در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اصلا نفس قصه مرد سادهدلی که هیچ شناختی از دنیای فوتبال ندارد، اما به خاطر موقعیتش به صرافت میافتد که یک تیم فوتبالی حرفهای داشته باشد و آن را اداره کند میتواند موقعیتهای طنز فوقالعادهای ایجاد کند؛ خصوصا که تا حالا مقوله فوتبال ما به جز موارد معدود آنچنان دستمایه کار تصویری آن هم در یک اثر طنز قرار نگرفته است.
روندی که «آقا حشمت» طی میکند تا از یک آدم معمولی (که میانهای با فوتبال ندارد و اتفاقا از آن اصلا خوشش نمیآید) به مدیر یک باشگاه فوتبال تبدیل شود و ماجراهای عجیب و غریبی که پدید میآورد، همه در جای خود قابل قبول و پذیرفتنیاند، خصوصا اینکه بعضا شنیده میشود فوتبال کشور ما به نوعی با چنین ماجراهایی دست به گریبان است و حوادث و ماجراهای اثر هم در اشکال و قالبهای دیگر مابهازای بیرونی دارد.
نوع شوخیها و طنزی که سهیلیزاده برای اثرش انتخاب کرده، برخورنده نیست و همه چیز از اسباب صحنه گرفته تا دیالوگها، چینش حوادث و شخصیتپردازی براساس یک نوع همذاتپنداری صورت گرفته که خوشایند مخاطب است.
سهیلیزاده با مجموعه آثارش نشان داده که با تلویزیون آشناست، مخاطب را میشناسد و به این دلیل تلاش کرده قصههایی بسازد که در درجه اول حرفی برای گفتن داشته باشد. همین الان سریال «سراب» با کارگردانی او از شبکه یک سیما پخش میشود که یکی از موضوعات مهم جامعه دانشجویی ما را بازگو میکند. پرداختن به موضوعات روز جامعه همیشه مشکلات خاص خودش را داشته است و کارگردانان کمی هستند که با دانستن این واقعیت که پرداختن به مسائل روز خالی از دردسر نخواهد بود، باز هم بخواهند در این حوزه وارد شوند و اثری را با ملاحظات موجود جلوی دوربین ببرند. هیچ فرقی هم نمیکند که داستان سریالشان طنز باشد یا رئال. مشکلات پرداختن به مسائل روز مثل یک شمشیر دولبه همچنان «حیوحاضر»است.
مهدی غلامحیدری / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: