گشت و ‌گذاری در 4 موزه موسیقی ایران

تماشای موسیقی در ویترین تاریخ

موسیقی ایرانی از گذشته‌های دور در سینه هنرمندان این هنر جای گرفته و با ساز و آواز به نسل‌های بعدی منتقل شده است. این نوا هرگز نخواهد مرد، چراکه هستند راویانی که این میراث را از استادان خود به ارث برده و به آیندگان می‌سپارند.
کد خبر: ۴۱۲۲۶۱

با این حال نسل آینده علاوه بر همه اینها باید بداند موسیقی‌ای که به دستشان رسیده از کجا آمده و با چه سازهایی نواخته شده است؛ سازهایی که رنگ میراث گرانبهای تاریخی را به خود می‌گیرند. شاید برای هر مخاطبی دیدن سازهای اساتید گذشته و نیز وسایلی که روزهایی را در کنار تاریخ‌سازان موسیقی ایران گذرانده‌اند، جذاب باشد، اما آیا امکان تجربه کردن چنین دیداری برای هنردوستان فراهم است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت در تهران و یکی دو شهر دیگر ایران، موزه‌هایی هستند تا به این نیاز موسیقی دوستان پاسخ دهند.

تماشای چند هزار ساز قدیمی

با قدم زدن در خیابان‌های تجریش و کوچه پس‌کوچه‌های آن به عمارتی برخورد می‌کنیم که نگاه هر رهگذری را به خود جلب می‌کند. این مکان که سر در کوچکی را به معرفی خود اختصاص داده، هزاران ساز که روزی نوایی از آنها بیرون می‌آمده را در دل خود جای داده است.

موزه موسیقی تهران که هم‌اکنون 2 سال از راه‌اندازی دوباره‌اش می‌گذرد، در ویترین‌های خود سازهایی از دوره زندیه و قاجار تا به امروز و بیش از 500 نمونه ساز محلی را به نمایش گذاشته است. البته در این میان 43 ساز در حوزه موسیقی دستگاهی از دست ساخته‌های قنبری مهر و برخی سازهای ابداعی استاد ژاله و دیگران نیز به چشم می‌خورد که به گفته علی مرادخانی، مدیر موزه همگی از گنجینه‌های ملی ایران هستند.‌در تمام روزهای عمر 2 ساله موزه، تلاش بر این بوده که سازهای مختلفی وارد و بخش زیربنایی آن تکمیل شود، ولی از آنجا که موزه موسیقی تهران یک نهاد غیرانتفاعی است، شاید روند وارد شدن سازها به آن و دیگر برنامه‌های تجهیزش با تاخیر صورت می‌گیرد.

علی مرادخانی ‌گرچه قبول دارد این موزه با سرعت لازم و درخوری تجهیز نمی‌شود، اما تاکید می‌کند: ما در این مدت کوتاه، سازهایی از محمدرضا درویشی را که مجموعه‌ای بزرگ است در کنار بخش اعظمی از سازهای محلی ایران به موزه وارد کرده‌ایم که بخشی اهدا و تعدادی خریداری شده‌اند. برای همین با جرات می‌توان گفت که هم‌اکنون گنجینه ارزشمندی از موسیقی نواحی ایران را در موزه داریم.او ادامه می‌دهد: البته در کنار سازهایی که خریداری یا از سوی هنرمندان اهدا می‌شوند، نباید غنی شدن کتابخانه این مجموعه را هم نادیده گرفت، چراکه اکنون این بخش موزه از لحاظ تعداد عناوین کتاب‌ها و سامانه اداری بسیار متحول شده است.

سازهای گرانقیمت

روند ورود سازها به موزه موسیقی به دو صورت اهدایی و خرید صورت می‌گیرد که به گفته مرادخانی تمام سازهایی که برای موزه خریداری می‌شوند، توسط کمیسیون ارزشیابی متشکل از اساتید برجسته از نظر اصالت، قدمت، سلامت ساز و... بررسی و قیمت‌گذاری و طی مذاکره با دارنده آن و پرداخت مبلغ تعین شده، ساز خریداری می‌شود.

مدیر موزه موسیقی با اشاره به تلاش این مرکز برای درآمدزایی، می‌گوید: با برپایی کلاس‌های آموزش مرمت‌ ساز، راه‌اندازی یک استودیو برای ضبط موسیقی و احداث یک سالن کوچک موسیقی برای اجراهای اساتید، به دنبال آن هستیم تا بتوانیم بخشی از هزینه‌های خود را تامین کنیم و نگذاریم میراث فرهنگی سازهای ایران به دست سوداگران بیفتد.وقتی وارد هر موزه‌ای می‌شویم شاید بعد از دیدن هنرهای ایرانی به دنبال آثاری از کشورهای دیگر باشیم تا بتوانیم ‌علاوه بر آشنایی با آنها به تفاوت هنر خود با دیگران بپردازیم، اما وقتی درهای موزه موسیقی تهران به روی مخاطبان باز می‌شود، تنها با سازهای ایرانی مواجه می‌شوند. مرادخانی مدیر موزه موسیقی در این‌باره می‌گوید: ما دستور کارمان این است که چراغ خانه خودمان را روشن کنیم بعد وارد حوزه موسیقی جهان شویم، چراکه کار در زمینه موسیقی دنیا کار زیادی می‌برد که ما نه جای آن را داریم و نه امکانش را.

موزه‌ای در میان بازار کاغذ

ابوالحسن صبا یکی از راویان موسیقی ایرانی است که هنرش را از درویش خان، علینقی وزیری و میرزا عبدالله وام گرفته و با تربیت نوازندگانی چون همایون خرم، فرامرز پایور، حسن کسایی، داریوش صفوت، علی تجویدی و... آن را به نسل کنونی معرفی کرده است.خانه صبا که روزی میزبان بزرگان موسیقی امروز ما بوده، هم‌اکنون در میان مغازه‌های کاغذ خیابان ظهیرالدوله، خانه ـ موزه‌ای شده که هر روز هنردوستان را برای بازدید از خود صدا می‌زند.

موزه موسیقی تهران که هم‌اکنون 2 سال از راه‌اندازی دوباره‌اش می‌گذرد در ویترین‌های خود سازهایی از دوره زندیه و قاجار تا به امروز و بیش از 500 نمونه ساز محلی را به نمایش گذاشته‌است

حمیدرضا شبابی که عهد‌ه‌دار موزه موسیقی صباست، درباره اهمیت این مرکز فرهنگی می‌گوید: موزه صبا اولین موزه موسیقی بود که توسط خانواده آن زنده‌یاد در اختیار فرهنگ دوستان قرار گرفت که البته با توجه به مساحت و توان مالی‌اش نباید آن را با دیگر موزه‌های پایتخت مقایسه کرد.‌وی درباره روند تجهیز و گسترش موزه صبا توضیح می‌دهد: از زمانی که موزه را افتتاح کردیم تمام وسایل، عکس‌ها و سازهای استاد صبا را همراه ‌ عروسک‌های فرهنگ‌های مختلف ایران ـ که متعلق به همسرشان بود ـ در ویترین‌های خانه صبا جای دادیم که البته آنهایی که نیاز به مرمت داشتند توسط استاد قنبری مهر، بازبینی و احیا شدند.

شاگردان صبا در خانه استاد

از آنجا که موزه صبا تنها به آثار این هنرمند اختصاص دارد، در 2 سال بازگشایی‌اش طرح راه‌اندازی بخش مکتبخانه، سایت و... را برای خود دارد، اما یکی از مواردی که احتمال انجام آن در آینده‌ای نه چندان دور وجود دارد قرار گرفتن آثار شاگردان صبا به صورت مقطعی در این موزه است.

شبابی در این‌باره می‌گوید: متاسفانه ما به دلیل کمبود جا، چنین امکانی نداریم و هم‌اکنون نیز از تمام امکانات موزه از جمله دیوارها و سالن نمایش هم برای آثار خود استاد صبا بهره می‌بریم .مشکل عمده موزها، استقبال نکردن مردم از آنهاست که موزه صبا هم از آن مستثنی نیست. شبابی میزان استقبال از موزه صبا را کم ارزیابی کرده و می‌گوید: متاسفانه تهران به نسبت شهرستان‌ها از نظر بازدیدکننده از مراکز فرهنگی عقب افتاده است و باید در این زمینه یک اقدام کارشناسی صورت گیرد.

وی ادامه می‌دهد: متاسفانه موزه‌های تهران امکان دیده‌شدن را آن هم به دلیل تبلیغات نامناسب ندارند و این خود باعث می‌شود گردشگری که وارد شهر شود از وجود چنین مکان‌هایی بی‌اطلاع باشد.

همکاری نکردن خانه موسیقی با موزه صبا

شبابی با اشاره به عدم ارتباط موزه صبا با دیگر نهادها از جمله موزه موسیقی و خانه موسیقی می‌گوید: متاسفانه ما ارتباط خاصی با آنها نداریم و این در حالی است که نهادهایی مثل خانه موسیقی می‌توانند در روند کارهای موزه حتی میزان بازدیدکنندگان و معرفی آن به دیگران نقش مهمی داشته باشند.او می‌افزاید: به عنوان مثال مسوولان جشنواره‌های موسیقی می‌توانند مهمانان داخلی و خارجی را برای بازدید به‌موزه بیاورند که تاکنون چنین نشده است. ما حتی در این مدت بارها از هنرستان موسیقی دعوت کردیم که هنرجویانشان را به موزه بیاورند که تا این لحظه هیچ اتفاقی نیفتاده است.

موزه‌ای در دل کویر

اگر از پایتخت ایران دور شویم و نگاهی به شهر کرمان بیندازیم، متوجه فعالیت عده‌ای پژوهشگر می‌شویم که با تلاش بی‌وقفه خود انواع سازهای محلی، کلاسیک و سنتی را از دل روستاها و شهرها بیرون کشیده‌اند و در مکانی با عنوان موزه جای داده‌اند.‌یکی از پژوهشگرانی که در این روند نقش پررنگی داشته، فواءد توحیدی است که تاکنون سازهای منحصر به فردی را جمع‌آوری و در ویترین‌های موزه موسیقی کرمان به نمایش گذاشته است. او در این‌باره می‌گوید: موزه کرمان هم‌اکنون 400 ساز موسیقی نواحی، کلاسیک، ایرانی و غیرایرانی را از دوره باستان تا به امروز در خود نگهداری می‌کند.‌این موزه از نظر عنوان بسیار کامل اما از نظر آرشیوسازی، ناقص است و در آن تنها از13 کشور جهان نمونه‌ای به نمایش گذاشته شده است.توحیدی ادامه می‌دهد: ما علاوه بر وجود سازها، دستنوشته‌هایی از هنرمندان برجسته ایران از جمله روح‌الله خالقی، خوانساری، وهابی، عبادی، محجوبی و دیگران داریم. همچنین بخشی از موزه را نیز به نمایش دستگاه‌های قدیمی پخش موسیقی، آثار نقاشی هنرمندان، آثار صوتی- تصویری، عکس و کارگاه سازسازی استاد مسعود کرمانی اختصاص داده‌ایم.

موزه کرمان شاید به تهران بیاید

به گفته فواءد توحیدی، بیشترین آثار به نمایش گذاشته در این موزه، به سازهای اهدایی هنرمندان اختصاص دارد و شاید بتوان گفت هیچ سازی توسط موزه خریداری نشده است، چراکه بودجه‌ای برای این امر در اختیار ندارد.

وی ادامه می‌دهد: با این که موزه موسیقی کرمان زیر‌نظر میراث فرهنگی است، اما مسوولان این سازمان هیچ حمایتی از پیشینه موسیقی ایران نمی‌کنند و نسبت به آن بی توجه هستند.در این سال‌ها سازمان میراث فرهنگی اقدامات لازم را برای تجهیز موزه موسیقی کرمان انجام نداده است و حتی از نظر ایمن سازی ساختمان موزه نیز کاری صورت نداده، به گونه‌ای که اگر زلزله کوچکی شهر را بلرزاند، بی‌شک ساختمان موزه بر سر سازها خراب می‌شود.

توحیدی با تایید این مطلب تاکید می‌کند: ما تاکنون درخواست‌های زیادی را برای انجام برخی حمایت‌ها از سازمان میراث فرهنگی داشته‌ایم که متاسفانه هیچ‌کدام عملی نشده است که اگر باز هم ترتیب اثری به درخواست‌های ما در این زمینه داده نشود، ما موزه ساز کرمان را به تهران منتقل می‌کنیم.این پژوهشگر موسیقی با ابراز تاسف از خراب شدن تعدادی از سازهای موزه به دلیل نگهداری نامناسب می‌گوید: متاسفانه به دلیل رطوبت و گرما و نیز عدم رعایت استانداردهای لازم پوست و بدنه برخی سازها خراب شده و اگر این روند ادامه یابد از موزه ساز کرمان چیزی باقی نخواهد ماند.

موزه‌ای در ساحل خلیج فارس

بوشهر که میراث موسیقایی گرانبهایی دارد، چند سالی است که در خود موزه‌ای را جای داده است که تنها به نگهداری و نمایش سازهای منطقه‌ای اختصاص دارد و پذیرای هیچ‌گونه ساز غیر بومی نیست.محسن شریفیان پژوهشگر موسیقی بوشهر درخصوص این موزه که شاید از دید خیلی‌ها دور مانده است، می‌گوید: موزه ساز بوشهر یکی از اختصاصی‌ترین موزه‌های موسیقی ایران است که تنها سازهای بومی بوشهر و مناطق اطراف را در خود جای داده است که به دلیل ضعف اطلاع‌رسانی خیلی‌ها از وجود آن بی‌اطلاع هستند.

وی در ارتباط با بهره‌گیری این موزه از امکانات رسانه‌ای جدید توضیح می‌دهد: در موزه بوشهر برخلاف سایر موزه‌ها یک لوح فشرده ارائه می‌شود که هر مخاطب می‌تواند با قرار‌گرفتن در کنار ویترین‌ها و دیدن آن، به صورت تصویری نحوه ساز زدن، صدای ساز و مشخصات آن را بشنود.

شریفیان با انتقاد از نگاه غیرتخصصی مسوولان به موسیقی می‌گوید: متاسفانه موزه‌های موسیقی به جای آن که نگاه حرفه‌ای به این هنر داشته باشند، بیشتر جنبه تزئینی دارند.او ادامه می‌دهد: ما در معرفی موزه‌ها با ضعف مدیریتی روبه‌رو هستیم و این مساله باعث شده نه در کشور خودمان و نه در سایر کشورهای دنیا شناخته شویم.

شریفیان معتقد است موزه موسیقی تهران با رایزنی می‌تواند سازهای ایرانی را در موزه‌های کشورهای مختلف دنیا نمایش دهد و از حضور سازهای دیگر کشورها نیز در موزه بهره ببرد. البته باید پذیرفت که موزه موسیقی تهران تنهاست و باید به آن فرصت داد که خودش را در بین مردم ایران و دنیا جا بیندازد.

امیرسعید بورنگ ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها