شکار شیر و سفر به آسمان

اگر چمدانتان را به قصد سفر به استان فارس می‌بندید، توصیه می‌کنیم چمدان بزرگی بردارید؛ چراکه اگر فقط به منظور بازدید از آثار باستانی این استان هم سفر کرده باشید، اگر وقت‌ اجازه دهد، دست‌کم یک ماه مهمان مردمان مهمان‌نواز آنجا خواهید بود و جای تعجب نیست اگر حتی پس از این مدت نیز چندجایی از قلم افتاده باشد! در استان فارس، حتی در کوچک ترین روستاهایش با بزرگ‌ترین آثار باستانی مواجه می‌شوید. اگرچه در یک نگاه کلی باید گفت سراسر سرزمین ما کم و بیش چنین ویژگی‌هایی دارد، اما به دلیل آن که استان فارس کانون و خاستگاه 2‌تمدن بزرگ و 2سلسله مهم در عصر هخامنشیان و ساسانیان است ، از این حیث جایگاه ویژه‌ای دارد.
کد خبر: ۴۱۲۶۳۱

یکی از روستاهای باستانی استان فارس روستای سرسبز و خوش آب و هوای «سرمشهد» است. این روستا در 65 کیلومتری جنوب شرقی کازرون و 220 کیلومتری شیراز واقع شده است. این روستا از شمال به شهرستان ممسنی، از جنوب به شهرستان فراشبند و استان بوشهر و از شرق به شهر شیراز محدود می‌شود. بخش مهمی از راه شاهی که ـ بنیانگذار آن داریوش اول هخامنشی بود و موقعیت سوق‌الجیشی آن تا عهد ساسانی همچنان پابرجا بود ـ شوش را به شهر باستانی استخر در استان فارس مرتبط می‌کرد، از دشت‌های همجوار روستای سرمشهد می‌گذشت. همین امر سبب وجود آثاری از گذشتگان در حوالی این روستا شده که یکی از مهم‌ترین این آثار نقش برجسته‌ای است مشهور به نقش شیرکشی بهرام.

بهرام (دوم) پنجمین پادشاه ساسانی بود که بین سال‌های 276 تا 293 میلادی بر ایران حکومت می‌کرد. در آن زمان اوضاع سیاسی ایران چندان مساعد نبود. در عین حال که اغتشاشی شدید در سرحدهای شرقی توسط برادر شاه صورت گرفت، جنگی جدید نیز با دولت روم در مغرب آغاز شد. از این رو بهرام دوم مجبور بود در 2جبهه بجنگد. وی برای نجات تاج و تخت خویش و برای پایان دادن به شورش برادرش، با عجله پیمان صلحی با رومیان امضا کرد که به موجب آن بین‌النهرین شمالی و ارمنستان به آنها واگذار شد.

بهرام اگرچه در کشورگشایی و مبارزه با مهاجمان نتوانست همپای پادشاهان پیش از خود همچون اردشیر و شاپور عمل کند، اما در ایجاد نقش برجسته و یادمان‌های تاریخی از آنان پیروی کرد و چند سنگ‌نگاره از خود برجای گذاشت که مهم‌ترین آنها همان نقش شیرکشی در جنوب غربی روستای سرمشهد است.

در این نقش که در ارتفاع 23 متری بر سینه کوه و با ابعاد 2 در 5/4 متر حجاری شده، صحنه پیکار بهرام دوم با دو شیر شرزه به شکلی زیبا و ماهرانه نشان داده شده است. در این تصویر بهرام با صلابت بسیار خنجر خود را در سینه یکی از شیرها فرو برده و شیر دیگر که قبلا توسط پادشاه کشته شده، بر زمین افتاده است. در پشت‌سر بهرام 3 نفر دیده می‌شود که به نظر می‌رسد آنها اعضای خانواده او باشند و در واقع بهرام در این نقش از خانواده‌اش در برابر حمله شیرها دفاع کرده است. لباس‌ها، آرایش مو و زیورآلاتی که اشخاص در این نقش برجسته دارند بسیار هنرمندانه تصویر شده، حتی چین لباس‌ها و گردنبند مرواریدی که شاه به گردن دارد با دقت تمام به تصویر درآمده است. در تزئینات کلاه یا تاجی که شاه به سر دارد چیزی شبیه به 2بال شاهین دیده می‌شود که این موضوع می‌تواند مرتبط با نام این پادشاه باشد. چراکه «بهرام» در اصل به معنی ایزد جنگ و پیروزی است و در اوستا آمده که یکی از تجلیات این ایزد پرنده‌ای تیزپرواز مانند شاهین است.

تصویر بهرام با این تاج در سکه‌هایی که از او باقی مانده نیز دیده می‌شود.

بزرگ‌ترین کتیبه عهد ساسانی

به طور کلی حکومت ساسانیان پایه‌های مذهبی داشت. برای آنها که به دین زرتشت اعتقاد داشتند، روحانیان زرتشتی که به آنها موبد گفته می‌شد، بسیار محترم بودند. یکی از موبدان عهد ساسانی فردی بود به نام کرتیر که در دربار جایگاه ویژه‌ای داشت و حکومت 4 پادشاه ساسانی را تجربه کرده بود. اوج قدرت و برش سیاسی او در دوره بهرام دوم بود. در این زمان گسترش ادیان و مذاهبی چون مانویت، مسیحیت و بودایی بشدت دین زرتشت را تهدید می‌کردند، به همین علت کرتیر که رهبر جامعه مذهبی بود، به پشتوانه قدرتی که شاه در اختیارش می‌گذاشت، با آنها مقابله کرد و در این راه از قتل عام و کشتارهای بیرحمانه نیز دریغ نکرد. مانی و بسیاری از پیروانش از جمله کسانی بودند که در پی همین مبارزات کرتیر کشته شدند.

پایگاه سیاسی کرتیر به آنجا رسیده بود که نه‌تنها تصویر او در سنگ نگاره بهرام حجاری شده بلکه خودش شخصا نیز همانند شاه از خود کتیبه و نقش‌برجسته بر جای می‌گذاشت. تا آنجا که بزرگ‌ترین کتیبه بر جای مانده از دوره ساسانی متعلق به اوست. این کتیبه درست در بالای صحنه شیرکشی بهرام به خط و زبان پهلوی ساسانی (پارسی میانه) نگاشته شده است و نکته جالب دیگر آن که کرتیر علاوه بر این، 3 کتیبه دیگر نیز در اماکن مهم و دولتی آن دوره یعنی نقش رستم، کعبه زرتشت و نقش رجب بر جای گذاشته است. هر‌چهار کتیبه او در زمان بهرام دوم به وجود آمده‌اند. کتیبه بزرگ او در سرمشهد دارای 58 سطر است و از نظر مضمون به 2 بخش تقسیم می‌شود؛ بخش نخست (سطرهای یک تا 25) شامل این مطالب است: معرفی کرتیر و عناوین و القاب او از زمان شاپور اول تا بهرام دوم، فهرستی از ایالات ایران و نیز ایالاتی که جزو ایران نبوده و در زمان شاپور اول به تصرف ایران درآمده است، فعالیت‌های کرتیر مانند مبارزه با ادیان دیگر و کوشش‌های او در استقرار دین زرتشتی در سراسر قلمرو ساسانی، کمک‌هایی که به روحانیون زرتشتی کرده و آتشکده‌هایی که برپا داشته و مراسم دینی که در این آتشکده‌ها انجام داده است. بخش دوم کتیبه (سطرهای 26 تا 58) درباره حالات روحانی اوست.

در کوچک‌ترین روستا‌های استان فارس هم آثار باستانی ارزشمندی وجود دارد

در آغاز این بخش کرتیر توضیح می‌دهد که چون از ابتدای کارش خدمتگزار و نیک‌خواه خداوندگاران و ایزدان بوده است، آنان او را محترم و شریف داشته‌اند و در نتیجه او در زندگانی به مقام برجسته‌ای رسیده است. آنگاه از ایزدان خواسته است همان‌گونه که در زندگانی چنین مقامی را بدو ارزانی داشته‌اند، از جهان دیگر نیز آگاهش کنند تا بداند کارهای نیک این جهان و نیکوکاری و بدکاری در جهان دیگر چگونه است و نیز درخواست می‌کند راه شناختن بهشت و دوزخ را به او نشان دهند تا ببیند که آیا پس از مرگ از زمره رستگاران است و آیا دینِ وی او را به بهشت رهنمون می‌شود یا این که گناهکار است و دینِ وی او را به دوزخ می‌برد. بعد از این به نوعی مرگ اشاره می‌کند که وسیله‌ای برای رفتن به عالم خلسه است. ظاهرا اتفاقات بعدی از زبان کسانی نقل شده که کرتیر را همراهی می‌کرده‌اند. به روایت آنان، کرتیر شهریاری را می‌بیند که بر اسبی نجیب سوار است و درفشی در دست دارد و احتمالا منظور از او، ایزد بهرام است. سپس زنی از سوی مشرق به پیش می‌آید که به گفته کرتیر وی زنی شریف‌تر از او هرگز ندیده است. این زن همان دین یا وجدان دینی است که به همزاد روحانی کرتیر خوشامد می‌گوید و هر دو وارد راه روشنی می‌شوند.

در این راه به شهریاری برمی‌خورند که ترازویی در دست دارد. این شهریار میزان به دست در واقع همان ایزد عدالت زرتشتی است که به آن ایزد رَشن می‌گویند و وظیفه او سنجش اعمال مردمان است. آن زن (وجدان دینی) و همزاد روحانی کرتیر در برابر این شهریار می‌ایستند و بعد هر دو به راه خود به سوی مشرق ادامه می‌دهند.

در آن راه روشن به نزد شهریار دیگری می‌رسند که همان ایزد مهر است و وظیفه او نظارت بر عهد و پیمان‌هاست. در اینجا راویان دوزخ را که همچون چاه ژرف و تاریک است، می‌بینند و می‌ترسند. روی این چاه پلی است همچون تیغ تیز. آن زن و همزاد روحانی کرتیر به سوی آن پل می‌روند و آن پل برای آنان پهن می‌شود. سپس شهریار دیگری به استقبال آنان می‌آید و آنان را از پل می‌گذراند. این چهارمین شهریار همان سروش یعنی ایزد نظم و فرمانبرداری در دین زرتشت است.

این ایزدان در منابع و متون دیگر فارسی میانه نیز به عنوان کسانی که پس از مرگ در داوری روان شرکت دارند، ذکر شده‌اند.

در پایان این سفر نامه سخن از کاخ‌هایی به میان می‌آید که در آنها شهریارانی بر تخت نشسته‌اند و در واقع نماد طبقات آسمان پیش از رسیدن به بهشت است. به نظر می‌رسد کرتیر درباره آنها و ادامه سفر آسمانی‌اش توضیحات بیشتری داده است اما به سبب آسیبی که به بخش‌های انتهایی کتیبه وارد شده، برخی سطرها و واژه‌ها از میان رفته‌اند. البته همین مقدار باقیمانده نیز منبع خوب و مهمی از چگونگی اعتقادات پیشینیان نسبت به جهان دیگر است.

کتیبه کرتیر به تنهایی می‌تواند بهانه خوبی باشد برای سفر به سرمشهد و دیدن معراج نامه‌ای 1700 ساله بر صخره‌های استوار پارس.

سیمین‌دخت گودرزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها