در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیا میتوان صفت اهل قلم را به طور مشترک هم برای مولفان عزیز فوق به کار برد و هم برای یک نویسنده، شاعر یا فیلسوفی که لحظههای خلوت و بیبدیل و تنهایی یک انسان با آثار آنها شکل میگیرد و منجر به تولید فکر و احساس میشود. اگر لغتنامههایی همچون دهخدا را ورق بزنیم روبهروی واژه «علم» نوشته است: «دانستن و یقین» و اگر واژه «فکر» را جستجو کنیم به چنین کلماتی برمیخوریم: «اندیشه، تدبیر و تامل، ایجاد تغییر و تبدیل در جهان درونی و بیرونی»؛ همچنین «احساس» هم به معنای «درک کردن و دریافتن» آمده است.
به عبارتی تولید فکر، اندیشه و حس همواره از ویژگیهای علوم انسانی بوده است و نه علوم تجربی و شاید از همین روست که به طور معمول آخرین دستاوردهای علوم تجربی بهترین روشها و دانستههای بشر محسوب میشوند، اما در علوم انسانی لزوما آخرین مکاتب و جریانات فکری و اندیشهای بهترین آنها نیست. در این یادداشت که به استقبال 14 تیر «روز قلم» رفته است (همین جا یک پرانتز باز کنم و بگویم که در فرهنگ و تاریخ ایران زمین، 13 تیر روزی است که جشن تیرگان و بزرگداشت کاتبان و نویسندگان برپا میشده است) نمیخواهم به این پرسش پاسخ دهم و مثلا بگویم عنوان اهل قلم تنها برازنده کسانی است که اثرشان به تولید فکر و حس در جامعه بینجامد یا عنوان دانشمند (یا چیزی شبیه آن) به مراتب برای کسانی که آثار ارجمندشان به تولید علم میانجامد زیبندهتر مینماید.
اما آنچه که باعث شد تا این سوال در آستانه روز قلم در ذهنم به صورت جدی شکل بگیرد این است که امروز شاهد هستیم، عنوان «اهل قلم» و «صاحب قلم» به آسانی و برای افراد و اشخاص مختلف و متعددی در تمام حوزهها حتی حوزههایی که هیچ ارتباطی نه به تولید علم دارند و نه به تولید فکر! به کار گرفته میشود آن هم قلمی که سوگند خداوند به آن گویاترین شاهد بر قداست و شرافت آن است.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: