در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در اولین فصل حضور تورس در لالیگا، با زدن 13 گل در 29 بازی توانست اتلتیکو را در جایگاه دوازدهم لالیگا قرار دهد. در فصل بعد تورس بهتر بود و با زدن 19 گل در 35 بازی توانست جایگاه هفتمی را برای اتلتیکو بدست آورد و با داشتن فقط 19 سال توانست کاپیتان این شود.
وی حضور موفق خود را در فصلهای 5 ـ 2004 با زدن 16 گل در 38 بازی در لالیگا و 2 گل در 5 بازی رقابتهای اروپایی و 6 ـ 2005 با زدن 16 گل در 36 بازی ادامه داد و مهاجم اول تیم اتلتیکو بود.
بعد از بازیهای جام جهانی 2006 قرار بود تورس به چلسی بپیوندد ولی به دلیل حضور اتلتیکو مادرید در رقابتهای جام یوفا در سال 7ـ2006، تصمیم گرفت یک سال دیگر در تیم اتلتیکو بماند.
بعد از اتمام فصل، باشگاههای آرسنال، چلسی، لیورپول و منچستر یونایتد خواهان او بودند اما تورس به تیم لیورپول پیوست تا یکی از شاگردان رافائل بنیتز باشد. در واقع سران باشگاه تصمیم گرفتند که در مقابل به خدمت گرفتن لوئیس گارسیا و دریافت مبلغ 26 میلیون یورو، تورس به لیورپول برود و بتوانند دیگو فورلان را نیز از باشگاه ویارئال به خدمت بگیرند.
وی در 11 آگوست اولین بازیاش را برای لیورپول در مقابل استون ویلا انجام داد و همچنین در 19 آگوست اولین گل خود را با پیراهن قرمزها در برابر چلسی به ثمر رساند. اما شاید سرنوشتش این بود که به همین تیم پایتختنشین درترانسفری جنجالی و البته گران قیمت نقل مکان کند.
آبراموویچ برای در اختیار گرفتن او بیش از 50 میلیون پوند به مسوولان لیورپول پرداخت، هر چند در کل نیم فصل فقط یک بار پایش به گلزنی باز شد.
با توجه به فصل پر فراز و نشیبی که پشت سر گذاشتید چه احساسی دارید؟
گرچه در اواسط فصل دچار مصدومیت شده بودم اما حالا شرایط فیزیکی خوبی دارم ولی باید اعتراف کنم پیچیدهترین فصل زندگیام را پشت سر گذاشتم. مسائلی که بیرون زمین اتفاق میافتاد و اظهار نظرهایی که شده بود روی بازیام تاثیر گذاشته بود و تعداد گلهایی که در این فصل زدم (14گل در تمام بازیهای فصل در 3 جام) نشان میدهد که من فصل خوبی را پشت سرنگذاشتهام و این فصل را باید فراموش کنم.
نیمه اول فصل با لیورپول اصلا خوب نبود. شما از زمانی که به چلسی منتقل شدید در گلزنی موفق نبودید.
نیمه اول فصل خوب نبود، هر چند من گلهای حساسی برای لیورپول زدم و در بازی با چلسی در پیروزی 2 بر صفر هفته یازدهم گلی را به ثمر رساندم اما پس از آن توانایی بازی صددرصد را از دست دادم و در کنار آن سیاستهای باشگاه ناگهان تغییر کرد و مسائلی که در ابتدای فصل مطرح و قرار بود انجام شود، به فراموشی سپرده شد. نیمه اول فصل با لیورپول یکی از بدترین دورههای زندگی من و البته تاریخ لیورپول بود. وقتی به نیمه اول فصل نگاه میکنم، میبینم بازیکنان تمام تلاششان را انجام دادند و هواداران هم دست از حمایت برنداشتند اما مدیران باشگاه نتوانستند شرایط خوبی را مهیا کنند تا نتیجهگیری لازم بدست آید.
به انتقال شما به چلسی برگردیم. در ژانویه و زمانی که باشگاه لیورپول با کنی دالگلیش بیش از هر زمانی به شما نیاز داشت، تیم را ترک کردید و به چلسی رفتید. درباره این انتقال چه حسی داشتید؟
نمیخواهم بگویم با هیچکس در لیورپول مشکلی نداشتم. من شرایط عجیبی در آن دوره داشتم و هرگز حمایت هواداران و برخی از هم تیمیهایم را فراموش نمیکنم. ولی فوتبال همین است. من برای ماجراجویی به چلسی رفتم و پیشنهادی که به مسوولان لیورپول شد را هر مدیر دیگری هم بود قبول میکرد. البته دوست ندارم به جزییات شرایط آن روزها برگردم و خودم را توجیه کنم.
ولی برخی از هواداران واکنش شدیدی به این انتقال داشتند و حتی پیراهن شما را آتش زدند.
بله من هم آن تصاویر را در تلویزیون دیدم و نمیتوانم این گونه ابراز احساسات افراطی را تایید کنم. فوتبال ورزشی است که همه در آن اجازه ابراز احساساتشان را دارند ولی همه میدانند این مساله نباید به افراطگرایی کشیده شود. بعضیها نسبت به انتقال من واکنش غلطی داشتند، همانطور که در انتقالم به لیورپول در چند سال قبل بعضیها واکنش بدی داشتند.
و البته این انتقادات به شکل دیگری ادامه پیدا کرد و وقتی شما نتوانستید با پیراهن جدیدتان گلی به ثمر برسانید، برخی از چهرههای سرشناس از شما انتقاد کردند.
وقتی به چلسی رفتم هنوز شرایط بازی صددرصد را پیدا نکرده بودم و داشتم با تیم و بازیکنان هماهنگ میشدم و در خود تیم هم ترکیبها با شک و تردید انتخاب میشد. شاید من به اندازه کافی موثر بازی نمیکردم و انتقادها در این جنبه از بازیام درست بود ولی این موضوع در زندگی همه ورزشکاران هست و این درست نیست که وقتی بازیکن خوب بازی میکند انجام وظیفه کرده و وقتی بد باشد باید مورد حمله و انتقاد واقع شود. هیچ وقت ورود به یک باشگاه بزرگ در میانه فصل و هماهنگ شدن با سایرین ساده نیست و زمان میخواهد تا بازیکن با سیستم بازی سایرین آشنا شود.
و هماهنگی شما با دروگبا بزرگترین مشکل بود....
من به باشگاهی رفتم که بازیکنانش حداقل 4 فصل بود با هم بازی میکردند و طبیعی بود زمان ببرد تا من با سایرین هماهنگ شوم. باقی بازیکنان چنین الزامی نداشتند و فقط وظیفه من بود تلاش کنم. این شرایط بالاخره ایجاد میشود و من عجلهای برای این کار ندارم. دیدیه دروگبا، سالامان کالو و نیکلا آنلکا بازیکنان بزرگی هستند و رقابت با آنها واقعا خوب بود. من به شما قول میدهم فصل بعد بازیهای متفاوتی از من ببینید و زمانی که کاملا در این تیم راه بیفتم، مشکلاتم به مراتب کمتر خواهد شد.
درباره وقایعی که در بازیهای ال کلاسیکو این فصل رخ داد چه نظری دارید؟
چیزی درباره این اتفاقات نمیتوانم بگویم. وقتی حساسیت بازیها بیش از حد باشد گاهی کنترل کار از دست شما خارج میشود و انسان همیشه میتواند اشتباه کند. اما چیزی که من درباره ارتباط این بازیها و تیم ملی اسپانیا خواندم درست نبود.
دقیقا موضوع چه بود؟
بعضیها میگفتند با مسائلی که در این بازیها بوجود آمد در تیم ملی دو دستگی و تفرقه ایجاد شده، ولی این قضیه به هیچ عنوان صحت ندارد و من در آخرین تمرین تیم ملی هیچ نشانهای که حاکی از وجود اختلاف در تیم باشد، ندیدم. عناوینی که ما در سطح بینالمللی داشتیم و قهرمانی در یورو و جامجهانی به اندازه کافی گویای همه چیز هست.
باشگاه قبلی شما اتلتیکو مادرید هم تابستان پرماجرایی خواهد داشت و گویا سرجیو آگوئرو هم قصد جدایی از باشگاه را دارد. اخبار مادرید را دنبال میکنید؟
البته که دنبال میکنم، چون آن باشگاه در قلب من جای دارد و نمیتوانم نسبت به اتفاقات آن بیتفاوت باشم. درباره انتقال آگوئرو باید بگویم او شاید درک نمیکند انتقال از اتلتیکو به رئال مادرید چه معنایی دارد. او نباید به این باشگاه برود ولی خب به هر حال هر کسی برای گزینههایش اولویتبندی دارد و میتواند باشگاه آیندهاش را با بهترین شرایط انتخاب کند.
گاردین
مترجم: امیررضا نوریزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: