در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برنامههای جدی پشت سر هم میآیند و میروند و بعضا خیلی هم مورد توجه قرار نمیگیرند؛ اما برنامههای حوزه طنز همیشه چه از جانب مخاطبان و چه از جانب مدیران بالادستی زیر ذرهبین است . تاثیر برنامههای جدی در درازمدت مشخص میشود؛ اما یک برنامه طنز موظف است در همان زمان کوتاه پخشش مخاطبش را بخنداند. برنامه طنز تازه بعد از اینکه این ماموریت دشوار را به انجام برساند زیر تیغ نقد قرار میگیرد. برنامهسازان در این هول و هراس به سر میبرند که فرد یا گروهی از حرفشان ناراحت نشود. این فرد یا گروه ممکن است مسوولانی باشند که از آنها انتقاد شده یا مردمی که خودشان را در قالب یکی از شخصیتها دیدهاند. این طوری است که نویسندگان مجبور میشوند شخصیتهایشان را بیهویت کنند. آدمها نباید شغل مشخصی داشته باشند، ساکن شهر خاصی باشند، با لهجه خاصی صحبت کنند و... در واقع کارگردان و نویسنده بیش از آنکه حواسشان به مسائل ساختاری و محتوایی کار باشد باید نگران حاشیههایی باشند که ممکن است برای یک اثر به وجود بیاید. اهمیت کارهای طنز نیز به همین نکته برمیگردد. اینکه علاوه بر مدیران، مسوولان و هنرمندان برنامهساز مردمی که مخاطب این آثار قرار میگیرند نیز در سرنوشتشان سهیم هستند. تجربه نشان داده که هر قدر به جلو رفتهایم مواجهه مردم با آثار طنز بهتر و منطقیتر شده است. تا چند سال پیش کارگردانها هنگام استفاده از یک لهجه خاص دست و دلشان میلرزید؛ اما در حال حاضر شاهدیم که آنها میتوانند با بهرهگیری از لهجههای شیرین کارشان را دیدنیتر کنند. به همه اینها اضافه کنید که مردم ما مردم طنازی هستند و خودشان چند گام جلوتر از طنزپردازان حرکت میکنند. خنداندن مردمی که حافظهشان انباشته از لطیفهها و داستانهای بامزه است انصافا کار دشواری است.
احسان رحیم زاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: