در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر دیدن منطقهای که کشف آن باعث شد بسیاری از نظریهها درباره تمدنهای جهان رد شوند و مورخان و باستانشناسان زیادی را از سراسر دنیا به جیرفت کشاند، هنوز هم شما را آنقدر ترغیب نکرده که به خاطرش چمدان به دست بگیرید و راهی آن دیار شوید، دانستن یک نکته دیگر حتما شما خواننده فرهنگدوست را به یکی از مسافران و بازدیدکنندگان مشتاق تبدیل خواهد کرد! و آن موضوع اینکه کتیبههای به دست آمده از جیرفت نشان داد برخلاف آنچه که تاکنون درباره مخترعان خط در جهان میگفتند، نخستین کسانی که به این فناوری دست یافتند، سومریها نبودند بلکه اهالی شهر باستانی جیرفت سالهای درازی پیش از آنان به خط و نگارش مسلط شده بودند.
علاوه بر کتیبههای کشف شده، وسایل به دست آمده از این تمدن تا به امروز بیشتر شامل ظروف سفالی و سنگی، قطعات سنگ صابون و گاه وسایل مفرغی است. اهم صنعت منطقه همان کندهکاری روی سنگ صابونی است که دارای ظرافتی خاص است و کاربردی زیباییشناختی دارد. روی این قطعات تصاویری از قبیل انسان، بز و گوسفند، نخل، مار و عقرب وجود دارد که البته تصاویر مار و عقرب معمولتر است. نکته دیگری که قطعات سنگ صابونی این منطقه را از سایر مناطق و تمدنهای دیگر جدا میکند، چشم درخشان و مرصعکاری روی این قطعات است. در برخی طرحها دیده میشود دور تا دور ظرف چند حیوان درهم تنیده وجود دارند که برای کنار هم قرار دادن آنها نیاز به محاسبات پیچیدهای بوده است.
کتیبههای به دست آمده از جیرفت هنوز رمزگشایی نشدهاند، اما مشخص است که این خط تا حد زیادی به خط عیلامی نزدیک است. مطالعاتی که توسط ٥ زبانشناس از آمریکا، فرانسه، روسیه، دانمارک و ایران روی یکی از آنها صورت گرفته، نشان میدهد این نوشته عیلامی ٣٠٠ سال از نمونه یافت شده در تمدن بزرگ شوش قدیمیتر است. باستانشناسان معتقدند که جیرفت منشأ زبان نوشتاری عیلامی بوده است که از طریق آن سیستم نوشتار توسعه یافت و سپس در کشور پراکنده شد و به شوش رسید.
دکتر یوسف مجیدزاده که از اوایل دهه 1380 ریاست پروژه کاوشگری و حفاری جیرفت را به عهده دارد، معتقد است جیرفت حلقه گم شده تاریخ بشریت است.
قلعه سموران
در شرق جیرفت به فاصله 60 کیلومتر، روستایی قدیمی هست به نام رودفرق، با مردمانی بسیار خونگرم که در سالهای اخیر و پذیرای مهمانان خارجی و داخلی زیادی بودهاند. در شمال شرقی این روستا کوهی وجود دارد به نام سموران و بر فراز این کوه قلعهای زیبا دیده میشود که به همین نام مشهور است. این قلعه از سنگ مرمر ساخته شده اما سنگهای مرمری که رنگشان به قرمزی میزند و در نوع خود بینظیر است. ساختمان قلعه سموران به سدههای پیش از اسلام تعلق دارد، ولی در قرون اولیه اسلامی بازسازی شد و در دوران حکومت سلجوقیان نیز قلعه مشهوری بوده است. دژ سموران به علت استحکام و موقعیت طبیعیاش شباهت زیادی به قلعههای اسماعیلیه دارد و از آنجا که گروههایی از فرقه اسماعیلیه در کوههایی نزدیک به آن زندگی میکردند، احتمال میرود که قلعه سموران مدتها مورد استفاده پیروان اسماعیلیه هم قرار گرفته بوده است.
ساختمان و معماری قلعه به گونهای است که در قسمتهایی که امکان نفوذ دشمن میرفته، دیواری بلند شامل دو دروازه در ضلع شمالی و ضلع جنوبی با 12 برج دیدبانی برای آن ساخته شده است. طول بالای قلعه یک کیلومتر و عرض متوسط آن حدود 150 متر است. آثار بناهای ویران قلعه با پیهای سنگی و آجری به فراوانی دیده میشود. در ارتفاع 200 متری بالای قلعه، دیوار سنگی دیگری از جنس آهک وجود دارد که دور تا دور قلعه ساخته شده است. کناره درونی دیواره سنگی بالای قلعه، محل نگهداری اسبها بوده که هنوز آخورهای آنها در آنجا دیده میشوند. چاه نسبتا عمیق قلعه با گذشت قرنهای متمادی و آسیبهای فراوان هنوز عمق خود را حفظ کرده و طرز سنگچینی کنارههای آن بسیار جالب توجه است. بالای قلعه دو حوض قرار دارد که آب باران را در خود جای میداده و جمع میکرده است. چهار ستون سنگی نیز در داخل حوض قرار گرفته که به وسیله آنها روی حوض را میپوشاندند تا آب در معرض آلودگی و گرد و غبار قرار نگیرد. دیواره آجری حوض با روکش ظریفی از ماسه و آهک ساخته شده و حوض کوچکتر هم در فاصله نزدیک و بالاتر از حوض اصلی قرار گرفته است. در باور بسیاری از اهالی و کسانی که در نزدیکی آنجا ساکنند، این قلعه مربوط به شاهی به نام شاه سموران بوده که هنگام حمله اقوام مهاجم به این کوه پناهنده میشده است. آنها بقایای تکه خشتها و مکان دروی غلات روی این کوه را مربوط به زمانهایی میدانند که شاه سموران در آنجا سپری میکرده است. اهالی، چاه عمیق سموران را نیز مرموز میدانند و میگویند آدمهای زیادی بودهاند که به داخل چاه رفته و دیگر بازنگشتهاند و اثری هم از آنها به دست نیامده است.
به طور کلی در استان کرمان و بویژه در اطراف جیرفت، قلعههای تاریخی زیادی وجود دارد که از آن جمله میتوان به قلعه دختر (قلعه کهنه) و قلعه اردشیر در شهر کرمان، قلعه سنگ در سیرجان، قلاع جشار، سعیدخان، منوجان، داستوگان، تل آتشی، زاخت، گبرها، رستم و... در جیرفت اشاره کرد.
دایناسورهای کرمان
در استان و اطراف شهر دیرینه کرمان، تنها جیرفت و تمدن چند هزار ساله آن نیست که میتواند انسان را به راستی متعجب و گردشگران زیادی را به آن سو روانه کند. بلکه این استان یکی از معدود نقاطی در ایران است که در آن آثار جانداران دورههای گذشته زمینشناسی مشاهده شده است و همین امر سبب شده تا علاوه بر باستانشناسان، زمینشناسان نیز با علاقه و اشتیاق راهی کرمان شوند.
در شمال این استان منابع زغال سنگ وجود دارد که همین موضوع نشان میدهد خشکی و حیات گیاهی و جانوری در این بخش از ایران از هزاران سال پیش تاکنون وجود داشته است. فسیلها و آثار زیادی از این جانوران در آنجا کشف و شناسایی شده و هماینک در موزه تاریخ طبیعی کرمان نگهداری میشوند. اگر در زمان سفر به کرمان فرصت نکردید به این موزه سر بزنید، حتما به دیدن رد پای دایناسورها در نزدیکی روستای ده علیرضا بروید.
البته رد پای این حیوانات روی رسوبات دورههای گذشته زمینشناسی در مناطق مختلف استان وجود دارد اما رد پای کشف شده در دره نیزار در حوالی روستای ده علیرضا که در ۲۰ کیلومتری شمال زرند است، یکی از این نقاط منحصر به فرد و بشدت دیدنی است.
چند سال پیش وقتی چنین آثاری از دایناسورها در شمال کرمان کشف شد یک تیم متشکل از زمینشناسان و دانشمندان ایرانی و برزیلی راهی کرمان شدند و نخستین آثار اسکلتی دایناسورها شامل یک دندان دایناسور گوشتخوار و قطعاتی از استخوانهای آنها را در روستاهای اطراف زرند مورد شناسایی قرار دادند. بخشی از ردپای این دایناسور که متعلق به ۱۸۰ میلیون سال پیش در عصر ژوراسیک و در شمال شهرستان زرند به جای مانده بود متأسفانه به دلیل بیتوجهی از بین رفته است اما سایر ردپاهای موجود از دایناسورها در ناحیه زرند کرمان مورد بررسی و پژوهش قرار گرفت و به این ترتیب مشخص شدکه این آثار توسط گونهای از دایناسورهای گوشتخوار ایجاد شده است. تاکنون آثار دایناسورها در ایران محدود به تعدادی ردپا بوده است که در دره نیزار در شمال زرند کرمان و منطقه بیدو در شمال کرمان، یافت شده است. در جریان دومین پیجویی دایناسورها در ایران که توسط تیم مشترک ایران ـ برزیل در اواخر تابستان ۱۳۸۱ در نواحی شمال کرمان صورت پذیرفت، نخستین آثار اسکلتی دایناسورها در ایران مورد شناسایی قرار گرفت. ناگفته نماند که قصه دایناسورها اصلاً قصه جدیدی نیست بلکه 40 سال پیش نیز محققان و البته باستانشناسان فرانسوی که خاطرات خوش، عجیب و به یاد ماندنی از آثار باستانی ایران دارند، بقایای یک دایناسور را در اطراف کرمان کشف کردند و به سرعت چمدان دایناسورهای بیچاره را به مقصد پاریس بستند و آنها را پس از انتقال به فرانسه در هتل خوش رنگ و لعابی به نام موزه تاریخ طبیعی پاریس اسکان دادند که این سفر 40 ساله همچنان ادامه دارد! باز هم جای شکرش باقی است که بقایای تعدادی از اقوام و خواهر و برادرهایشان هنوز در موطن خود باقی مانده و به هموطنانی که به دیدنشان میروند خوشامد میگویند!
سیمیندخت گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: