این کارگردان جوان با توضیح این که بلندپروازی و جنون شاخصه اصلی یک کار هنری است درباره فرآیند شکلگیری ساخت این مجموعه به مهر گفت: 33 قسمت از 36 قسمت این سریال به طور کامل نوشته شده بود البته سیناپس 3 قسمت پایانی را داشتیم، اما دیالوگها نوشته نشده بود و سرصحنه آن را به نگارش درآوردیم، چون فرصت نبود. نویسنده سر کار دیگری بود و من هم کارگردانی میکردم. به همین دلیل سر صحنه همراه بازیگران برای قسمتهای پایانی به تعامل رسیدیم و فیلمنامه نوشته شد. باید تاکید کنم به فیلمنامه کاملی رسیدیم، سکانسها کامل طراحی شد و بعد از تمرین، بازیگران عین دیالوگ را میگفتند.
وی درباره کلیشهشکنی در انتخاب بازیگران سریال و سپردن نقشها به آنان نیز گفت: باید به تواناییهای یک بازیگر اعتماد کنید نه به سابقه تصویری آن بازیگر. کارهایی که از بازیگر دیدهاید باید به شما کمک کند که آیا این بازیگر تواناست یا نه. اگر خیلیها جرات ندارند نقشی را به بازیگری بدهند که تا به حال بازی نکرده است، این بیجراتی کارگردان است.
بذرافشان تصریح کرد: گرچه خیلیها به من گفتند که ریسک بزرگی کردم و حتی سام درخشانی هم این نظر را دارد اما خودم نام این کار را ریسک نمیگذارم.
انتخاب بازیگر
سیاوش طهمورث بازیگر نقش منوچهر نیز گفت: اگر کاراکتری در متن بر مبنای یک بازیگر نوشته شود، کار اشتباهی است چرا که کارگردان هر چند به بازیگر اشراف دارد، اما آن چیزی را از او میشناسد که تا به حال در کارهای بازیگر دیده است، اما توانایی ذاتی و خلاقیتهای دیگر او را نمیداند. وقتی کارگردان متن را بنویسد و بعد به بازیگری پیشنهاد بازی بدهد مسلما به خلاقیت بازیگر اعتماد میکند نه به کاراکتر و سابقه کاری که از او میشناسد.
بهترین کار این است که بازیگر بعد از نوشته انتخاب شود.
وی درباره ایفای نقشش در سریال «نابرده رنج» هم گفت: بعد از صحبت با آقای بذرافشان نقش را پذیرفتم و زمانی که متن را میخواندم، هنگام بازی نظرم را درباره نقش منوچهر میدادم. بازیگر نباید چیزی که به او پیشنهاد میشود را چشمبسته قبول کند، باید نظر بدهد اما دخالت نکند. گرچه نظر کارگردان و نویسنده نهایی است، اما شما به عنوان بازیگر نظرتان را باید بدهید یا کارگردان و نویسنده شما را قانع میکنند یا شما آنها را قانع میکنید.
شکلگیری ساختار
سارا خسروآبادی، نویسنده این اثر هم درباره چگونگی شکلگیری فیلمنامه، شخصیتها و ماجراهای آن گفت: شکلگیری ساختار این سریال حاصل یک کار مشترک بود. من و آقای بذرافشان مرتب درباره شخصیتها بحث میکردیم. البته در گذشته هم این راه را رفته و به نتیجه مطلوب هم رسیده بودیم. مسلما وقتی برای نگارش، یک فرد دیگر هم کنار شما باشد میتوان به جزئیات خوبی رسید.
خسروآبادی درباره سختیهای کار نابرده رنج نیز گفت: اگر این فیلمنامه را به هر کارگردان دیگری میدادید فرار میکرد. یا این که میگفت همه سکانسها را شهری بگیریم. شبها را روز کنید و به جای سکانسهای خارجی، سکانسهای داخلی بگیریم. شاید خیلی کارگردانان دیگر هم باشند که توانایی ساخت چنین کاری را داشته باشند. اما شرایط فراهم نیست و باید خیلی تلاش شود تا این کار انجام شود.
سام درخشانی، بازیگر نقش عماد هم با اشاره به این که «نابرده رنج» از معدود فیلمنامههایی بود که جای هیچگونه بحث و نظری نداشت و به این دلیل بازی در آن را پذیرفته است، گفت: راستش متعجب بودم که چرا این نقش به من پیشنهاد شده است و تا بخشهایی از کار برایم سوال بود که شاید ما اشتباه فهمیدیم. حتی وقتی برای کامبیز دیرباز نقش را توضیح داده بودند و من فیلمنامه را میخواندم مرتب از او میپرسیدم مطمئن هستی من عماد هستم؟ مطمئن هستی تو اسد هستی؟ در واقع آقای بذرافشان جسورانه تصمیم گرفته بود نقشها را برعکس بسپارد و کلیشهها را بشکند.
او در توضیح این کلیشهشکنی گفت: سالها مد شده بود که کامبیز نقش لاتهای پایین شهر را بازی کند و من هم نقش بچههای بالای شهر را به همین دلیل برایم جالب بود که نقش عماد به من پیشنهاد شده بود. علاوه بر آن فیلمنامه، قوام خوبی داشت و نشان میداد نویسندگان، درام را میشناسند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم