گروهی از افراد با خلق روشها و یا راهکارهای جدید و معین فرهنگی می خواهند خود را از دیگران متمایز کنند و دیگران را وادار کنند که آنها را تحسین کرده و به حال آنها غبطه بخورند.
مد فقط به لباس محدود نمی شود و گستره وسیعی از رفتارها را در بر می گیرد: طرز نشستن ، طرز صحبت کردن و راه رفتن ، مدل مو، فرم چیدن وسایل منزل ، نوع و جنس ظروف و... آیا تا به حال فکر کرده اید چرا گروهی از افراد همیشه می خواهند به این ترتیب متمایز باشند؛
در ابتدا هم گفتیم متفاوت بودن از خصوصیات انسان هاست ، اما نحوه کسب آن مختلف است. معمولا وقتی این تمایز ریشه عمیقی در افکار و عواطف انسان ها داشته باشد، کاملا پسندیده است.
تمایز گروه علما، ادبا، دانشمندان ، محققان ، فرهیختگان علمی ، هنری ، فرهنگی و افراد نیکوکار، همیشه تحسین برانگیز بوده است.
اولا آنها با این تمایز، روش معتدل و پسندیده ای را در زندگی طی می کنند که روی خود و دیگران تاثیرات عمیق و مطلوبی می گذارد.
ثانیا ادامه کار آنها به یک جریان معقول همراه با دوراندیشی وابسته است که در نهایت تاثیری دایمی روی ذهن فرد و به دنبال آن روی رویه زندگی او می گذارد که با تغییر فصل تغییر نمی کند!
پیروی دایمی و بدون تعقل از پدیده مد، آشفتگی ذهنی شدیدی به دنبال دارد. فرد تا مدتها در پی کسب آن است و بعد از رسیدن به آن ، برایش کهنه می شود و با توجه به پدیده جدید ارائه شده دوباره دست به کار می شود تا آن را به دست بیاورد.
عمده وقت ، هزینه و تفکر او صرف این موضوع می شود که ریشه دار نیست و به همین دلیل او را ارضا نمی کند. جالب آن است که بسیاری از افراد، مد جدید پیشنهادی را قلبا دوست ندارند و فقط برای این که از قافله عقب نمانند آن را می پذیرند.
نکته مهم دیگر آن است که تفاوت فرهنگ ها و جوامع در این مسائل در نظر گرفته نمی شود. به عبارتی جریان با ساختاری یکسان در جوامع مختلف وارد شده و تفاوتی نمی کند، بلکه نحوه گسترش آن است که متفاوت است.
مسلما در بعضی فرهنگ هاو جوامع بعضی جریانات مد قابل قبول نیست و افرادی که از آن پیروی می کنند ناچارند علاوه بر صرف وقت و هزینه گزاف با افراد جامعه خود نیز در بیفتند.
در اصل فردی که کاملا از مد پیروی می کند تصور می کند در محیط زندگی خود از دیگران متمایز است اما مساله این است که رده اجتماعی حقیقی او هنوز با توجه به تمامی ابعاد زندگی اجتماعی تعیین می شود نه مد.
این مساله را خود فرد هم می داند و به همین دلیل مدام در تلاش است که خود را نشان دهد، اما نحوه مطرح کردن او کاملا ابتدایی ، ظاهری و سطحی است در نتیجه ماندگاری لازم را ندارد.
شاید باور نکنید که پیروی دایمی از مد، حس حسادت افراد را تحریک و تا حدی تقویت می کند. وقتی مد، محور اصلی زندگی فرد باشد، تمام مدت به زندگی دیگران چشم دوخته است تا مسائل جدید را شناخته و تهیه کند و اگر این امکان برایش فراهم نشود، مشغولیت ذهنی شدیدی پیدا می کند و این حس حسادت ، امان او را می برد.
بخصوص که جریان مد و تغییرات آن بسیار سریع و کوتاه مدت است و این فواصل کم باعث ایجاد فشار مالی و ذهنی زیادی به فرد می شود.
چه باید کرد؛
در مورد مد معمولا قضاوت های عجولانه ای می شود که صحیح نیست. در اصل ماهیت وجود مد و تغییر و تنوع اصلا اشتباه نیست.
خداوند حس زیبایی دوستی را در سرشت ما قرار داده است ؛ بنابراین تمامی خصوصیات ذاتی انسان ها ماهیت خوبی دارند. استفاده ناصحیح از این خصوصیات است که جلوه بدی پیدا می کند.
به طور مثال ، ثروت و تمکن مالی از نظر خداوند کاملا قابل قبول است ، اما خرج کردن این ثروت و نحوه صرف آن بسیار مهم است.
اگر برای مصارف پیش پا افتاده خرج شود عملا هدر دادن نعمتی است که به انسان تعلق گرفته و اگر صحیح به کار رود، ما را در رسیدن به اهداف عمیق تر کمک خواهد کرد.
وقتی جریان مد به راه می افتد، گروه کثیری از انسان ها عین هم عمل می کنند و به عبارتی تنوع عقاید و سلیقه ها از بین می رود.
این کار در اصل یک اهانت محسوب می شود چرا که به فرد القا شده که تو نمی توانی سلیقه خودت را اعمال کنی و این ما هستیم که برای تو و جمع کثیری از افراد همانند خودت ، تصمیم می گیریم.
آیا یک انسان سالم و دارای حیات می تواند قبول کند که دیگران بدون در نظر گرفتن سلیقه او، سبکی برایش در نظر بگیرند و او بدون چون و چرا آن را بپذیرد؛!
جالب آن است که خود صاحبان مد می دانند مد یک انگیزش کوتاه مدت اجتماعی است و به این دلیل بسرعت در تلاشند که بعد از عمر کوتاه یک پدیده جدید، مورد دیگری را پیشنهاد کنند.
آنچه اهمیت دارد، آن است که ما این جریان را تحت کنترل خود درآوریم نه این که کاملا مثل دوران برده داری اسیر این جریان باشیم.
به نظر شما این بهتر نیست که با ارائه یک طرح و سبک جدید در هر زمینه ای ، آن را سبک سنگین کنیم و با وضعیت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود تطبیق دهیم، حتی در مواردی خودمان با سلیقه زیبا و دوست داشتنی خود، مسائلی به آن اضافه یا از آن کم کنیم و آن وقت آن را در زندگی پیاده کنیم؛
ما می توانیم حتی در مواردی ، مد جدید را اصلا نپذیریم چون هیچ تناسبی با روحیه و وضعیت زندگی ما ندارد. اگر یک بار این مساله را امتحان کنید، احساس غرور و شعف می کنید.
شما بر یک جریان از پیش تعیین شده و هدفدار که تمایل دارد شما را تحت کنترل خود درآورد کاملا غلبه کرده اید ؛ زیرا وقت شما ارزشی بیش از این دارد. این یک مهارت است.
مهارت تسلط بر جریانات تاثیرگذار اجتماعی که براحتی به دست نمی آید؛ اما وقتی این مهارت کسب می شود، مثل تمامی مهارت ها، اعتماد به نفس فرد را بالا می برد. یک بار امتحان کنید. پشیمان نمی شوید.