نامه مجازی هفته

وقتی خدا عکس می‌گیرد

دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و برمی‌گشت. با این‌که آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختربچه طبق معمولِ همیشه، پیاده به ‌سوی مدرسه راه افتاد. بعدازظهر که شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.
کد خبر: ۴۱۶۰۳۱

مادر کودک که نگران شده بود، مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا این‌که رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل به دنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.

اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده می‌شد، او می‌ایستاد، به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می‌زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد.

زمانی که مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: «چکار می‌کنی؟ چرا همین‌طور بین راه می‌ایستی؟»

دخترک پاسخ داد: «من سعی می‌کنم صورتم قشنگ به نظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد.»

باشد که خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی ،کنارتان باشد. در طوفان‌ها لبخند را فراموش نکنید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها