در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این خاصیت سفر است، آشنایی، دوست شدن، دوست داشتن، دوست داشته شدن، غریبهگیها را به یک سمت دیگر گذاشتن، شناخت انسانها، اشتراک عقاید و تجربههای جمعی، ایثار کردن و مهربان بودن با یکدیگر...
آری همه اینها خاصیت سفر است و حالا تمام این حسها به یکباره بر روحم مستولی شده است که غریبه بودن و آشنا بودن چه حسی است؛ خیلی دور، خیلی نزدیک. ما انسانها همانقدر میتوانیم با هم غریبه باشیم که میتوانیم به هم نزدیک شویم، میتوانیم با حفظ حرمتها، ارزشها و عقاید انسانیمان با یکدیگر گفتوگو کنیم و میتوانیم ستیز کنیم و تجربه به من نشان داده است که سفر کردن یک مینیاتور کوچک از یک جامعه انسانی خیلی بزرگتر است. میتوانی کسانی که بیشتر شبیه به تو فکر میکنند را پیدا کنی و میتوانی کسانی را که کمتر شبیه به تو فکر میکنند را نیز ببینی و بعد هنر برقراری ارتباط است که تعیین میکند چقدر موفق میشوی که رابطه برقرار کنی؛ چارچوبهای سخت ذهنیات را بشکنی و دریچهای از آشنایی به روی سایرین بگشایی!
البته این سکه روی دیگری نیز دارد؛ مینیاتور ترکیبی از این رنگهاست. شاید برخی از رنگهای یک نقاشی زیبا که به دست هنرمندی خلق شده است را تو دوست نداشته باشی؛ مثلا شاید کسی رنگ یشمی را نپسندد یا زرد یا نارنجی را یا اینکه از آبی متنفر باشد؛ اما وقتی دست خلاق هنرمندی، آبی را در پهنه بیکران آسمان مینشاند لطف دیگری پیدا میکند و آنگاه تو حس میکنی که کلیت آن را دوست داری و درست در سفر کردن میتوان چنین حسی را تجربه کرد. شاید برخی اتفاقها برایت خوشایند نباشد؛ شاید مثلا رفتار کسی را نپسندی و اگر به انتخاب تو باشد هیچگاه با او رابطه برقرار نکنی؛ اما وقتی دستهجمعی سفر میکنی، در این مینیاتور زیبا بسیاری از بایستهها و نبایستههایت تغییر پیدا میکند، سبکتر میشوی، راحتتر تغییر میکنی، پس سادهتر و سالمتر زندگی میکنی...
خلاصه این که در دنیای مدرن که زندگی ما به کامپیوتر و فناوری پیوند خورده و روابط انسانیمان بسیار کم شده ، سفر فرصتی است برای بسط روابط انسانیمان؛ پس سفر باید کرد!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: