در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این موزه با نام علیاکبر صنعتی از جمله معدود موزههایی است که به آثار یک هنرمند اختصاص یافته است. در این موزه بخشی از آثار نقاشی و مجسمههایی که استاد صنعتی در طول حیاتش خلق کرده است، نگهداری میشود.
البته علیاکبر صنعتی موزه دیگری را نیز به نام خودش در شهر کرمان دارد که بخش دیگری از آثارش در آنجا نگهداری میشود و از این بابت تنها هنرمندی است که 2 موزه را به نام خود ثبت کرده است.صنعتی در طول 62 سال حیات هنری خود بسیار پرکار بود به طوری که بیش از 2 هزار تابلوی نقاشی رنگ روغن، آبرنگ، موزاییکی با استفاده از سنگ و حدود 400 اثر حجمی و مجسمه خلق کرد که بخشی از این آثار اکنون در 2 موزه او نگهداری میشود و بخش دیگری از آثارش نیز از مجموعههای مجموعهداران خصوصی و دیگر موزههای دنیا سر درآورده است.
ساختمان موزه صنعتی میدان امام خمینی تهران، بسیار قدیمی است و ظاهرا جذابیت چندانی برای جلب نگاه عابران در ظاهرش ندارد، اما اگر سری به داخل آن بزنید با دنیایی از آثار هنری و مجسمههای محزون و مضطرب روبهرو خواهید شد که ناخودآگاه تماشای این آثار شما را به دنیای درونی هنرمند میکشاند.
این آثار که از رنج هنرمند در دوران حیاتش و حساسیت او نسبت به مظلومان و حمایتش از آزادی و رهایی حکایت میکند برای لحظاتی شما را از غوغای معاش بیرون فارغ میکند و به سالهای دوری میبرد که این آدمهای تجسم یافته، زندگی میکردهاند.
گاندی، مسیح مصلوب، دهخدا، کمالالملک، جواهر لعل نهرو، ملکالشعرای بهار، کودکان یتیم و بزرگانی چون فردوسی، سعدی، حافظ و شاهان تاریخ ایران مانند نادرشاه افشار، شاهعباس، کریمخان زند و... از جمله مجسمههای آدمهای مشهور و تاثیرگذاری است که صنعتی ساخته و در این موزه به یادگار گذاشته است.
اما یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین آثار این موزه اثری است مربوط به زندانیان سیاسی دوران پهلوی که شامل سردیسها و نیمتنه انسانهای دردمند و محنتکشیدهای است که زنجیر بر گردن و پایشان دیده میشود و همگی با نگاهی غمبار در یک نقش برجسته بزرگ جان گرفتهاند.
سرمازدگان بیخانمان، کودکان یتیم، زندانیان و بزم درد بینوایان از دیگر آثار این هنرمند است که همگی حاکی از توجه وی به درد و رنج مردمان زمانه خود است.اما چرا آثار این هنرمند یادآور مصائب و دردهای مردم است و صنعتی خواسته رنجی که بر مردم بیپناه زمانهاش رفته است به تصویر بکشد؟
شاید این همه توجه به مصائب زمانه، ریشه در زندگی سخت و پر پیچ و خم خود هنرمند داشته باشد.صنعتی پرورش یافته پرورشگاهی در کرمان بود. او سال 1295 هجری شمسی در کرمان چشم به جهان گشود. پدرش را پس از جنگ جهانی اول بر اثر طاعون از دست داد و مادرش ناگزیر به دلیل فقر و نگرانی از آینده فرزندش، او را به مرحوم حاج علیاکبر صنعتی، موسس پرورشگاه صنعتی کرمان سپرد. چند سال بعد وقتی داشتن نام خانوادگی اجباری شد، نام خانوادگی همه کودکان پرورشگاه را به نام سرپرست آن، صنعتی نهادند و به این ترتیب نام خانوادگی علیاکبر نیز سید علیاکبر صنعتی شد. پس از تحصیلات ابتدایی، حاجاکبر سرپرست پرورشگاه که ذوق و قریحه هنری را در او دیده بود او را نزد پسرش به تهران فرستاد. علیاکبر صنعتی طی 12سال تحصیل در مدرسه کمالالملک، از آموزش و یاری استادانی همچون ابوالحسن خانصدیقی، استاد علیمحمد حیدریان، حسینخان شیخ، اسماعیل آشتیانی، حسینعلی خانوزیری و مرحوم علی رخساز بهره برد و سال 1319 موفق به دریافت لیسانس خود در رشته نقاشی شد، در همان سال به کرمان آمد و برحسب وظیفه و ادای دین نسبت به پرورشگاهی که در آن پرورش یافته بود، به 40 کودک یتیم این پرورشگاه که انتخاب کرده بود، نقاشی آموخت. سال 1324 به تهران رفت و با کوشش عبدالحسین صنعتیزاده، پسر حاجاکبر، موزهای در میدان توپخانه ساخت و به سازمان شیر و خورشید قدیم واگذار کرد. این موزه به عنوان اولین موزه مردمی سال 1325 با برگزاری نمایشگاهی افتتاح شد و پس از انقلاب نیز به جمعیت هلال احمر ایران واگذار شد.
صنعتی موزه دیگری را نیز سال 1330 در خیابان کالج تهران احداث کرد که آثارش را در آن به نمایش گذاشته بود و بعدها این موزه در جریان صدماتی که در دوران انقلاب دید، به میدان راهآهن تهران انتقال یافت.پس از انقلاب نیز او همچنان فعال بود و توانست با دریافت مدرک دکترای افتخاری به عنوان عضو پیوسته و منتخب فرهنگستان هنر برگزیده شود و سرانجام در یکی از روزهای بهار در 90 سالگی چشم از جهان فرو بست.
صنعتی علاوه بر مجسمهسازی در زمینه نقاشی آبرنگ نیز صاحب سبک بود. او در هنر نقاشی بیشتر در زمینه نقاشی رنگ روغن کار میکرد و در نیمه عمر پربرکت خود به فکر اعتبار بخشیدن به نقاشی آبرنگ افتاد و تا اندازهای پیش رفت که رهروان بسیاری یافت و تحولی بنیادین را در عرصه نقاشی آبرنگ پدید آورد.
آقاسیدحسن، به شوق پرواز، یک جهان رنگ و نقش، زندگی با آبرنگ، شبان، موسی، کوه و دشت، میشود دوست داشت، زندگی درمرداب، عاشقان گل، آن یادها که رفت، یاد ایام کودکی از جمله عناوین آثار نقاشی آبرنگ این هنرمند است.
در موزه کرمان نیز که نام علیاکبر صنعتی را بر خود دارد آثاری از این هنرمند نگهداری میشود که بعد از سالهای 1320 خلق کرده است و آثار دیگری از این هنرمند نیز بعدها خریداری و به این مجموعه اضافه شد. مجسمههای او آنقدر تاثیرگذار بودهاند که بارها مورد حمله برخی اوباش قرار گرفت و از بین رفت و جریان کودتای 28 مرداد 32 یکی از آن روزهایی بود که هیچگاه از یاد صنعتی پاک نشد چرا که آن روز ماحصل سالها تلاش و کار هنریاش با خاک یکسان شد. بیشتر آثار حجمی و مجسمههای صنعتی از جنس گچ است و به همین دلیل در اثر گذشت زمان در معرض تخریب و نابودی قرار خواهند گرفت که میتوان با تهیه قالب برنزی از این آثار، جلوی نابودی آنها را به هر دلیلی گرفت.
البته آثار نقاشی او نیز از این قاعده مستثنی نیست، چراکه این موزه با همه قدمت و جذابیتش از حداقلهای استاندارد لازم موزهها نیز برخوردار نیست و تا چندی پیش نیز به دلیل عدم رسیدگی به این آثار و همچنین وضعیت نامناسب نگهداری آثار در این موزه، این بیم میرفت که برای همیشه به تعطیلی همیشگی کشانده شود. اما گویا قرار است با بذل توجه برخی از مسوولان از جمله شهرداری تهران، ساختمان موزه مرمت شود و آثار آن از نظارت حداقلی برای نگهداری در فضای مناسبتر برخوردار شوند که باید منتظر ماند و دید آیا این وعدهها شکل عملی به خود خواهد گرفت یا خیر.
فاطمه حامدیخواه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: