اشاره به پایان زندگی او برسد، با تکیه مدام بر مساله مرگ در جای‌جای اثر، نوعی مرگ‌ آگاهی را به مخاطب منتقل می‌کند که کاملاً تناسب دارد با معرفت حقیقی نسبت به زندگی و مرگ. همچنین همخوان است با قطعه ادبی «مرگ؟ چه حرف‌ها می‌زنی...» از نادر ابراهیمی که در عکس‌های یادبود این هنرمند در مراسم درگذشت او مورد استفاده قرار گرفته و در فیلم هم به آن اشاره شده است. خلیل‌زاده با این تدبیر بصری مناسب، تلقی رایج ولی نادرست پایان بودن مرگ را زیر سؤال برده و در عین حال که تأثر و تأسف مخاطب را نسبت به مرگ نادر ابراهیمی برمی‌انگیزد، رضایت خاطر او را نیز جلب می‌نماید. رضایت از این‌که توگویی مرگ برای این شخصیت، امری ناگوار و ناگهانی نبوده و او برای روبه‌رویی با این واقعیت ناگزیر، آمادگی کامل داشته است. این رویکرد، آشکارا مانع فروافتادن اثر به ورطه یأس و ناامیدی است. تماشاگر با تماشای این فیلم مستند باور می‌کند که مرگ نادر ابراهیمی، پایان زندگی او نیست بلکه خداحافظی خودخواسته او از دنیای ما و آغاز حضور پررنگ‌تر آثار به‌ جای مانده و به‌ یادمانده او در میان ماست.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها