در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما در مورد آن جمله اول، آنچه من فهمیدهام اینکه اگر در سایتها و وبلاگها، چیزهای درست و درمانی نوشته شده باشد، نهتنها خواننده خودش را پیدا میکند که در این قحطسال خواندن و نوشتن و در دنیایی که شتابش ما را از بلند خواندن دور کرده است، فرصت خوبی است برای تجربه خواندن. (منظورم از بلند خواندن، خواندن نوشتهها و کتابهای پرحجم و سنگین است نه با صدای بلند خواندن. البته این فقط تاکیدی بود برای جلوگیری از اشتباه!)
یک جایی در همین مورد، از نوشتههای دنیای مجازی، خواندم: غذا مانند زندگی است، یک لحظه شروع میشود و یک لحظه هم تمام میشود. پس سعی کنیم از آن لذت ببریم.
این چند جمله ساده تا روزها فکرم را مشغول کرده بود. امیدوارم ذهن شما را هم درگیر کند. نمیدانم تا حالا لذت کلنجار رفتن با ذهنتان را چشیدهاید یا نه؟ اگر پاسختان منفی است، از من بشنوید و تجربهاش کنید.
به هر حال آن متن کوتاه را که خواندم، با خودم فکر کردم غذا خوردن شبیه زندگی است یا زندگی مانند غذا خوردن؟ از غذا باید لذت برد یا از زندگی؟ اصلا ما چقدر به این نکتههای کوچک توجه میکنیم؟ چقدر سعی میکنیم اطرافمان را این گونه ببینیم؟ یا لااقل درست ببینیم؟ آن جور که هست یا آن طور که باید... .
بعد با فکرم به قدیمترها سفر کردم. در آن سالها گشت زدم و به دنبال پاسخ دو سوال گشتم. آیا پدر و مادرها به ما این گونه فکر کردن را یاد دادهاند؟ اگر آنها فرصت یا دانش این کار را نداشتهاند، آیا معلمها در این مورد با ما حرف زدهاند؟ دوران مدرسه را که گشتم، دیدم همهاش فرمول است و محفوظات و دیکته و... اصلا نمیدانم چرا ما یک کلاس بحث آزاد نداشتیم؟ چرا کسی به ما یاد نداد چگونه فکر کنیم. چرا و چرا و چرا و... .
راستش را بخواهید، با دو سوال رفتم و با یک دنیا پرسش برگشتم.
چند روزی برای از دست دادن فرصتهایم غصه خوردم، اما بعد با خودم گفتم اگر پدر و مادرها در بعضی موارد چیزی به ما یاد نداده باشند، اما این را زیاد گفتهاند که غصه خوردن چاره کار نیست.
یک چیز دیگر هم به ما یاد دادهاند؛ اینکه اگر فرصتی را از دست دادیم، منتظر فرصتهای دیگر باشیم و آنها را از دست ندهیم.
اگر همین دو تا درس را از قدیمیها بگیریم و آن حرف بالا را از دنیای مجازی امروز و درست و حسابی آنها را در زندگی به کار ببریم، حتما آدمهای موفقی خواهیم بود.
پس یادمان نرود، زندگیای که شروع کردهایم در لحظهای به پایان میرسد؛ پس از آن لذت ببریم.
یادمان نرود غصه خوردن کاری را درست نمیکند.
و یادمان نرود که فرصتهایی هم در راهند، آنها را از دست ندهیم.
علی مهربان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: