همه راه هابه صداوسیما ختم می شود!

روزی که برای نخستین بار یک مامور راهنمایی و رانندگی را دیدم که از بنز شیک و خوش آب و رنگ پیاده شد و به ترسیم کروکی تصادف دو خودرو در کنار ساختمان شیشه ای سازمان صدا و سیما مشغول شد
کد خبر: ۴۱۵۹۲
، با خود فکر کردم آیا در این شهر بزرگ هیچ سازمان دیگری هم هست که خیابان داشته باشد و مامور راهنمایی و رانندگی برای ترسیم کروکی و صدور قبض جریمه در میدان و چهارراهش تردد کند؛!
سازمانی که مامور راهنمایی و رانندگی خیابانش را کنترل کند، باید بر سرش دعوا باشد. چه آنان که سراسیمه و پرهیاهو در نقد این سازمان و ناسزاگویی به مدیریت آن شتاب می کنند و چه آنان که ارادتمندانه به دفاع از عملکرد سازمان و مدیریت آن برمی خیزند، هر دو می فهمند و می دانند که این سازمان یک اداره و موسسه کوچک نیست که سر جمع همه فعالیت و عملکردش در حیطه یک ساختمان هفت هشت طبقه و یک گردش مالی شش هفت رقمی و یک هیات مدیره پنج شش نفری و یک عمر چهار پنج ساله خلاصه شود.
می گوییم «رادیو و تلویزیون» و مفهومی را اراده می کنیم که در طیف گسترده ای میان دو دستگاه گیرنده کوچک داخل خودرو تا «صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» نوسان دارد.
می توانیم از رادیو و تلویزیون سخن بگوییم و موضوع صحبت یک شبکه محلی کوچک باشد در یک شهر دورافتاده ساحلی از اروپا با حداکثر چهار پنج نفر کارمند و مدیری که هم مجری پخش است و هم گوینده خبر و هم مسوول آرشیو و.... و می توانیم از رادیو و تلویزیونی سخن بگوییم که نه تنها در یک کشور 70 میلیونی ، بلکه برای سراسر جهان برنامه پخش می کند.
«صدا و سیمای جمهوری اسلامی» امروز خواسته یا ناخواسته ، خوب یا بد، به هر حال یک فرا سازمان غول پیکر است که دیگر فقط برنامه تولید و پخش نمی کند.

سازمان یا فراسازمان؛
امروز این سازمان سخنگوی رسمی نظام سیاسی کشور نیز هست.
رئیس سازمان گرچه به اقتضائ ویژگی های شخصی نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی است ، این سازمان غیر از هفت شبکه داخلی و چندین شبکه استانی و چندین شبکه گسترده رادیویی و چندین شبکه تلویزیونی و رادیویی خارجی و چندین مجله و موسسه انتشاراتی و... صاحب پرتیراژترین روزنامه کشور است.
امروز در این سازمان هر چه فکرش را بکنید پیدا می شود. از تیم فوتبال گرفته تا موسسات بزرگ پژوهشی و از مجتمع تفریحی اردوگاهی بزرگی مثل «زیباکنار» بگیرید تا دانشکده فعال و معتبری که بتازگی ساختمانش را هم عوض کرده و حسابی سر و سامان گرفته است.
اگر هر شرکت و موسسه ای مورد توجه و استقبال یک صنف و گروه قرار می گیرد، به این سازمان همه نظر دارند ؛ آن که کار سیاسی می کند، واحد مرکزی خبر و پوشش گسترده و موثر رسانه انحصاری کشور را می بیند و آه از نهادش بلند می شود و آن که فعالیت اقتصادی دارد، به قد و بالای حجم آگهی های تبلیغاتی و درآمد میلیاردی آن نظر می افکند و دل از دست می دهد.
آن که دغدغه تربیت دینی نسل جدید را دارد و همه توش و توان جوانی خود را برای یک کلاس سی نفره دبیرستان هزینه می کند یا بر فراز منبری حداکثر 500 یا هزار نفره فریاد می زند به مخاطب میلیونی یا گاه چند 10 میلیونی یک برنامه عادی روزمره اش نگاه می کند و وسوسه می شود و آن که در پی ترویج یک مد جدید، یک پاساژ تجاری را در شهرک قدس قرق کرده است ، وقتی در تصور پخش یک برنامه زنده از نمایش لباسهای جدیدش غرق می شود، زبان به شکایت می گشاید.
شاید زمانی که صحنه های کنفرانس برلین از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شد، کمتر کسی به ابعاد رسانه ای این اتفاق چه در درون و چه خارج از سازمان توجه داشت.
جو سیاسی و بازتاب های اجتماعی پس از آن نیز فرصت تحلیل و بررسی کارشناسانه این رویداد را فارغ از متن و محتوای آن از دست اندرکاران و مسوولان سلب کرد. یکی از روزنامه های صبح در همان روزها البته به ظرافت به نکته ای توجه کرد و نوشت که پخش صحنه هایی از این کنفرانس در کنار رسوایی شرکت کنندگان باعث نمایش قابلیت عظیم رسانه ای چون تلویزیون و ظرفیت های غیرفعال آن شده و نشان داده است چه زمینه های بکر و دست نخورده ای هست که صدا و سیما تاکنون از آنها استفاده نکرده و بدرستی به آنها نپرداخته است.

اقتضائات رسانه
شاید بتوان ادعا کرد که از همان زمان و با برداشتن برخی موانع رسمی و غیر رسمی تلویزیون ما اندکی بیشتر به اقتضائات و لوازم ارتباط دو سویه بامخاطبان خود توجه کرد.
ذائقه و نیاز و علاقه و خواست مخاطب اندکی بیشتر مورد توجه قرار گرفت و فضای عینی و ملموس جامعه و جو واقعی و طبیعی انبوه مخاطبان ، دور از برخوردهای کلیشه ای و شعاری کمی شفاف تر و صریح تر به چشم مسوولان این رسانه آمد و این واقع نگری اندکی در سیاست گذاری ها و برنامه سازی ها رسوخ کرد.
گرچه همچنان به شکلی اجتناب ناپذیر «صدا و سیما» نیز مثل هر جز کوچک یا بزرگ از ساختار کلی و کلان کشور از فضای عمومی ذهنیت و باور مسوولان و سیاست سازان با نشان و بی نشان متاثر است ، اما تفاوت محسوسی که در عملکرد سازمان طی سالهای اخیر دیده می شود، قابل انکار نیست.
شاید بتوان عوامل متعددی را در ایجاد چنین نگرش و دیدگاهی دخیل دانست ؛ عواملی که به مرور در کنارهم ، زمینه ایجاد تحول و بازنگری در این رسانه بزرگ را فراهم آوردند و حادثه ای چون پخش صحنه های کنفرانس برلین جرقه اصلی برای گر گرفتن این شعله ها و تندری برای بارش این باران به شمار می آید.
تغییر ریاست سازمان که در دوره دوم حیات انقلاب اسلامی و مصادف با پایان جنگ و دوران بازسازی و به اصطلاح سازندگی بود، با شرایط اجتماعی متفاوت و جدیدی همراه شد که در همه عرصه های فرهنگی و رسانه ای بوضوح آشکار است و در این میان صداوسیما به دلایل گوناگون و مشخص حساسیت ویژه ای داشت و پیشاپیش همه آنها قرار می گرفت.
شاید شما نتوانید هیچ سازمانی را پیدا کنید که تمام وزارتخانه ها و سازمان ها و نهادهای بزرگ کشور در آن سازمان با هم چنین تلاقی کنند. از وزارت آموزش و پرورش و کمیته امداد امام خمینی (ره) تا ارتش و وزارت اطلاعات و از سازمان تبلیغات اسلامی تا سازمان برنامه و بودجه و... همه در این سازمان به هم می رسند.
شاید مهمترین توجیه حضور ریاست سازمان در جلسات هیات دولت همین باشد و چنین است که کسی بدون آن که وزیر باشد نقشی مهمتر از هر وزیر کابینه به عهده می گیرد.

انتظارات وراهبردها
دکتر علی لاریجانی زمانی ریاست سازمان را به عهده گرفت که جامعه جوان ایران آبستن تحولات و دگرگونی های بسیار عمیق بود.
نسلی از جمعیت جوان کشور پا به عرصه حضور فعال اجتماعی می گذاشتند که فرزند انقلاب و جنگ بودند، اما با پدران و مادران خود هم فاصله داشتند.
تهدیدهای خارجی و خطرات داخلی در کنار فرصتهای عظیم و ارزشمندی قرار می گرفت که اقتضای آن پیرایش و آرایش سازمانی به نام «صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» بود.
دکتر لاریجانی که در آغاز انقلاب نیز یک بار قرعه فال مدیریت و حضور رسمی در سازمان به نامش خورده بود، ازجایگاه یک اندیشمند و عضو هیات علمی دانشگاه و با سابقه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می آمد تا به کار رسانه ای بپردازد.
فرزند خوشنام یکی از استادان و فقهای نامدار حوزه علمیه قم حضرت آیت الله میرزا هاشم آملی و داماد فاضل یکی از معماران اندیشه انقلاب حضرت آیت الله استاد شهید مرتضی مطهری می آمد تا سکان کشتی طوفان زده ای را در دست بگیرد که از هر سوی با تلاطم امواج روبه رو بود.
تاریکی شب و بیم موج و هول گرداب را کسانی درک نمی کردند که سبکبارانه در ساحل خفته بودند و از حال و روز میانه دریا خبری نداشتند.
دوران جنگ به پایان رسیده بود و دیگر کسی نگران تحرک نظامی منافقان و ترور و درگیری فیزیکی و بمبگذاری و موشک باران نبود.
عرصه جنگ ، دیگر عرصه اندیشه و فکر و شبیخون فرهنگی بود و فعالیت تخریبی دشمن ، شکل فرهنگی و رسانه ای به خود می گرفت.
گسترش شبکه های ماهواره ای و عمق نفوذ و پوشش آنها در گستره جغرافیایی ، مخاطبان صداوسیما، آزاد شدن و گسترش روزافزون ویدئو، همچنین ورود فناوری روز و استفاده از وی سی دی و دی وی دی ، رواج سریع رایانه و اینترنت و جزاینها نگرانی جدی و گسترده ای در مسوولان کشور به وجود آورد و این نگرانی اقتضا می کرد صداوسیما در بخشهای مختلف خود وارد کارزار و تلاش سازمان یافته و هدفمندی شود و در گسترش کمی و کیفی شبکه ها ودسترسی عمومی مخاطبان بکوشد.
در پی این گسترش ، نیاز جدی سازمان به نیروی انسانی متناسب موجب می شد تا علاوه بر استفاده از نیروهای موجود، فضا برای حضور نیروهای حرفه ای و توانمند که بعضی در حاشیه قرار گرفته بودند و بعضی تازه از راه می رسیدند، آماده باشد.
زمینه مطالعات نظری و تجربه های حرفه ای رسانه ای که به طور طبیعی پس از وقوع انقلاب و جنگ تحمیلی کم شده بود، آرام آرام پدید می آمد و بخشی از نیروهای حرفه ای سازمان و مدیران ارشد با تحصیلات حرفه ای و متناسب ، نگاهی تازه به مقوله رسانه پیدا می کردند و همزمان گسترش ارتباطهای بین المللی با رسانه های خصوصی و دولتی دیگر کشورها، به صداوسیمای جمهوری اسلامی جایگاه تازه ای می داد.
تحولات سیاسی داخل کشور و گسترش روزنامه ها چیزی نبود که بتوان آن را نادیده گرفت . تغییر محسوس ترکیب جمعیت کشور و افزایش کمیت جوانان و نوجوانان و خواسته های طبیعی آنان از رسانه ملی کشور را نیز باید به این عوامل افزود.
مجموع این عوامل و مولفه های پراکنده دیگری که باید در ارتباط با آنها به شمار آورد، زمینه تغییر نگرش و دیدگاه مسوولان و دست اندرکاران سازمان را پدید آورد و فضایی تازه برای تعامل صدا و سیما با انبوه مخاطبان رقم زد؛ فضایی تازه که رشد و پیشرفت محسوس برنامه های سازمان را اقتضا می کرد و اوج این پیشرفت و صعود را شاید بروشنی در سالهای اخیر بتوان مشاهده کرد.

می توان امیدوار بود
همه ما سالها از ضرورت طراحی الگویی اختصاصی از رسانه ملی متناسب با شرایط داخلی و علایق خاص مخاطبان ایران اسلامی سخن گفته ایم.
همه ما سالها حسرت دستیابی به رسانه ای حرفه ای ، موفق ، جذاب و در عین حال متعهد به ارزشها و معیارهای شرعی و دینی را داشته ایم.
همه ما سالها به ایجاد فضایی جدید و تازه در رادیو و تلویزیون امید بسته ایم و سالها و ماههای اخیر نوید فرارسیدن چنین فضایی را داشته است.
تفال به خیر می کنیم و خود را دلگرمی می دهیم و امیدوار می شویم که این رویکرد تازه ، حرکتی مقطعی و کوتاه مدت نباشد و چون بسیاری از مقاطع دیگر به ضرورت مناسبت ها ما فقط تلاشی چند روزه صورت نگیرد و پس از آن ، فروع این چراغ خاموشی نپذیرد.
اگر به آرزوها و آمال و ایده آل ها و آرمان ها توجه کنیم ، البته باید بگوییم هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است.
اگر به بایدها بیندیشیم و به توانمندی و قابلیت مسلمانان ایران و ایرانیان سرافراز تکیه کنیم و به لیاقت و استحقاق مردم بی نظیر کشورمان نظر بیفکنیم ، باید ناامید باشیم ؛ اما اگر به شرایط عینی و واقعی بنگریم و فارغ از مباحث انتزاعی و نظری ، اوضاع جاری نهادهای اجتماعی و سیاسی کشور را لحاظ کنیم و در عین حال روند مثبت تغییرات صدا و سیما را مد نظر قرار دهیم ، اعتراف خواهیم کرد که می توان امیدوار بود.
زمینه های این امیدواری را نیز اکنون در عرصه های مختلف فعالیت سازمان می توان مشاهده کرد. اگر دکتر علی لاریجانی در مقطع خاصی از تاریخ معاصر ایران اسلامی به سازمان آمد و با تحولات شگفت و مشکلات دشوار روبه رو بود، مهندس عزت الله ضرغامی در مقطعی دیگر به سازمان می آید که هم تحولات شگفت تر هستند و هم مشکلات دشوارتر.
سالهای آینده ایران اسلامی در کوران سخت ترین تجربه ها و آزمون های داخلی و خارجی قرار خواهد داشت و این واقعیت اکنون نشانه های خود را در موضوعی چون عراق نشان داده است.
سکانداری این کشتی بزرگ در چنین شام تاریک و چنین دریای خطرناکی با عنایت الهی و مدد غیبی بسیار آسان خواهد بود، اگر دو شرط تحقق یابد.
نخست باد موافقی از همراهی و همدلی مخاطب که می تواند بادبان ها را به حرکت درآورد و به جانب ساحل مقصود روانه مان سازد و دیگر آرامش تکیه بر تخصص و تجربه و توان حرفه ای کارشناسانی است که آداب و قواعد کار را بدرستی می دانند و به کار می بندند.
این آرامش می تواند هر موج ویرانگری را مهار کند و آن باد موافق می تواند هر مقصد دوری را نزدیک کند. دوره جدید حیات سازمان صدا و سیما در روزگاری که سرعت تحولات اجتماعی جهانی از هر زمان دیگر و هر تصور ممکن بیشتر است و مقابل مخاطبی هوشیار و آگاه که باید میان گزینه های متعدد به اختیار خود صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را انتخاب کند، دوره ای سخت و بسیار دشوار است.
تنها راه آسان ساختن این دشواری و هموار کردن این راه سنگلاخ و سخت و تنها وسیله آسایش دوگیتی صدا و سیما تفسیر این دو حرف ، تخصص مداری و مردمداری است.
بدون تردید توجه و اهتمام به این دو اصل در سیاستگذاری و تصمیم سازی های جدید سازمان می تواند پنجره هایی از هوای آزاد و لطیف به درون بنای مستحکم سازمان بگشاید و برگ زرین و پرافتخار دیگری در کارنامه خدمتگزاری و پاسخگویی مسوولان صدا و سیما ورق بزند و بخشی عمده از اشکالات و مشکلات فراوانی را که به طور طبیعی در کار سازمان وجود دارد برطرف کند. افقهای پیش رو را اینچنین می توان بسیار درخشان و امیدبخش دید و ساحل دور دست آسایش و استقرار را می توان بسیار نزدیک و در دسترس دانست.

محمد رضا زائری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها