در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروزه با خشک شدن کامل دریاچه بختگان که در گذشته از بزرگترین و پرآبترین دریاچههای ایران بود و وضعیت نامطلوب دریاچه طشک ارزش زیستمحیطی آن بسیار کاهشیافته، اما هنوز برای دیدن محیط طبیعی بکر و جانوران و گیاهان خاص این منطقه فرصت باقی مانده و چند سالی طول خواهد کشید تا کمآبی و شورهزار به جای مانده در محل سابق دریاچه بختگان، این محیط طبیعی منحصر به فرد را به طور کامل نابود کند.
پس اگر فرصتی داشتید برنامهای برای سفر به این منطقه تدارک ببینید.
پرندههای بیخانمان
دریاچه بختگان و طشک و چشمهها و تالابهای اطراف آن در گذشته شاهد حضور صدها هزار پرنده بود که عمدتا از پرندگان مهاجری بودند که از دشتهای شمال روسیه برای گذران زمستان به آن سوی میآمدند. پرندگانی همچون فلامینگو، درنا، پلیکان، انواع مرغابی و غاز، آنقوت، آبچلیک، چنگر، حواصیل، چوب پا، تنجه، کشیم، کاکایی، پرستوی دریایی، ماهیخورک، بلدرچین، کبک، هوبره، دارکوب، کوکر، تیهو، قمری، پریشاهرخ، خروس کولی، اگرت و لکلک و نیز پرندگان شکاری مانند سنقر، سارگپه، بحری، بالابان، لیل، شاهین، دلیجه و انواع عقاب و جغد و کرکس.
در سالهای اخیر تعداد پرندگان منطقه بسیار کاهش یافته و همین اندک پرندگان سرگردان هم که همچنان در باقی مانده دریاچه طشک و کانالهای آب منطقه زندگی میکنند، مشکل زیادی برای ادامه حیات خود دارند. بخشی از آنها به جای بختگان، زمستان را در دریاچه پشت سد سیوند میگذرانند.
بختگان و طشک دریاچههایی هستند که در بین کوههای زاگرس واقع شدهاند و ارتفاع آنها حدود ۱۵۰۰ متر از سطح دریاست. زمینهای بین 2 دریاچه محل زندگی حیواناتی همچون کل و بز، قوچ و میش، کفتار راهراه، گراز، روباه، شغال، گربه جنگلی، سیاهگوش، تشی، خرگوش و جوجه تیغی است. در گذشته پلنگ، گرگ و آهو هم در منطقه دیده میشدند.
کل حیوانات مجموعه حفاظت شده بختگان شامل ۴۶ گونه پستاندار، ۲۱۸ گونه پرنده، ۲۶ گونه خزنده، ۳ گونه دوزیست و ۲۳ گونه آبزی است که طبیعتا نسل بسیاری از آنها در چند سال اخیر در این منطقه منقرض شده است.
زمینهای حاشیه مصب رود کر پوشیده از درختان گز و نیزار و گیاهان دیگری چون جگن، قلیا و سازو است. در مناطق کوهستانی و استپی هم میتوان درختان و بوتههای بادام کوهی، ارس، بنه (پسته وحشی)، کیکم، بلوط و آویشن، درمنه، گون و کاکوتی را دید.
تالابهای بینالمللی دیروز
مساحت کل این مجموعه حفاظت شده ۳۶۰ هزار هکتار معادل ۳۶۰۰ کیلومتر مربع است که ۱۱۷ هزار هکتار آن پارک ملی و بقیه پناهگاه حیاتوحش است. مساحت دریاچه بختگان که به صورت نواری کشیده به طول ۷۰ تا ۱۰۰ کیلومتر از شمال غرب به جنوب شرق امتداد داشت، در فصل زمستان به ۷۴۰ کیلومتر میرسیده است. عمق آن در بیشتر قسمتها بسیار کم و بخش شرقی که پرآب تر بوده تا حداکثر ۳ متر عمق داشته است. در شمال آن هم دریاچه طشک در فصل زمستان حداکثر ۴۲۰ کیلومتر وسعت و آب عمیقتری داشته است.
سابقه حفاظت این منطقه به سال ۱۳۴۶ برمیگردد که به منطقه شکار ممنوع تبدیل شد. یک سال بعد به منطقه حفاظت شده، در سال ۱۳۵۴ به پناهگاه حیات وحش و در سال ۱۳۷۴ بخشهایی از آن به عنوان پارک ملی تعیین شد. هر دو دریاچه بختگان و طشک هم به عنوان تالاب بینالمللی در کنوانسیون رامسر ثبت شدهاند.
مسیرهای دسترسی
2 مسیر اصلی برای دسترسی به این منطقه وجود دارد: مسیر اول سعادتشهر (در بزرگراه اصفهان ـ شیراز) به ارسنجان و سپس به گمبرون و دریاچه طشک است.
مسیر دوم هم از نیریز به روستای قلعه بهمن و از آنجا به دریاچه بختگان میرسد.
جاده شیراز به نیریز هم از جنوب دریاچه بختگان و جاده نیریز به پاسارگاد از شمال منطقه و حاشیه دریاچههای دیروز و شورهزار امروز بختگان عبور میکند. برای ورود به منطقه میتوان از جاده شیراز به خرامه استفاده کرد که ۷۰ کیلومتر با شیراز فاصله دارد. البته برای ورود به محدوده پارک ملی به اجازه اداره محیطزیست استان فارس نیاز است.
سراب بختگان
آنچه مسلم است اینکه یکی از علتهای اصلی خشک شدن بختگان، ساخته شدن سد سیوند است؛ جمع شدن آب در دریاچه این سد، جریان آب ورودی به بختگان را به طور کامل قطع کرد. در واقع رود کر منبع اصلی تأمین آب بختگان بود. در دهه ۱۳۵۰ ساخت سد درودزن (داریوش سابق) بر روی رود کر، آب ورودی به بختگان را کاهش داد و ارتباط بین دریاچه بختگان و طشک را قطع کرد. به طوری که تا سال ۱۳۸۵ مساحت آن به یکدهم مساحت تاریخی خود تقلیل یافت. پس از آن آبگیری سد سیوند در سال ۱۳۸۶ که برروی رود سیوند از شعبههای رود کر احداث شده است، آبی برای زنده ماندن بختگان باقی نگذاشت. پیشبینی کارشناسان محیطزیست در مورد نابودی دریاچه بختگان پس از آبگیری این سد بلافاصله رنگ واقعیت به خود گرفت و دریاچه بختگان با سرعت عجیبی به طور کامل خشک شد. دریاچه طشک هم که شوری آب آن چند برابر شده، در حال دچار شدن به سرنوشت بختگان است.نکته مهم دیگر که نباید بسادگی فراموش شود این که دریاچه بختگان، باعث افزایش رطوبت هوای منطقه میشد و بهعلت بلند بودن ارتفاع کوههای پیرامون نیریز، رطوبت حاصل از تبخیر آب دریاچه در هوای همان منطقه باقی میماند و باعث رونق کشاورزی و به بار نشستن درختان انجیر، بادام، زیتون و... در کوهها میشد.
روی دیگر این فاجعه زیست محیطی، زمینهای شورهزاری است که از خشک شدن دریاچه برجای مانده است و با وزش هر نسیمی، نمکها به سوی زمینهای کشاورزی پرواز میکنند. این حجم آنچنان زیاد است که اگر آبی هم از چشمهها باقی مانده باشد، دیگر زمینهای شورهزار استعداد چندانی برای شکوفایی ندارند. گذشته از این، نمکهای بادآورده برای تندرستی انسانهای ساکن اطراف و جانوران اهلی و وحشی هم زیانآور است.
محسن کاظمپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: