در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روز گذشته، دبیر کمیسیون مبارزه با قاچاق کالا و ارز استانداری خراسان رضوی در حالی خبر از کشف و قیمتگذاری 3 مجسمه یاشده در مشهد داد که براساس قوانین موجود و بخشنامه معاونت اجتماعی ناجا، قیمتگذاری یا اصالت آثار تاریخی قبل از اعلام به هر رسانهای از سوی این نیرو باید به تایید کارشناس رسمی سازمان میراث فرهنگی برسد.
به گفته پرویز فروزانفر، از این باند قاچاق اشیای عتیقه، یک تابوت سنگی، 3 عدد مجسمه داریوش و 2 تخته فرش کشف و ضبط شده است. او خود را در کسوت کارشناس میراث فرهنگی نیز قرار داده و گفته است ارزش تقریبی اشیای کشف شده 40 میلیارد ریال تخمین زده میشود و مجسمه داریوش بر سر تخت با طلای عیار 955 و وزن 208 گرم ساخته شده است.
بیاطلاعی میراث فرهنگی خراسان رضوی
اما سیدجواد موسوی، رئیس سازمان میراث فرهنگی استان خراسان رضوی ضمن اظهار بیاطلاعی تاکید میکند که بارها نامههایی با این مضمون به ناجا ارسال کردهایم که بیجهت قبل از اعلام نظر رسمی کارشناسان میراث فرهنگی، موضوعاتی از این دست را رسانهای نکنند، زیرا باعث التهاب بیشتر موارد مرتبط با موضوعات میراث فرهنگی در جامعه خواهد شد.
وی درباره خبر کشف 3 مجسمه طلایی نیز میگوید هنوز این آثار برای کارشناسی در اختیار ما قرار نگرفته است.
موسوی حرفهایش را اینگونه ادامه میدهد: با عقل نیز جور درنمیآید که مجسمههایی طلایی از داریوش هخامنشی در مشهد وجود داشته باشد، اینها همه شیوههای دمدستی قاچاقچیان آثار تاریخی برای فروش آثار تقلبی به افراد ناآگاه است. او تاکید میکند بارها عکسهای زیادی از آثار کشف شده باستانی در نیروی انتظامی به وی نشان داده میشود که تقلبی بوده و حتی از روی عکس نیز اصل نبودن آنها را میتوان حدس زد.
او موردی دیگر را مثال میزند که چندی پیش سکههای بیشماری به عنوان سکههای تاریخی عرضه شده بودند که اگرچه همگی از جنس طلای ناب بودند، اما هیچکدام بیش از 6 ماه قدمت نداشتند.
تلاشهای خبرنگار جامجم برای کسب اطلاعات بیشتر از دبیر کمیسیون مبارزه با قاچاق کالا خراسان رضوی در مورد این کشف بینتیجه ماند.
این قصه سر دراز دارد
اما کاربرد ادبیات حوادثی و هیجانی در موضوعات میراث فرهنگی محدود به کتیبه «آنچنانی» بم نیست. کتیبهای که از سوی دادستان بم باستانی اعلام شده بود، اما معاون احیا و ثبت آثار تاریخی اداره کل میراث فرهنگی کرمان آن را متعلق به دوره متاخر دانست که تعداد زیادی از آنها در کشور موجود است.
اطلاق «باستانی بودن» از سوی مسوولان غیرکارشناس به کشفیات حوزه میراث فرهنگی موضوعی است که هرازچند گاهی نقل محافل خبری میشود. به عنوان مثال چند سال پیش رسانهها خبر دادند که مومیایی یک شاهزاده هخامنشی در یکی از شهرهای جنوب شرقی کشورمان در حال معامله قاچاقچیان میراث فرهنگی با یک دلال بینالمللی کشف شده است که پس از چندی مشخص شد که اصلا در ایران مومیایی به این شیوه مرسوم نبوده است و قاچاقچیان جنازه فرد دیگری را میخواستند به مالباختهای بفروشند!
در خبری دیگر، در نخستین روزهایی که در بم زلزله آمده بوده، خبر رسید که در یکی از دیوارهای فروریخته ارگ بم، جسد کودکی سالم و البته کفن شده، کشف شده که رسانهها هیجانزده آن را یک کشف باستانی خطاب کردند که قرنها در میان دیوارهای این ارگ پنهان شده بود. کشف حیوان عجیبالخلقه باستانی در یکی از شهرهای شمال غرب کشور که ماه گذشته توجه رسانههای بسیاری را به خود جلب کرد نیز از همین جمله خبرها بود. حیوانی عجیب قرار بود از سوی قاچاقچیان به دلالی فروخته شود که عدهای از مسوولان شهری خود را در مقام کارشناسی قرار دادند و گفتند که این موجود فسیل یک دایناسور گوشتخوار تاریخی است که کشف شده است. حال آن که حیوان کشف شده هم پر به بدن داشت و آنقدر تازه بود که نشان میداد هنوز مسوولان آن شهر فرق یک فسیل را با غیرفسیل نمیشناسند.
اینها تنها نمونهای از هیجانها و بکارگیری ادبیات حوادثی در موضوعات مرتبط با میراث فرهنگی و به طور کلی موضوعات تاریخی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: