در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریال تلویزیونی «بر بام شهر» ساخته مسعود عسگری با توجه به ایرانشناسی و اسطورههای تاریخی این آب و خاک و تلفیقی از فضاهای سنتی و مدرنیته خلاصه شده است.
پرداختن به مباحث بافت شهری در قالب نمایش از جمله سوژههایی است که کمتر کارگردانی به سراغ آن میرود، در صورتیکه توجه به این مقولهها نه تنها آثار نمایشی را از فرو رفتن در ورطه تکرار میرهاند، بلکه فتح بابی برای آشنایی هر چه بیشتر مخاطب با میراث فرهنگی و ابنیههای تاریخی میشود.
در گفتوگو با عسگری نقاط قوت و ضعف این سریال را مورد بررسی قرار دادیم.
داستان بر بام شهر بر چه اساسی شکل گرفت و بیشتر حول چه محورهایی میچرخد؟
قصه بر اساس تلفیقی از فضاهای سنتی و مدرنیته شهر یزد شکل گرفته که از دریچه نگاه یک شهردار به تصویر کشیده شده است. در این سریال شهردار نماد انسانی منطقی، ساده و در عینحال مدیری است که با وجود موقعیت شغلیاش هیچ گاه به تنهایی تصمیمی اتخاذ نمیکند و حتی گاهی سعی میکند از تفکرات رقبای خود نیز در عملکردهایش بهره بگیرد. در این سریال شهردار ضمن درگیری با مسائل شهری که چگونگی استفاده صحیح از فضاهای سنتی در کنار بافت مدرن شهر یزد است، برخی مواقع ناخودآگاه درگیر ماجراهای درون خانوادگی افراد میشود و به عنوان یک انسان نمیتواند براحتی از کنار مشکلات به وجود آمده برای دیگران بگذرد و حتی از زیرمجموعه خود در رفع آنها هم یاری میگیرد.
در میان تولیدات نمایشی تهیه سریال میبایست از اهمیت زیادتری از حیث برخورداری از متن و عوامل تولید حرفهای برخوردار باشد. در صورتی که عمده عوامل پشت صحنه و مقابل دوربین این سریال از عوامل بومی بودند. آیا این مساله تاثیری بر ضعفهای وارده بر این سریال داشته است؟
من گروه کارگردانی را از تهران بردم و معتقدم از لحاظ کارگردانی مشکلی نداشتیم، اما در استفاده از بازیگران باید بگویم که تا حد امکان سعی کردیم از بازیگران استان یزد استفاده کنیم حتی برای برخی از شخصیتها هم فراخوان زدیم و تست گرفتیم. تلاش کردیم با بهرمندی از همه امکانات سریال خوبی تولید شود. در اصل عوامل این سریال تلفیقی از تهرانیها و یزدیها بود. به جهت اینکه این سریال در یزد تولید میشد، ما هم سعی کردیم تمام بازیگران یزدی باشند.
اگر چه استفاده از پتانسیل بومی بازیگران استان، حسن است اما اغلب بازیها سرد و فاقد قدرت درگیرسازی مخاطب است. چقدر زمان برای تمرین و القای حس مناسب با بازیگران داشتید؟ آیا این تمام بضاعت بازیگری بازیگران بوده است؟
وفاداری در حفظ لهجه و گویش از مقولههای مهم این سریال است و به همین دلیل باید از بازیگران یزدی استفاده میکردیم. برخی از بازیگران یزدی مانند آقای امیرخانی از بازیگران حرفهای به شمار میآیند، اما بضاعت همین بود. ما در قسمتهایی از نابازیگر استفاده کردیم چون بازیگر یزدی که خوب صحبت کند، کم داشتیم حتی برخی از بازیگران برای اولین بار جلوی دوربین رفتند. در خصوص زمان هم باید بگویم که چون فرصت زیادی نداشتیم و باید در مدت معینی سریال تولید میشد، کمتر تمرین صورت گرفت.
اساسا در استانها تولید سریال چه تفاوتهایی با تولید سریال در شبکههای سراسری دارد؟
ابتدا باید بگویم با تمهیدات و حمایتهای خوبی که از شهرستانها میشود، مراکز صدا و سیما به این توانمندی رسیدهاند تا آثار ویژهای را تولید و پخش کنند. من تصورم این است در بعضی از موارد نیروهای شهرستانی از توانمندی بالایی نسبت به تهرانیها برخوردار هستند اما تلفیق نیروهای استانی با تهرانی میتواند باعث ارتقای فعالیت هنرمندان استانی شود. البته شهرستانها باید توقع از خودشان را بالا ببرند تا بتوانند به صورت حرفهای به کارشان ادامه دهند. نیروهای شهرستانی وقتی در مقابل عوامل حرفهای قرار میگیرند انرژی بیشتری باید بگذارند. مهمترین نکتهای که باید به آن اشاره کنم تولید سریال در شهرستانها باعث ایجاد رقابت میشود. اما در یک نگاه تفاوتی که در تولید آثار میان شبکههای سراسری با مراکز استانها وجود دارد ، در برآورد مالی است که یکی از مشکلات جدی است و باید به این موضوع بیش از گذشته توجه شود.
اگر عمدهترین تفاوت برآورد مالی است، میتوان پاسخ داد که سطح دستمزد هزینههای عوامل و تجهیزات در استانها به نسبت تهران پایینتر است.
زندگی و شرایط مالی در شهرهایی مانند تهران با شهرستان فرق میکند شهرستان تعریف خودش را دارد. عموما افرادی که در تهران هستند حرفهای کار میکنند و هر کدام از یک نقطه کشور به تهران آمدهاند در حالی که شاید این موضوع اشتباه باشد البته من معتقدم اگر فردی حرفهای است سطح دستمزدش باید متفاوت باشد فرقی نمیکند در تهران یا شهرستان باشد. پس باید بر اساس تخصص افراد میزان حقالزحمه مشخص شود، نه اینکه فرد در تهران یا شهرستان زندگی میکند.
به نظر میرسد ریتم کند و ایستای سریال تا حد زیادی ناشی از دکوپاژ (قاببندی،میزانسن و...) نامناسب است، چرا دکوپاژ چندان حساب شده نیست؟
ما با توجه به زمانی که داشتیم، این مجموعه را در 89 لوکیشن و 110 بازیگر به تصویر کشیدیم. من با نظر شما موافق نیستم. اگر تاملی داشته باشید متوجه میشوید که ما میزانسنهای حرکتی زیادی داشتیم، ضمن اینکه من باید بر اساس بازیگران و بازی آنها صحنه را آماده میکردم. حالا شما تصور کنید در مدت زمان کوتاه و در چندین لوکیشن با بازیگرانی که حتی برای اولین بار جلوی دوربین میروند، این مجموعه را میساختم.
بیشتر نماهای این سریال یا در نماهای خیلی باز یا در نماهای بسته ضبط شده و از نمای متوسط کمتر استفاده شده است آیا تعمدی در این باره داشتید؟
نکتهای که باید مورد توجه قرار بگیرد، این است که ما میخواستیم بگوییم این سریال در یزد تولید شده است و باید دنبال فضاهایی میرفتیم که معرف شهر یزد باشد و نماهای سریال را بر اساس فضای کار بستیم و این موردی که شما میگویید درست است و تعمدی به این شکل به تصویر کشیده شده است. نماها بر اساس حس و صورت بازیگر انتخاب شده است و این در حالی است که توجه بیشتر ما روی نماهایی بود که فضای شهر را نشان دهد.
آیا امکان اینکه ریتم سریال در تدوین اصلاح شود ، وجود نداشت؟
من معتقدم که امکان دارد با تدوین مجدد به این مجموعه کمک کرد. اما با توجه به اینکه من در جریان تدوین نهایی این مجموعه نبودم و دوستانم در صدا و سیمای مرکز یزد با توجه به زمانی که داشتند این مجموعه را آماده پخش کرده و تحویل شبکه دادند، پیشنهاد میکنم برای قسمتهای باقیمانده این امکان را فراهم کنند. باید بپذیریم که فیلمسازی یک کارگروهی است و همه عوامل در تولید موثر هستند. ریتم سریال بر بام شهر میتوانست بهتر از این باشد، امیدوارم این اتفاق بیفتد و این فرصت برایم ایجاد شود.
به نظر میرسد مناسبات شهردار و شهرداری در جاهایی سمت و سویی اغراقآمیز به خود میگیرد، بهتر نبود از اغراق در شخصیت شهردار کاسته میشد تا بر باورپذیری مخاطب از این شخصیت خدشه
وارد نشود ؟
نوع روایت داستان بر بام شهر به نحوی است که در عین سادگی مخاطب با شخصیتهای آن همذاتپنداری میکند و همچنین بیان قصه این سریال، ارائه نامحسوس الگویی برای تعامل مسوولان و مردم در چارچوب موضوعات اجتماعی است و اینکه بهرهگیری از تفکرات متفاوت مردم در زمینههای مختلف میتواند تاثیر بسزایی در پیشرفت و آبادانی کشور و جامعه داشته باشد. شهردار فقط شهردار نیست ما در این سریال فردی را معرفی کردیم که شکلی از مدیریت را به نمایش میگذارد و با همه دغدغههای مدیریتی که دارد به مسائل انسانی مانند بقیه انسانها توجه میکند. اصلا در معرفی این شخصیت اغراق نشده و من خودم اینگونه افراد را دیدهام.
فرشید قرهلی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: