در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاکی به پلیس گفت: روز حادثه در حال بازگشت به خانه بودم. به محض پیاده شدن از خودرو، ناگهان راکبان یک دستگاه موتورسیکلت که چاقو همراه داشتند، راهم را سد کرده و به زور طلاهایم را سرقت کردند.سارقان قصد سرقت کیفم را داشتند که با آنها درگیر شدم.
شاکی اضافه کرد: هنگام جدال با آنها، مردی جوان که راننده یک خودروی پراید بود، به سارقان ملحق شد و 3 نفری مرا کتک زدند.
وی افزود: مردان غریبه قصد ربودن مرا داشتند که درپی فریادهای کمکخواهیام، رهگذران متوجه ماجرا شدند و به کمکم آمدند.
با تشکیل پرونده قضایی در این زمینه، تحقیقات آغاز شد. ماموران با حضور در محل حادثه و تحقیق از شاهدان متوجه شدند زمانی که زن جوان در خیابان ستاری، از خودرو پیاده شده، راکبان موتورسیکلت و راننده یک خودروی سواری با حمله کردن به وی، قصد ربودن او را داشتهاند.
با مشخص شدن این موضوع، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازهای شد. با اطلاعات به دست آمده از شاکی چهرهنگاری رایانهای از متهمان صورت گرفت.
دستگیری یکی از آدمرباها
در حالی که ماموران در جستجوی 3 آدمربای فراری بودند، یکی از شاهدان حادثه با پلیس تماس گرفت و خبر داد یکی از متهمان فراری را داخل مغازهای در مرکز شهر دیده است.
ماموران عازم محل فوق شدند و متهم را هنگام خروج از مغازه دستگیر کردند. مرد جوان در بازجویی پلیسی ادعا کرد به اشتباه دستگیر شده و با شاکی آشنایی ندارد اما با احضار شاکی به مرکز پلیس و مواجهه حضوری او با متهم، معلوم شد او یکی از همان 3متهم تحت تعقیب پلیس است.
انکار به همدستی با آدمرباها
در مرحله بعدی از تحقیقات، متهم اعتراف کرد من با دیدن 2 دوستم که در حال جدال با زن جوان بودند، به سمت آنها رفتم. از اینکه آنها طلاهای شاکی را دزدیده و قصد آدمربایی داشتند، بیخبر بودم. در پی اظهارات متناقض متهم، او اکنون با قرار قانونی در زندان به سر میبرد. تحقیقات تکمیلی از وی برای مشخص شدن دیگر ابعاد پرونده و دستگیری 2 آدمربای فراری ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: