در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در اینجا قصد نقد فیلمهای روی پرده را نداریم، بلکه با برشمردن ویژگیهای فیلمهای روی پرده میخواهیم به این نتیجه برسیم که سینمای ایران با رعایت برخی موارد جزیی میتواند حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد و منظورمان از نمایش فیلمهایی است که مخاطب با دیدن آنها احساس نکند به او توهین شده و سلیقه سینماییاش ارتقا یابد. فیلمهایی که اکنون روی پرده هستند، این قابلیت را دارند که در ارتباطی گسترده با تماشاگران، نوع تازهای از قصهگویی، بازیگری و سرگرمیسازی را ارائه کنند. حتی کمدی «دختر شاه پریون» نیز بر خلاف برخی ساختههای موسسه تهیهکنندهاش، فیلمی آبرومند است که اگر نتوانسته به فروش خوبی دست یابد، این را باید به پای چیزهای دیگر گذاشت که مهمترینش تغییر ذائقه مخاطبان است. سوال اساسی اینجاست که آیا نمایش فیلمهای خوب در سینمای ایران موجب چنین تغییر ذائقهای شده است یا خیر؟
«آقا یوسف» درامی سرگرمکننده درباره زندگی مردی سالخورده به نام یوسف است که اگرچه در خانههای دیگران کارگری و نظافت میکند، اما سالها با آبرو زندگی کرده و تنها هدف زندگیاش این است که بتواند شرایط مطلوبی برای رشد تنها فرزندش در غیاب مادر او فراهم کند. این فیلم را دکتر علی رفیعی با بازی مهدی هاشمی ساخته که هر 2 سابقه 40 ساله در تئاتر دارند. «آقا یوسف» جزو فیلمهای خوب جشنواره پارسال بود و اگرچه منتقدان به نیمه دوم آن اشکالات زیادی وارد کردند، اما هیچ کس آن را فیلم ضعیفی ندانست و حتی خیلی از مخالفان این فیلم بر این باورند که جای سینمای فرهنگی و فیلمهایی از جنس «آقا یوسف» در این ماههای سینمای ایران خالی بود.
«اینجا بدون من» اقتباس خوبی از یک نمایشنامه معروف است. این فیلم با بازی بازیگرانی که هیچ کدامشان در سینمای ایران چهره نیستند ساخته شده است و تهیهکنندهاش سعید سعدی کسی است که طی دو سه سال گذشته فیلمهای خوبی مانند «تردید»، «گیلانه»، «کیفر» و... را تهیه کرده است. «اینجا بدون من» فیلم مهجور جشنواره پارسال بود و چون در ساعت نامناسبی پخش شد، کمتر کسی آن را دید اما آنها که دیدند، فیلم را دوست داشتند و دربارهاش نقدهای مثبتی نوشتند. اکنون با اکران این فیلم در سینماها، فرصتی فراهم شده تا علاقهمندان به فیلمهای فرهنگی و متفاوت آن را ببینند.
«ورود آقایان ممنوع» یک کمدی استاندارد است که برای خنداندن تماشاگرش به لودگی و هزل متوسل نمیشود. کارگردان این فیلم رامبد جوان است که همزمان بازیاش را در «دختر شاه پریون» هم میبینیم. این دومین کمدی موفقی است که جوان پشت سر هم در سینما میسازد و به موفقیت دست پیدا میکند. استقبالی که تاکنون از این فیلم شده نشانگر این واقعیت است که مردم کماکان دوستدار کمدی هستند، اما فیلمهایی مانند «ورود آقایان ممنوع» هستند که نشان میدهند با یک فیلم کمدی تا چه اندازه میتوان رفتارهای اجتماعی را نقد کرد و اثر را به سمت یک طنز گزنده پیش برد.
«سیزده 59» هرچند در گونه فیلمهای دفاعمقدسی ساخته شده، اما چه کسی فراموش کرده که زمانی پرفروشترین فیلمهای سینمای ایران را آثار جنگی تشکیل میدادند؟ کارگردان جوان این فیلم پس از چند تجربه آماتور، این بار در فیلمی با حضور بازیگران مطرح سینمای ایران وارد شده که نتیجه کارش نشان میدهد که اولا دفاع مقدس پس از 20 سال از اتمام جنگ، هنوز دغدغه خیلیها از جمله جوانان است و ثانیا با نگاهی نو به این رویداد مهم قرن، کماکان میتوان یاد و خاطره بزرگان آن را زنده نگه داشت.
«قصه پریا» یک ملودرام کلاسیک است. فریدون جیرانی همیشه علنا اعلام کرده که فیلمهای ملودرام اشکانگیز را بسیار دوست دارد و نیز کار با ستارههای سینما را. بنابراین اگر کسی با اغراقها و احساساتگراییهای «قصه پریا» مشکل دارد، در واقع مشکلش با ژانر ملودرام است نه فیلم جیرانی. خاصیت ملودرام همین اشک و آه و تاثیر احساسی است و چه موضوعی بهتر از اعتیاد برای درآوردن اشک تماشاگر؟
امیدواریم فروش خوب فیلمهای روی پرده به یک اندازه رسانهها و مدیران را به این فکر وادارد که چرا با وجود این استقبال، همچنان سینمای ایران اصرار به تولید آثار سخیف و بیارزش دارد؟ دیگر سالهاست که الگوی ساخت کمدیهای بیسروته و انتظار فروش آن برای تامین کار بعدی تهیهکننده، جواب نمیدهد و تماشاگر ایرانی به این درک و شناخت رسیده که فیلمی خوب است که ارزش دیدن دارد.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: