در میزگرد جام‌جم‌ بررسی شد

ایران و آینده تحولات سوریه

کشورهای عربی متعددی در منطقه خاورمیانه درگیر اعتراضات مردمی شده‌اند. شدت این اعتراضات به قدری بود که در 2 کشور مصر و تونس باعث سرنگونی نظام حاکم شد. کشورهای دیگری نظیر لیبی ، یمن و بحرین هم وضعیت آرامی ندارند. در این میان، سوریه نیز جزو کشورهایی است که روزهای پرتنشی را پشت سرمی‌گذارد.
کد خبر: ۴۱۷۴۳۴

تعلق سوریه به جبهه مقاومت در منطقه، وضعیت این کشور و روابط آن با ایران را ویژه و متمایز کرده است، از این رو موضوع روابط ایران با سوریه نیازمند واکاوی و دقت بیشتر است. در چنین شرایطی تمامی اخبار مربوط به تحولات کشورهای منطقه در رسانه‌های رسمی ایران انعکاس یافته، اما اخبار سوریه جز مواردی معدود و محدود، بازتابی در رسانه‌های کشورمان نیافته است.

اما به نظر می‌رسد ورود با دقت و همه‌جانبه به موضوع سوریه و ایران و پرکردن برخی خلأ‌های اطلاع‌رسانی ضروری است، زیرا ممکن است در اذهان عمومی این سوال شکل بگیرد که علت تفاوت رویکرد ایران در مواجهه با تحولات این کشورها چیست؟

به همین خاطر از صباح زنگنه، کارشناس مسائل خاورمیانه و مرتضی رحیمی، سفیر پیشین ایران در عمان دعوت کردیم با شرکت در نشستی در روزنامه به این دست از سوالات پاسخ دهند.

‌چه وجوه مشترک و متفاوتی بین خیزش‌های مردمی در سایر کشورهای عرب و درگیری‌های سوریه وجود دارد؟

صباح زنگنه: یک سری مطالبات تاریخی وجود دارد که در کشورهای عرب منطقه نیز دیده می‌شود. مطالباتی همچون آزادی سیاسی و اظهار عقیده، داشتن حس استقلال و این که تحت سیطره هیچ کشور بیگانه‌ای قرار نداشته باشید و این که بخواهید سرنوشت شما در کشورتان و نه در خارج مرزها تعیین شود. اینها موارد مشترکی هستند که در تمام کشورهای درگیر اعتراض‌های مردمی وجود دارد. البته این تحولات به خاطر این که اکثریت کشورهای عربی را مسلمانان تشکیل داده‌اند،‌جنبه اسلامی هم پیدا می‌کند و از آنجا که همه ملت‌ها از تاریخ هم الگوبرداری می‌کنند می‌توانیم این بحث را هم مطرح کنیم که الگوی انقلاب ما نیز مورد توجه اعراب قرار گرفته است.

درباره تفاوت‌ها باید گفت در مصر رژیم مبارک در خصوص رژیم اسرائیل علیه اراده ملت عمل می‌کرد تا حدی که مقامات رژیم صهیونیستی،‌ مبارک را یک گنجینه استراتژیک برای خود قلمداد می‌کردند. در چنین شرایطی علاوه بر مردم حتی بخش عمده‌ای از ارتش مصر هم ناراضی بودند و احساس تحقیر داشتند، چرا که حتی اجازه حضور در صحرای سینا را هم نداشتند. این تحقیرها برای ملت مصر غیرقابل تحمل بود. اما درباره سوریه، این موضوع برعکس است، چرا که دولت سوریه مقابل اسرائیل موضع محکمی داشته و از احقاق حق ملت فلسطین، لبنان و سوریه دفاع کرده، بنابراین در این مساله اختلاف دیدگاهی بین ملت و دولت این کشور وجود ندارد. اما دخالت‌های نیروهای مشکوک از بیرون مرزها، خواسته‌های بحق مردم سوریه را مخدوش کرده بود، مانند دخالت جناحی از صهیونیست‌های فرانسه، سلفی‌های وابسته به عربستان سعودی و دخالت قشری از لیبرال‌های وابسته به اردوی غرب. این سه گروه باعث شده‌اند خواسته‌های بحق مردم سوریه تبدیل شود به یک موضوع مشکوک و شبهه‌ناک. از طرفی دیگر، اقدام مسلحانه برخی از این عناصر مشکوک باعث افزایش تنش و گسترش خشونت از طرف نیروهای نظامی سوریه می‌شود. بنابراین بحث موضعگیری‌های خارجی سوریه که می‌توانست و می‌تواند به عنوان موضعگیری‌های ارزشمند و قابل دفاع باشد، با حرکت‌های کنترل نشده‌ای به یک موضوع مبهم تبدیل شد.

لیبی نیز از بحث بسیار متفاوت تری برخوردار است، چرا که آنجا موضوع درگیری‌های قومی و قبیله‌ای شدید وجود دارد. بخشی از آنان دنبال دردست گرفتن انرژی لیبی هستند. علاوه بر آن جنگ و دعوای پنهان آمریکا برای حذف چین در قاره آفریقا بر همه اینها اضافه می‌شود، لذا تجمعی که در بنغازی صورت گرفت، ملغمه‌ای شد از نیروهای دیکتاتور قذافی، ‌نیروهای انتقامجو و ‌نیروهای اخراجی از ارتش این کشور که باعث شد اعتراض‌ها شکل بگیرد. اما در منطقه طرابلس وضعیت متفاوت بود و به نظر می‌آید به رغم خشونت‌هایی که طرفین اعمال کرده‌اند، آینده روشنی در انتظار لیبی نباشد و اوضاع به این ‌زودی‌ها در جهت مثبت تغییر نکند.

مرتضی رحیمی:‌ به طور کلی شهروندان کشورهای عربی از مسائل مختلفی رنج می‌برند. این رنج‌های مزمن علت اساسی این خیزش و قیام عمومی را تشکیل می‌دهد که شرایط متفاوت هر کشور و نوع دخالت دیگر کشورها در امور آنها وضعیت متفاوتی را در هریک از این کشورها موجب شده است. یکی از این رنج‌ها وابستگی حاکمیت‌های سیاسی به خارج مرزهای این کشور‌ها و به صورت روشن، کشورهای غربی و در راس آنها آمریکاست. مطلب دیگر، فقدان یا ضعف آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و عدم مشارکت واقعی مردم در روند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در این کشورهاست. نکته بعد تحقیری است که کشورهای عربی بخصوص بعد از حادثه 11 سپتامبر از سوی کشورهای غربی شاهد آن بوده اند و شکست‌هایی که در جبهه‌های مختلف داشته اند. مساله دیگر، دهن‌کجی غرب و رژیم صهیونیستی در برابر عقب‌نشینی‌های مکرر آنهاست و به عنوان نکته آخر از عدم پیشرفت و به تعبیر صحیح‌تر عقب‌افتادگی کشورهای عربی در مقایسه با سایر کشورهای جهان می‌توان نام برد.‍

به عنوان نمونه مردم مصر بیش از هر کشور دیگر عربی نسبت به مواضع حاکمان خود درخصوص رژیم صهیونیستی احساس بدی دارند، ولی در سوریه وضعیت متفاوت است. مردم اعم از موافقان و ناراضیان داخلی یا کسانی که از خارج مرزها دستور می‌گیرند، نمی‌توانند نسبت به مواضع حاکمیت سوریه در قبال رژیم صهیونیستی مخالفت داشته باشند، لذا اعتراض‌ها در قالب مخالفت با تمرکز قدرت و فقدان آزادی‌های سیاسی و احزاب و عدم مشارکت فعال مردم در روند تصمیم‌سازی بیان می شود و آمریکا و اروپا و رژیم صهیونیستی نیز از همین مدخل به نارضایتی‌ها دامن می‌زنند و سعی دارند به سوریه فشار وارد کرده تا یا مواضع آن را تعدیل کنند یا به سمت فروپاشی بکشانند. در حقیقت آمریکا و رژیم صهیونیستی بعد از فروپاشی نظام مبارک در مصر و برهم خوردن توازن قوا به نفع جبهه مقاومت تلاش دارند از یک‌سو از روند تحولات مصر به نفع این جبهه جلوگیری کنند و مانع تعمیق انقلاب مردم شوند و از سوی دیگر با دامن زدن به مشکلات داخلی در سوریه به این روند لطمه وارد سازند.

در بحرین وضعیت به گونه‌ای دیگر است. در آنجا اکثریت مردم کمترین نقش را در حاکمیت سیاسی و اقتصاد این کشور دارند و شعار آنها هر بحرینی یک رای است، ولی می‌بینیم غرب نسبت به این حقوق اولیه شهروندی و جنایات حاکمان بحرینی و اشغالگران سعودی سکوت کرده و حتی به نوعی از آن حمایت نیز می‌کنند.

این پرسش در ذهن برخی از مردم ایران وجود دارد که چرا ایران در برخورد با تحولات مصر جانب ملت را گرفت ولی و در خصوص سوریه، ‌جانب دولت؟ ‌ توضیح شما به عنوان فردی که در دستگاه سیاست خارجی کشورمان حضور دارد ‌در این باره چیست؟

رحیمی:‌ اجازه دهید یادآور شوم که بنده مسوولیتی در تصمیم گیری‌های سیاسی در این حوزه ندارم، بلکه به عنوان فردی که در دستگاه دیپلماسی حضور دارد و صاحب سوابقی در حوزه عربی است می‌خواهم بگویم چرا موضع ایران درخصوص تحولات سوریه به این شکل است و آن را تبیین و از آن دفاع کنم.

ابتدا باید عرض کنم کشورها یک سری مواضع اعلامی دارند و یک سری مواضع اعمالی که البته این دو با یکدیگر متفاوتند. عالی‌ترین مقام کشورمان شخص رهبر معظم انقلاب نیز در این خصوص مواضع رسمی ایران را اعلام کرده‌اند، ولی متاسفانه رسانه‌های گروهی آن گونه که شایسته بود به این موضوع نپرداختند. رسانه‌های گروهی باید این مواضع را تبیین کنند. رسانه‌ها باید برای مخاطبان خود روشنگری کنند و توضیح دهند علت اتخاذ این موضع چیست. امیدوارم این‌گونه نشست‌ها بتواند به این روند کمک کند، البته ما علاوه بر مواضع اعلامی خود،‌ پیگیر تحولات سوریه در قالب مواضع اعمالی و گفت‌وگوی سیاسی هستیم.

ما باید توجه به تفاوت‌های رژیم مبارک با حاکمیت در سوریه داشته باشیم. تفاوت‌ها آشکار است و نیازی به توضیح ندارد. آنها بویژه در صحنه سیاست خارجی در 2 نقطه مقابل یکدیگر قرار داشتند. ما در سوریه در حالی که از حقوق مردم دفاع می‌کنیم نمی‌توانیم دخالت‌های آشکار رژیم صهیونیستی و آمریکا را در تحولات و اعتراضات نادیده بگیریم. این واقعیت صحنه سوریه است. آنها می‌خواهند در حالی که جلوی تعمیق انقلاب در مصر را می‌گیرند با برهم زدن اوضاع در سوریه مانع برهم خوردن بیشتر توازن قوا به نفع جبهه مقاومت شوند.

‌ مقام رهبری در خصوص تحولات سوریه بخوبی مواضع ایران و چارچوب آن را اعلام کردند و بر حفظ حقوق تمام انسان‌ها، تاکید داشتند اما متاسفانه به نظرم کمتر توجهی به این سخنان شده است و من این گلایه را از رسانه‌ها دارم که چرا کسی روی این بخش از سخنان ایشان کار نکرد و درخصوص راهکارهایی که مبتنی بر آن باشد، از کارشناسان سوال نکرد؟ با توجه به همین بخش از اظهارات رهبر انقلاب این گلایه از رسانه‌های فراگیر در ایران وجود دارد که چرا حتی به اندازه خود تلویزیون دولتی سوریه هم به پوشش وقایع سوریه نپرداخته است. نمونه آخرش هم همین آغاز گفت‌‌وگو‌های ملی است که تلویزیون سوریه اقدام به پخش مستقیم آن کرد و گروه‌های منتقد حزب بعث و بشار اسد، صریح‌ترین و تند‌ترین انتقاد‌ها را به یکدیگر داشتند، اما دریغ از انعکاس درست این خبر در رسانه های ایران. چنین رویکردی قطعا نمی‌تواند تامین‌کننده منافع ما باشد.

آیا سیاستی که ایران در خصوص موضوع سوریه اتخاذ کرده، تاثیر منفی در جایگاه ایران در افکار عمومی سوریه ندارد؟

رحیمی: رسانه‌های گروهی غربی و عربی وابسته تلاش دارند این‌گونه وانمود کنند که مواضع ایران علیه مردم سوریه است، در حالی که این‌گونه نیست. ایران در واقع به مردم سوریه هشدار می‌دهد که مواظب دخالت‌های دیگران در امور داخلی خود باشند و در دام آنها نیفتند و این به مفهوم عدم پیگیری مطالباتشان از روش‌های مسالمت‌آمیز نمی‌باشد

رحیمی: شخصا ارزیابی از میزان تاثیر این مواضع بر افکار عمومی سوریه ندارم، ولی معتقدم رسانه‌های گروهی غربی و عربی وابسته تلاش دارند این‌گونه وانمود کنند که مواضع ایران علیه مردم سوریه است، در حالی که این‌گونه نیست. ایران در واقع به مردم سوریه هشدار می‌دهد که مواظب دخالت‌های دیگران در امور داخلی خود باشند و در دام آنها نیفتند و این به مفهوم عدم پیگیری مطالباتشان از روش‌های مسالمت‌آمیز نیست. نباید از نقش مخرب قدرت‌های خارجی که دل خوشی از حاکمیت سوری هم ندارند، غفلت شود.

زنگنه: مساله افکار عمومی سوریه یک بحث است و موضوع افکار عمومی جهان اسلام، بحث دیگری است. اما معتقدم بحث اساسی‌تر آن است که مواضع اعلام شده جمهوری اسلامی ایران چقدر با ارزش‌های مورد نظر انقلاب اسلامی انطباق داشته یا نداشته است. به هرحال ممکن است بخشی از جامعه سوریه موافق مواضع ایران باشند یا این که مواضع تهران خوشایند برخی دیگر از سوری‌ها نباشد، لذا آنچه باید مدنظر باشد آن است تا چه حد این مواضع اولا اعلام نشده و ثانیا وقتی هم که اعلام می‌شود کمرنگ و با توجه به ارزش‌های نظام و انقلاب، غیرقابل توجیه است. به همین علت معتقدم این بخش باید مورد توجه قرار بگیرد.

‌چرا ایران در تحولات سوریه به عنوان یک میانجی دخالت نمی‌کند تا از روش‌های دیگری به این بحران خاتمه داده شود؟

رحیمی:‌ البته میانجیگری ملزوماتی دارد. اولین شرط آن درخواست دو طرف درگیری است که من اطلاعی از وجود چنین درخواستی ندارم. ثانیا اگر بخواهد چنین کاری صورت گیرد لزوما نباید تبلیغاتی و رسانه‌ای شود. ولی معتقدم دستگاه دیپلماسی کشورمان تلاش دارد از هر فرصتی که بتواند به مهار بحران کمک کند بهره گیرد، ولی این به آن معنی نیست که همیشه موفق بوده است و هیچ‌کس در هیچ جایگاهی چنین ادعایی ندارد.

زنگنه: در واقع بحث میانجیگری بخشی از دیپلماسی یک کشور محسوب می‌شود و بخش دیگر دیپلماسی، ایفای نقش اصلاحگرایانه و ناصحانه است. البته ممکن است این بخش از طریق سفارت ما در دمشق امکان‌پذیر نباشد، اما از طرق دیگر نظیر اعزام نمایندگان ویژه می‌توان به این اقدامات دست زد. در بحث میانجیگری شناخت دقیق صحنه و عوامل موثر صحنه مطرح است؛ اعم از عوامل کارکردی در جهت حکومت دمشق و چه عوامل کارکردی که در جهت معارضان حکومت قرار می‌گیرد یا نیروهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای که تلاش می‌کنند در صحنه سوریه دخالت کرده و تاثیر گذار باشند. به نظر می‌آید شناخت همه این عوامل برای ایفای نقش میانجیگرانه یا حداقل التیام بخش در سطح منطقه یا سوریه ضروری است.

‌آیا این احتمال وجود دارد که سوریه هم مانند لیبی مورد حمله نظامی نیروهای خارجی قرار بگیرد؟

زنگنه: معتقدم نیروهای خارجی به صورت مستقیم در سوریه دخالت نخواهند کرد، چرا که حضور نیروهای خارجی به صورت مستقیم در سوریه یعنی تبدیل کل منطقه سوریه و مرزهایش به منطقه ناامن. سوریه، لیبی نیست و واقعیتی وجود دارد مبنی بر این که لیبی کنار اسرائیل نیست، اما سوریه هست. نقش سوریه بسیار متفاوت از لیبی است. غرب حتی درخصوص لیبی نیز با احتیاط عمل می‌کند. یک قدم جلو می‌رود، 2 قدم به عقب. اروپایی‌ها هم به شکل تمام عیار وارد قضیه لیبی نشده‌اند.

رحیمی: اجازه بدهید در همین جا مداخله‌ای داشته باشم و بگویم من نیز معتقدم آمریکا و اسرائیلی‌ها لزوما فروپاشی رژیم سوریه را طالب نیستند، بلکه خواهان نظامی ضعیف در کنار اسرائیل هستند. خب به نظر شما از همین مدخل نمی‌رسیم به مواضع کشور خودمان؟ از همین نقطه ما نباید متوجه شویم موضع ما در قبال سوریه چگونه باید باشد؟ اگر آمریکا و اسرائیل یک نظام ضعیف در کنار خود بخواهند، آیا همین باید خواست ما هم باشد؟

زنگنه: اما آقای رحیمی ما معتقدیم نظامی ضعیف است که نتواند با ملت خودش بسازد و همراه باشد. در واقع نظامی ضعیف است که حقوق اولیه ملتش را نتواند تامین کند.

رحیمی: اما این بحث مستقلی را می‌طلبد و ابتدا باید تعریفی از دولت ضعیف و قوی ارائه بدهیم. بحث من این است که آنچه در سوریه به ضرر اسرائیل شود با منافع ما همسویی دارد و برعکس. این مطلب را ما باید بدرستی تشریح و تبیین کنیم.

آقای رحیمی! با این بخش از حرف شما موافقم که می‌گویید حمایت ایران از سوریه بر اساس منافع ملی کشورمان است، اما این طرف قضیه را هم در نظر بگیرید که ما باید حمایتی هم از طرف ملت سوریه داشته باشیم. چند وقت قبل بود که برخی معترضان سوری متاسفانه علیه ایران شعار دادند. ما علاوه بر حمایت دولت‌ها، حمایت ملت‌ها را هم باید داشته باشیم یا نه؟

رحیمی: حمایت ملت‌ها سرلوحه ارزش‌های اسلامی،‌ انسانی ومصرح در قانون اساسی ماست و تردیدی در آن وجود ندارد. این ذهنیت منفی هم که اشاره کردید وجود دارد به خاطر تبلیغ رسانه‌های غربی است. رسانه‌هایی که علیه ما موضع دارند، مواضعمان را جور دیگری تحریف کرده‌اند . کاملا واضح و مبرهن است که ما مدافع مردم و از جمله مردم سوریه هستیم. ریختن خون یک انسان اعم از مسلمان یا غیرمسلمان در هر گوشه دنیا را نیز محکوم می‌کنیم و جمهوری اسلامی ایران ریختن به ناحق خون هیچ انسانی را برنمی‌تابد. این مواضع رسمی و اعلامی جمهوری اسلامی ایران است. ولی می‌خواهم بگویم علت انتقاد از مواضع جمهوری اسلامی چیز دیگری است و به نوع رابطه ایران و سوریه و نقش این دو کشور در جبهه مقاومت برمی‌گردد. به طور جدی می‌خواهم بگویم همه کسانی که علیه مواضع ایران در قبال تحولات سوریه موضع گرفته‌اند، اگر موضعی دیگر نیز از ایران صادر می‌شد همین مخالفت‌ها را شاهد می‌بودیم.

پس چطور می‌شود ترفند ابررسانه‌های غربی را که به گفته شما باعث به وجود آمدن چنین فضایی علیه ایران شده‌اند را خنثی کرد؟

رحیمی:‌ باید رسانه‌هایمان به موضوع سوریه بپردازند و مواضع جمهوری اسلامی را تبیین کنند، چون قطعا مواضع ایران دفاع از حقوق مردم سوریه است. قطعا مردم سوریه مثل بقیه مردم باید از حقوق شهروندی،‌ آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی برخوردار باشند. منتها باید این نکته را در نظر گرفت که در دام غرب نیفتاد. غرب در حالی حامی مردم سوریه شده که از دولت‌های عرب در کشورهایی حمایت می‌کند که حتی همان یک حزب سیاسی سوریه را هم ندارند و کاملا با سیستم امیری و پادشاهی اداره می‌شوند.

زنگنه: حرف بنده هم همین است. ما بر اساس ارزش‌های اسلامی‌مان نمی‌توانیم مثل غرب رفتار بکنیم. یعنی نمی‌توانیم مانند آنان دو دوزه باز باشیم یا با اتخاذ 2 سیاست دوگانه رفتار کنیم، چون ما علاوه بر انسان بودن، مسلمان هم هستیم و همه انسان‌ها برای ما محترمند. اصلا به همین دلیل هم به آمریکا اعتراض می‌کنیم. چون ارزش‌ها برای آمریکا شعار و ابزار است. می‌گوید دموکراسی اما از آن به عنوان ابزاری علیه کشوری که مخالف نظامش است،‌ استفاده می‌کند. خیلی وقت‌ها با نبود دموکراسی مخالف نیست، اما می‌گوید چون با منافع من، با هژمونی من در تضاد است، با آن مخالفم. برای همین می‌بینیم آمریکا برای این که در عربستان و بحرین حاکمیت مطلق داشته باشد، ‌اصلا اعتراضی به نبود دموکراسی نمی‌کند. این سیاست غلط است و اگر آمریکا چنین سیاست غلطی را اتخاذ می‌کند ما نباید آن را سرمشق خود قرار بدهیم.

‌آقای داوود اوغلو، وزیر خارجه ترکیه چندی قبل به ایران آمد و آن طور که گفته شد وی با پرونده سوریه راهی تهران شد. سوال من این است که شما آقای رحیمی، چه اطلاعاتی از این سفر و مذاکراتی که انجام شد، دارید؟ آیا این سفر با توجه به این که وزیر خارجه ترکیه از عربستان راهی ایران شد، یک نوع همکاری و مشارکت ایران و عربستان برای حل موضوع سوریه تلقی می‌شود؟

رحیمی: بنده که اطلاعاتی از مذاکرات انجام شده و جزئیات آن ندارم، اما این سفر می‌تواند علائمی را به ما نشان بدهد. لذا می‌توانیم به جرات بگوییم یکی از مباحث اصلی گفت‌وگوهای تهران،‌ تحولات منطقه با تمرکز روی کشور سوریه بود. قطعا ایران ضمن آن‌که با ترکیه رابطه خوب و رو به جلویی دارد، موضع آنکارا را نسبت به تحولات منطقه موضع شایسته و خوبی نمی‌داند. خاطرتان هست که وقتی اولین صدای اعتراضات در بحرین بلند شد آقای گل اعلام کرد بحرین کربلای جدید است. این موضع خیلی قابل تامل بود. اما بعد در پی سفر مقامات کشورهای حوزه خلیج‌فارس به آنکارا موضع آنان تغییر کرد. خب آیا این تغییر موضع، قابل اعتنا نیست؟ این در حالی است که آنچه در بحرین اتفاق می‌افتد، وضعیت بسیار بدی دارد و مردم بحرین مظلوم‌تر از مردم دیگر کشورهای عرب درگیر اعتراضات هستند. اما همه رسانه‌های عربی و غیرعربی کلا تحولات بحرین را بایکوت کرده و پوشش نمی‌دهند، لذا احساس می‌شود ترکیه مواضع خود را در راستای مواضع غرب تعریف می‌کند. حال این سوال مطرح است که آیا این مواضع می‌تواند کارساز باشد؟ فکر می‌کنم ترک‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که با این روال نمی‌توانند جلو بروند و نقش ایران را در کنترل مسائل منطقه نادیده بگیرند. چون نقش ایران بیش از آن‌که حضور فیزیکی در منطقه باشد، ‌نقش معنوی است، چون ایران نگاه فرهنگی به تحولات دارد.

شاید خیلی‌ها سوال کنند که چرا ایران سفر نمی‌رود و با مقامات کشورهای درگیر مذاکره نمی‌کند که در پاسخ به این افراد باید گفت نقش و جایگاه ما متفاوت از جایگاه بقیه کشورهاست و حضور ما بیشتر معنوی است.

مثل تاثیری که این انقلاب‌ها از انقلاب اسلامی ایران گرفته‌اند. معتقدم قدر مسلم اگر ترکیه به این نتیجه رسیده باشد که ایران دارای چه جایگاه ویژه‌ای است،‌ اتفاق خوب و مبارکی است. به هرحال مذاکره می‌تواند کارساز باشد و ایران هم بارها تاکید کرده مذاکراتی که در چارچوب منافع ملت‌ها و نه دولت‌های بیگانه انجام شود، مثمرثمر بوده و می‌تواند راهکار خوبی برای برون‌رفت از مشکلات باشد.

زنگنه: به نظرم ترکیه درخصوص مسائل سوریه اشتباه کرد. اشتباهش هم در این بود که اولا با عجله خود را درگیر تحولات سوریه کرد. همچنین همزمان با بازکردن مرزهایش به روی سوری‌هایی که به خاطر حفظ جانشان از این کشور فرار کردند، تبلیغات منفی عظیمی علیه سوریه به راه انداخت.

زنگنه: اگر ما نخواهیم در تله‌ای که آمریکا در آن گرفتار شده،‌ گرفتار شویم یعنی شعارمان با عملکردمان یکی باشد باید بر حق ملت‌ها تاکید کنیم. در سوریه و همه‌جا هر فرد یک صدا دارد، ‌یک حق رای دارد و این حق باید سیستم را برای حاکمیت تعیین کند. در این صورت است که برای هر کشوری حاکمیت مطمئن‌تری وجود خواهد داشت

بهانه‌اش هم این بود که تحت فشار غرب است و از موضع انساندوستانه اقدام به ‌پذیرش مردم سوریه کرده است. اما به نظرم ترکیه با این کار خود، وسوسه‌ای را در منطقه کردنشین خود و سوریه ایجاد کرد که اگر آنها بتوانند از اوضاع نابسامان سوریه استفاده کنند یک کریدوری می‌توانند متصل به دریا ایجاد کنند و این انگیزه‌ای ایجاد می‌کند برای دیگر کردهای منطقه که به آنها ملحق شوند. معتقدم ترکیه یک خطای استراتژیک انجام داد تا یک حرکت تاکتیکی کند. البته ترک‌ها دارند کم کم متوجه می‌شوند که چه اشتباهی کرده‌اند.

‌اجازه دهید یک جمع‌بندی داشته باشیم. برداشت من از سخنان آقای رحیمی این است که شما معتقدید تا اینجای کار مواضع ایران درست و کاملا منطبق بر منافع ملی بوده و انتقادی به آن وارد نیست. فقط در این میان انتقادی به عملکرد رسانه‌های ایران دارید که چرا به انعکاس وقایع سوریه نپرداخته و در قبال آن سکوت کرده‌اند.

رحیمی‌: حالا نه به این غلظت. [خنده جمع]

آقای زنگنه نیز ضمن انتقاد از عملکرد رسانه‌های کشورمان، نقدی هم به دستگاه دیپلماسی داشتند. می‌خواهم از اینجا به بعد، ‌نگاه رو به جلو داشته باشیم. شما چه الگویی یا راهکاری را پیشنهاد می‌دهید که ایران با بهره‌گیری از آن، اهداف منطبق بر منافع ملی خود را پیگیری کند. به عنوان مثال آیا می‌شود از الگوی بحرین استفاده کنیم؟ یعنی از سویی حمایت‌های مردمی را از مردم سوریه داشته باشیم و در عین حال سیاست‌های خود را برای حل و فصل مشکل به وجود آمده در سوریه پیگیر باشیم؟

زنگنه: به نظر می‌آید الگویی که از ثبات برخودار باشد، ‌باید تعریف شود. این الگو در فرمایشات رهبری نیز دیده می‌شود و تاکید دارد بر این که هر انسانی حق اظهارنظر و حق مشارکت در تصمیم‌گیری سیاسی کشورش را داشته باشد. این همان الگویی است که برای بحرین مناسب بوده و هست. دوباره تکرار می‌کنم که اگر ما نخواهیم در تله‌ای که آمریکا در آن گرفتار شده،‌ گرفتار شویم یعنی شعارمان با عملکردمان در یک خط باشد باید بر این الگو تاکید کنیم. این الگو بر حق ملت‌ها تاکید دارد. هر فردی یک صدا دارد، ‌یک حق رای دادن دارد و این حق طبق قانون می‌تواند تجمیع شده و سیستم را برای حاکمیت تعیین کند. در این صورت نه آمریکا می‌تواند با آن مخالفت کند و نه هیچ دولت دیگری. در این صورت است که برای هر کشوری حاکمیت مطمئن‌تری وجود خواهد داشت.

رحیمی: آنچه فکر می‌کنم در آینده لازم باشد با در نظر گرفتن مجموعه تحولاتی که تاکنون رخ داده، انجام شود بحث مذاکره با سوری‌هاست که البته شاید وارد این مذاکرات شده‌ایم.

یعنی چه بسا که این رایزنی‌ها شروع هم شده باشد و از همین منظر تاکید دارم باید از ظرفیت‌های گفت‌وگو با کشورهای منطقه از جمله ترکیه حمایت کنیم تا مانع دخالت سلبی و ایجابی کشورهای خارجی در مسائل خاورمیانه شویم. برای همین معتقدم شاید در این مقطع لازم باشد با سوری‌ها بصراحت وارد مذاکره شده و به آنان یادآور شویم در صورت ادامه این روند،‌ احتمالا در آینده در منطقه حوادثی رخ خواهد داد. به نظرم مواضع ما باید برای دمشق هم قابل درک و فهم باشد. سوری‌ها باید با درنظر گرفتن مواضع جمهوری اسلامی که متفاوت از غربی‌هاست اعتماد کرده و مقابل جایگاه ایران در منطقه انعطاف و توجه بیشتری داشته باشند و راه‌حل برون‌رفت از این وضعیت را در جاهای دیگری نبینند. اگر این بی‌توجهی صورت بگیرد معلوم نیست که روند تحولات چگونه خواهد بود.

‌ شما روند تحولات را چگونه می‌بینید؟ آیا به سمت اصلاحات پیش می‌رودیا به سمت آرامش یا انقلاب؟

زنگنه: به نظر می‌آید دولتمردان سوریه جدیت موضوع را به رغم همه صحبت‌هایی که مبنی بر دخالت خارجی‌ها در اعتراضات می‌شود و من هم 70 درصد این صحبت‌ها را قبول دارم، حس کرده‌اند. در واقع خواسته تحول در سوریه خواسته عمیقی است و در قشرهای مختلف سوری دیده می‌شود. هم بین نخبگان این خواسته وجود دارد،‌هم بین لیبرال‌ها، هم در اخوان‌المسلمین یا سلفی‌ها و هم در قاطبه جوانان سوریه. از سوی دیگر بخشی از جامعه سوریه را مسیحیان تشکیل می‌دهند که قدرتمند هم هستند. در همین حال ارتباط سوریه با مرزهای فلسطین اشغالی هم مطرح است.

موضع سوریه در قبال اسرائیل تقریبا ثابت است و کمتر گروه مخالف و معترضی درباره سیاست مقابله با اسرائیل در آینده تردید دارد.

یعنی بحث موضعگیری علیه رژیم اسرائیل تقریبا موضع ثابت اکثر جریان‌هاست. دولت سوریه نیز متوجه شده که اوضاع مشابه دهه 80 نیست. خود رئیس‌جمهور سوریه در قبال ایجاد تحول و تغییر فرد منعطفی است، اما بافتی که در اطراف بشار اسد قرار دارد، ‌این‌گونه نیست. با این حال اسد از این فرصت به وجود آمده باید استفاده کند تا تغییرات لازم را به وجود آورد.

البته همان طور که تاکید کردم سوریه، ‌لیبی یا عراق نخواهد شد، اما سوریه می‌تواند سرنوشت بهتری برای خود رقم بزند. یعنی با مجموعه‌ای از اصلاحات و تغییرات جدی عنان تعیین سرنوشت خود را در دست بگیرد.

اما برخی مخالفان معتقدند بشار اسد چاره‌ای جز رفتن ندارد، چون امتیازهایی که ارائه کرده، ‌دیرهنگام است و آن نتیجه‌ای را که رئیس‌جمهور سوریه به دنبالش است، ‌ندارد. نظر شما در این باره چیست؟

رحیمی:‌ به نظرم آن طورکه علائم نشان می‌دهد این ارزیابی‌ها نمی‌تواند درست و به واقعیت نزدیک باشد؛ یعنی روند سوریه لزوما به سمت تغییر نظام پیش نخواهد رفت. معتقدم سوریه می‌تواند ساختارهای سیاسی و اجتماعی جدیدی تعریف کند و ضمن حفظ حقوق مردم، ‌حقوق نظام را هم تامین سازد.

سوریه اگر امکان اعمال رای مردم را فراهم آورد قطعا تغییرات شگرفی را در پی خواهد داشت.

زنگنه: علاوه بر این مسائل به نظرم تهران باید این موضوع را به دمشق منتقل کند که در صورت حضور در این مسیر همچنان حامی دولتمردان سوری خواهد بود. به هر حال برای دولت سوریه خیلی مهم است که بداند از حمایت کشور دیگری برخوردار است.

‌ممنون! اگر حرف ناگفته‌ای باقی مانده،‌ بفرمایید.

زنگنه: ‌فکر می‌کنم در فرصتی دیگر خیلی خوب خواهد بود به بررسی موضوع عربستان پرداخته شود. تحرکات سعودی‌ها و اقدامات آنان در مواجهه با تحولات منطقه موضوع مهمی است که رسانه‌ها کمتر به آن پرداخته‌اند.

مریم جمشیدی
گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها