در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پزشکان در بررسی وضعیت کودک مشاهده کردند، روی بدن وی آثار سوختگی با سیگار، کابل و شلنگ و سیخ داغ وجود دارد. پزشکان با اطمینان از این که پارسا مورد کودکآزاری قرار گرفته است، ماجرا را به ماموران کلانتری 151 یافتآباد گزارش دادند و با حضور ماموران کلانتری در بیمارستان، مادر کودک و مردی که او را همراهی میکرد، دستگیر شدند.
بنا بر این گزارش، از همان زمان، تلاش پزشکان برای نجات پارسا از مرگ آغاز شده است ولی هر لحظه وضعیت جسمانی این کودک رو به وخامت میرود. به همین دلیل، کودک آسیبدیده به بیمارستان فوقتخصصی کودکان بهرامی منتقل شده و تلاش پزشکان برای نجات وی ادامه دارد.
از سوی دیگر، با تشکیل پرونده قضایی در این زمینه، ماموران کلانتری 151 تحقیق از زن و مرد بازداشت شده را آغاز کردند.
اظهارات مادر کودک
زن جوانی که خود را مادر پارسا معرفی کرده است، به پلیس گفت: چند سال پیش ازدواج کردم. پس از چند ماه شوهرم بیکار شد و به سختی هزینه زندگیمان را تامین میکرد. وی به افراد بسیاری بدهکار بود و از خانوادهام کمک مالی میگرفتم. متهم افزود: هر روز اختلافهایمان بیشتر میشد تا اینکه شوهرم از 3 سال پیش ما را ترک کرد و ناپدید شد. با پیگیریهای فراوان از طریق خانوادهاش شوهرم را پیدا کرده و پس از چند بار ملاقات با وی از شوهرم برگهای گرفتم تا از وی طلاق بگیرم و سرپرستی پسرمان پارسا نیز به من سپرده شد.
ماجرای شب حادثه
مادر کودک با اشاره به آشناییاش با محمدرضا ـ مرد بازداشتشده، - گفت: پس از جدایی از شوهرم کار میکردم تا هزینه زندگیمان را تامین کنم تا اینکه چندی پیش به عنوان مسافر سوار خودروی محمدرضا شده و با هم آشنا شدیم. وی اضافه کرد: در پی این آشنایی او به من علاقهمند شد و تصمیم به ازدواج گرفتیم، ولی خانوادهام با این وصلت مخالف بودند. مادر کودک افزود: مرد مورد علاقهام خانهای را برایم اجاره و من به آن محل نقل مکان کردم تا اینکه چندی پیش متوجه شدم محمدرضا مواد مخدر مصرف میکند. قصد جدایی از وی را داشتم که قول داد اعتیادش را ترک کند.زن جوان اضافه کرد: با این حال، چند بار محمدرضا مرا مجبور به مصرف مواد مخدر (شیشه) کرد و یک ماه پیش از من خواست پسرم را نیز نزد خود بیاورم تا مقدمات ازدواجمان را فراهم کند. مادر کودک در رابطه با شب حادثه گفت: وقتی محمدرضا به ملاقاتمان آمد، پسرم بیقرار بود و او را دوست نداشت. به همین دلیل، شوهر معتادم او را بشدت کتک زد و سوزاند. وی افزود: تلاشهایم برای نجات فرزندم بیفایده بود، چون مرد سنگدل مرا هم کتک زد و با قفل کردن در خانه متواری شد. در این مدت از کودک مراقبت میکردم، اما بیفایده بود و هر لحظه وضعیت او بدتر میشد.
زن جوان با اشاره به 20 روز اسارت در آن خانه گفت: در این مدت تلفن خانه قطع بود و من ارتباطی با خانوادهام نداشتم. شب بیست و یکم، محمدرضا به خانه آمد و در را باز کرد. با التماسهایم کودک را سوار خودرویش کرد و 3 نفری به بیمارستان رفتیم. زن تاکید کرد این مرد مقصر است و او پسرم را شکنجه داده است.
در پی اعتراف زن جوان، دیگر متهم پرونده نیز مورد بازجویی قرار گرفت اما گفتههای مادر کودک را نپذیرفت و ادعا کرد زن جوان خودش پارسا را شکنجه داده است.
انکار مرد متهم به کودکآزاری
در پی انکار مرد جوان، مادر کودک در مواجهه حضوری با وی قرار گرفت و ادعا کرد گفتههای قبلیاش دروغ است و خودش به اشتباه متادون به پسرش خورانده و آثار صدمات وارده به بدن کودک نیز بر اثر افتادن وی درون حمام بوده است.در پی این حادثه یکی از پزشکان معالج پارسا در زمینه آخرین وضعیت این کودک آسیبدیده گفت: سوختگیهای شدید و کبودی در نقاط مختلف بدن پارسا دیده میشود و در هر دو ران وی علاوه بر سوختگی، آثار ضربه نیز وجود دارد. علاوه بر آن آثار شکستگی بر هر دو دست کودک هم دیده میشود. به گفته پزشک معالج، اکنون پارسا دچار مرگ مغزی شده و علائم حیاتیاش رو به تحلیل است و فقط با کمک دستگاه مصنوعی تنفس میکند. بنابر این گزارش، با توجه به اظهارات متناقض 2 متهم پرونده، تحقیقات از آنها ادامه دارد. چند روز پیش نیز یک دختر بچه 8 ساله به نام هانیه از سوی مادرش و مردی غریبه بشدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: