در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکته جالب توجه در آن مستند نگاه نادرست برخی از مصاحبهشوندگان به خادمان بود. برخی از مردم نمیدانستند که این خادمان دلسوز به صورت افتخاری در حرم فعالیت میکنند و شغل و حرفه اصلیشان کار دیگری است.
در دایره فیلمهای دینی چند اثر دیگر هم داریم که در آنها کارگردان گوشه چشمی به شخصیت خادمان امامرضا(ع) داشته است. «شب» و «هر شب تنهایی» (ساخته رسول صدرعاملی) 2 فیلمی هستند که با محوریت موضوع زیارت ساخته شدهاند. در این دو فیلم خادمان حرم حضور نسبتا کمرنگی دارند. شخصیت خادمان حرم امام رضا(ع) جذابیتهای دراماتیک زیادی دارد. اما آثار نمایشی ما تابه حال به این آدمهای مهربان آن گونه که باید و شاید نپرداختهاند.
چند ی پیش در فضای مجازی اینترنت به وبلاگی برخوردم که نویسنده آن یکی از خادمان حرم بود. نویسنده وبلاگی با عنوان «خاطرات ویلچر» جوانی است که زائران مسن و ناتوان را روی ویلچر مینشاند و در فضای داخلی حرم به مقصدهای مورد نظرشان میرساند.
او که شغلی منحصر به فرد دارد در وبلاگش خاطرات جذابی از انتقال پیرمردها و پیرزنهای روی ویلچر تعریف میکند. پیرمردی که در سربالایی دلش برای خادم سوخته و ادامه راه را پیاده رفته یکی از شخصیتهای نوشتههایش است. مطالب او گاه لحن طنز به خود میگیرند، مثلا خادم مورد نظر یک بار داشته زیر لب ترانهای میخوانده اما زائران فکر کردهاند که او دارد ذکر میگوید!
مجموعه این روایتها میتواند در درک شخصیت چندبعدی یکی از خادمان حرم امام رضا (ع) به خواننده کمک کند.
این خادمان وبلاگ نویس بعضا باورهای نادرست زائران را هم نقد میکنند. مثلا در یکی از یادداشتها نوشته شده است: وقتی زائران به جای سلام دادن به مدفن مطهر امام به هر گنبد و گردی زردی در حرم سلام میدهند آدم نمیداند بخندد یا گریه کند!عادی ترین مورد آن سلام به سقاخانه است. هرچه ویلچر را میگردانی رو به گنبد طلا باز میبینی مسافرت به زور در ویلچر چرخیده و به سقاخانه سلام میدهد...
چند ساعت بعد پس از کمی وبگردی خادمان دیگری را پیدا کردم که آنها هم خاطراتشان را روی فضای مجازی منتشر میکنند.
نویسنده وبلاگ خادم الرضا، شرحی بر مراسم دربانان حریم قدس رضوی نوشته و توضیح داده که مراسم جاروی دربانان و تحویل خدمت هر کشیک به کشیک روز بعد طبق چه آداب و رسومی برگزار میشود.
حتی یکی از خادمان نوشته که هنگام جارو زدن فرشهای حرم چه شعری خوانده میشود. شعری که یک بیتش عبارت است از: مبادا بشکند بال ملائک/ قدم آهسته اینجا میگذارم.
این وبلاگها تعامل زیادی با مخاطبانشان دارند. خیلی از خوانندگان درباره شرایط و ضوابط خادم شدن از آنها میپرسند. خیلیها هم کنجکاوند بدانند که آیا خادمان به چشم خود معجزه و کرامتی را دیدهاند یا خیر.
امیدواریم امام هشتم تمام مشتاقان را بطلبد و همه خوانندگان این یادداشت بتوانند به پابوس حضرت بروند و نوای روح نواز نقاره خانه را از نزدیک بشنوند. اما اگر فعلا این امکان را ندارید، میتوانید در وبلاگهای مربوط به خادمان بچرخید تا خاطره شیرین زیارت در ذهن و روحتان زندهشود.
احسان رحیمزاده / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: